بسم الله الرّحمن الرّحيم

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انساني، گروه تربيت بدني و علوم ورزشي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A)
گرايش: مديريت ورزشي
عنوان:
ارتباط استرس شغلي با کيفيت زندگي در مربيان ورزش شهر شيراز
استاد راهنما:
دکتر عباس نظريان مادواني
نگارش:
زهرا رافضي
تابستان 1393

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انساني، گروه تربيت بدني و علوم ورزشي
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A)
گرايش : مديريت ورزشي
عنوان:
ارتباط استرس شغلي با کيفيت زندگي در مربيان ورزش شهر شيراز
نگارش:
زهرا رافضي
ارزيابي و تصويب شده توسط کميته داوران پايان نامه با درجه عالي
امضاء اعضا کميته پايان نامه
دکتر عباس نظريان مادواني (استاد راهنما)
دکتر يونس محمدزاده (استاد داور 1)
دکتر وحيد رفيعي ده‌بيدي (استاد داور 2)
مدير گروه تحصيلات تکميلي مدير/ معاون پژوهش و فن آوري دانشگاه
دکتر يونس محمدزاده ……………………………………………….
تابستان 1393
تعهد اصالت رساله يا پايان نامه تحصيلي
اينجانب زهرا رافضي دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد در رشته تربيت بدني و علوم ورزشي گرايش مديريت ورزشي که در تاريخ 31/6/93 از پايان نامه خود تحت عنوان “ارتباط استرس شغلي با کيفيت زندگي در مربيان ورزش شهر شيراز” با کسب نمره و درجه عالي دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي شوم:
1) اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آنرا در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) اين پايان نامه قبلاً براي هيچ مدرک تحصيلي( هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاه ها و موسسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از پايان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و دانشگاه آزاد اسلامي واحد ارسنجان مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي: زهرا رافضي تاريــخ و امضــاء: اثر انگشت:
اين تعهد مي بايست در حضور نماينده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود
معاونت پژوهش و فناوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاء هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي گرديم اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفه اي و اعلام موضع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غيرعلمي مي آلايند.
2. اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غير علمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع در اختيار.
3. اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همكاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي كه منع قانوني دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعايت حريم ها و حرمت ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شكني.
5. اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت كامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان،حيوان ونبات) و ساير صاحبان حق.
6. اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و كشور و كليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7. اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8. اصل مالكيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت كامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و كليه همكاران پژوهش.
9. اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه كشور در كليه مراحل پژوهش.
تقديم به:
مقدس ترين واژه ها در لغت نامه دلم
مادر مهربانم، که زندگيم را مديون مهر و عطوفت آن مي دانم.
پدرم، به او که نمي دانم از بزرگي اش بگويم يا مردانگي، سخاوت، سکوت، مهرباني و …..
همسرم، که نشانه لطف الهي در زندگي من است.
سپاسگزاري
به مصداق “من لم يشکر المخلوق، لم يشکر الخالق” بي شائبه است از استاد فرهيخته و فرزانه جناب دکتر عباس نظريان مادواني که با کرامتي چون خورشيد، سرزمين دل را روشني بخشيدند و گلشن سراي علم و دانش را با راهنمايي‌هاي کارساز و سازنده بارور ساختند، تقدير و تشکر مي نمايم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول: مقدمه و معرفي
1-1. مقدمه3
1-2. بيان مساله5
1-3. اهميت و ضرورت تحقيق8
1-4. اهداف تحقيق10
1-4-1. هدف کلي10
1-4-2. اهداف تخصصي10
1-5. فرضيه تحقيق11
1-6. محدوده تحقيق11
1-7. تعريف مفاهيم نظري و عملياتي12
1-7-1. مفاهيم نظري12
1-7-2. مفاهيم عملياتي12
فصل دوم: مباني نظري تحقيق
2-1. مقدمه14
2-2. کيفيت زندگي14
2-3. فضاي مفهومي کيفيت زندگي 16
2-4. تعريف کيفيت زندگي18
2-5. ابعاد کيفيت زندگي19
2-5-1. بعد فيزيكي19
2-5-2. بعد اجتماعي19
2-5-3. بعد رواني 20
2-5-4. بعد جسمي 20
2-5-5. بعد روحي20
2-5-6. بعد محيطي20
2-6. خاستگاه نظري کيفيت زندگي 20
2-7. استرس23
2-7-1. تعاريف استرس 23
2-7-2. عوامل ايجاد کننده استرس24
2-8. محيط كاري و روابط حاكم بر محيط كار 25
2-9. عوامل موثر در افزايش ميزان استرس در محيط كار26
2-10. مراحل پاسخ دهي به استرس28
2-11. عوامل موثر در واکنش به استرس28
2-12. پيامدهاي حاصل از استرس29
2-13. استرس شغلي30
2-14. عوامل استرس زاي شغلي 30
2-15. تأثير استرس در عملکرد کارکنان در محيط کار 31
2-16. راههاي مقابله با استرس شغلي 32
2-17. استرس شغلي و راه هاي پيشگيري از آن32
2-17-1. شرايط كاري33
2-17-2. تراكم كاري33
2-17-3. ابهام نقش33
2-17-4. تعارض شغلي34
2-17-5. مسئوليت34
2-17-6. روابط با مافوق34
2-17-7. روابط با زيردستان35
2-17-8. روابط با همكاران35
2-17-9. عدم امنيت شغلي35
2-18. نشانه هاي استرس شغلي36
2-19. جمع بندي مباني نظري36
2-20. مروري بر پيشينه هاي تحقيق37
2-20-1. تحقيقات داخلي37
2-20-2. تحقيقات خارجي38
2-21. جمع بندي40
فصل سوم: روش شناسي تحقيق
3-1. مقدمه 43
3-2. روش تحقيق43
3-3. جامعه و نمونه آماري43
3-4. نمونه گيري43
3-5. روش جمع آوري اطلاعات44
3-6. متغيرهاي وارد در تحقيق44
3-7. روش و ابزار گردآوري اطلاعات44
3-8. روايي و پايايي پرسشنامه45
3-9. روش تجزيه و تحليل داده ها45
فصل چهارم: يافته هاي تحقيق
4-1. مقدمه47
4-2. استرس شغلي مربيان47
4-3. کيفيت زندگي مربيان48
4-4. بررسي نرمال بودن داده ها48
4-5. بررسي فرضيه هاي تحقيق49
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5-1. مقدمه55
5-2. خلاصه تحقيق55
5-3. بحث و نتيجه گيري56
5-4. پيشنهادات برخاسته از تحقيق58
5-5. پيشنهادات براي تحقيقات آينده59
منابع و مآخذ
منابع فارسي61
منابع انگليسي64
پيوست‌ها
پرسشنامه کيفيت زندگي67
پرسشنامه استرش شغلي71
چکيده انگليسي74
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 2-1. خلاصه پيشينه پژوهش41
جدول 3-1. نحوه امتياز دهي پرسشنامه استرس شغلي44
جدول 4-1. ميزان استرس شغلي مربيان47
جدول 4-2. آمار توصيفي مربوط به کيفيت زندگي مربيان و ابعاد آن48
جدول 4-3. نتايج آزمون کولوموگروف – اسميرنوف49
جدول 4-4. نتايج آزمون ضريب همبستگي در ارتباط با فرضيه اول تحقيق49
جدول 4-5. نتايج آزمون ضريب همبستگي در ارتباط با فرضيه دوم تحقيق50
جدول 4-6. نتايج آزمون ضريب همبستگي در ارتباط با فرضيه سوم تحقيق50
جدول 4-7. نتايج آزمون ضريب همبستگي در ارتباط با فرضيه چهارم تحقيق51
جدول 4-8. نتايج آزمون ضريب همبستگي در ارتباط با فرضيه پنجم تحقيق52
جدول 4-9. نتايج آزمون رگرسيون در ارتباط با فرضيه ششم تحقيق52
جدول 4-10. نتايج آزمون مدل رگرسيون در ارتباط با فرضيه ششم تحقيق52
ارتباط استرس شغلي با کيفيت زندگي در مربيان ورزش شهر شيراز
به وسيله: زهرا رافضي
چکيده
هدف از انجام تحقيق حاضر بررسي رابطه بين استرس شغلي و کيفيت زندگي مربيان شهر شيراز
مي باشد. روش تحقيق حاضر توصيفي از نوع همبستگي بود. جامعه آماري تحقيق حاضر شامل مربيان مرد به تعداد 2069 و زن به تعداد 1297 بود که از اين بين بر اساس جدول حجم نمونه مورگان و براساس انتخاب تصادفي ساده تعداد 327 مرد و 297 زن به عنوان نمونه آماري تحقيق حاضر انتخاب گرديدند. در اين پژوهش از دو پرسشنامه استرش شغلي فليپ ال زايس (1992) و پرسشنامه کيفيت زندگي نسخه جهاني استفاده گرديد. به منظور بررسي داده هاي تحقيق از آزمون هاي ضريب همبستگي پيرسون و اسپيرمن استفاده گرديد. نتايج تحقيق نشان داد که بين کيفيت زندگي و استرس شغلي مربيان رابطه معناداري منفي به مقدار 383/0- وجود دارد. نتايج همچنين نشان داد که بين استرس شغلي و ابعاد کيفيت زندگي مربيان نيز رابطه منفي معناداري وجود دارد. بنابراين پيشنهاد مي گردد ضمن توجه به غني سازي کيفيت زندگي مربيان، سطح استرس شغلي آنان را کاهش داد.

کلمات کليدي: استرس، کيفيت زندگي، مربيان ورزش
فصل اول
کليات تحقيق
1-1. مقدمه
در جوامع امروزي بدون داشتن يک شغل، زندگي کردن امکان پذير نيست و هر فرد به داشتن شغلي نيازمند است تا بتواند به سازمان اجتماعي وارد شود و در جامعه جايگاه و منزلتي بيابد. اشتغال براي ادامه زندگي و لقاي جامعه ضروري و اجتناب ناپذير است و زندگي هر فرد از راه کار کردن تامين مي شود و خود کفايي هر کشور به ميزان و نوع عملکرد شاغلان آن بستگي دارد (آريافر،1392). يکي از مباحث مهم در بحث عملکرد شاغلين، استرس شغلي مي باشد.
با در نظر گرفتن اهميت خشنودي شغلي و سلامت فرد؛ وجود منابع متعدد استرس، بر ميزان دسترسي کارکنان به سلامت روان و خشنودي اهميتي بسيار دارد، زيرا استرس زياد و شديد اصولا سلامت افراد را به مخاطره انداخته و از خشنودي آنها مي کاهد(فلانز و اويلي،2006). صرف نظر از اين که شغل افراد چه باشد، آنها نسبت به شغل خود، احساسات و نگرش هايي دارند. آنها ممکن است از برخي وجوه کار خود خوشنود و يا ناخشنود باشند و نسبت به مطلوبيت آنچه که انجام مي دهند، نظري منفي يا مثبت داشته باشند. کار صرف نظر از تامين مالي، مي تواند برخي نيازهاي اساسي انسان، نظير تحرک بدني ، تماس اجتماعي، احساس خود ارزشمندي، اعتماد و توانمندي را ارضاء کند، اما با اين وجود کار مي تواند منبع عمده استرس نيز باشد.
در قرن حاضر موضوع فشار رواني و استرس يکي از مهمترين زمينه هاي پژوهشي در علوم مختلف بوده است و بررسي تاثيرات آن بر زندگي انساني يکي از گسترده ترين قلمروهاي پژوهشي در عصر حاضر را تشکيل مي دهد. استرس و اضطراب يکي از اجزاي دايم هر روز زندگي هستند. همه ما در هر لحظه با مواردي روبه رو مي شويم که ممکن است استرس زا باشند. اين موارد شامل شناسايي پريشاني روزمره تا حوادث بزرگ زندگي مي شوند و ميزان استرس زا بودن هر يک از فردي به فرد ديگر فرق
مي کند (تقوي، 1389).
کارکنان ساعات زيادي را در محيط کار سپري مي کنند. نارضايتي شغلي و در پي آن استرس ظرف چند سال فرد شاغل را بيمار مي کند. براي همين کارشناسان به مديران پيشنهاد مي کنند به مساله استرس در محيط کار اهميت زيادي بدهند. آنها مي توانند افراد داراي استرس را شناسايي کنند و به آنها آموزش دهند. همچنين مي توانند در عملي پيشگيرانه عوامل استرس زا را از محيط کار حذف کنند. آيا ترجيح مي دهيم کارکناني شاداب و سالم و راضي داشته باشيم يا کارمنداني که پر از استرس و دچار بيمارهاي قلبي، فشار خون و …. هستند (اينالو،1391).
در سال 1970 کارازاک نظريه معروف کنترل تقاضا را ارايه نمود. بر اساس اين نظريه استرس شغلي وقتي رخ مي دهد که ميزان دامنه تصميم گيري، يا همان کنترل بر روي کار، کم باشد. بدين ترتيب برخي شغل ها داراي استرس بيشتر و برخي کمتر هستند. وي کليه مشاغل و افراد را به چهار گروه تقسيم نمود: مشاغل با استرس بالا، مشاغل با استرس پايين، مشاغل با استرس فعال و مشاغل با استرس غير فعال (به نقل از برودنيک و بارنز،2001). انسان ها از بدو پيدايش همواره به دنبال دستيابي به رفاه و آسايش بوده اند (دهنوي،1391) اما با پيشرفت و ارتقاي سطح بهداشت جوامع انساني، توجه به مسايل ذهني و عيني در مورد رفاه اهميت زيادي پيدا کرد و واژه طول عمر و درمان در برابر کيفيت زندگي قرار گرفت (فدريکو،2003).
کيفيت زندگي مفهوم وسيعي است که همه ابعاد زندگي را در بر مي گيرد. با وجود اين مفهوم آن براي هر کس منحصر به فرد و با ديگران متفاوت است. عليرغم اينکه در مورد تعريف کيفيت زندگي چالش هاي متعددي وجود دارد، ولي متخصصين در محدوده اي از مفاهيم با هم اتفاق نظر دارند. بعضي از متخصصان در مورد ذهني بودن و پويا بودن اين مفهوم توافق دارند. اغلب آنها معتقدند کيفيت زندگي يک مفهوم چند بعدي و در برگيرنده حقايق مثبت و منفي زندگي است. از طرفي عده اي ان را در يک مفهوم فردي قلمداد مي نمايند. به اين معنا که حتما بايد توسط خود شخص و بر اساس نظر او تعيين گردد (شکرکن،1381). فرل و ايزدام و وينزل (1989) نظريه اي از کيفيت زندگي ارايه دادند طبق نظريه آنان کيفيت زندگي عبارت است از پيشگيري و آرام کردن ناراحتي رواني و جسمي، حفظ عملکرد رواني و جسمي و داشتن چارچوب حمايتي. طبق اين نظريه کيفيت زندگي 4 بعد دارد: بهزيستي جسمي، بهزيستي روان شناختي، بهزيستي اجتماعي و بهزيستي معنوي (به نقل از آريافر،1392).
در حوزه ورزش نيز تحقيقاتي برروي استرس شغلي و کيفيت زندگي انجام گرديده است. نصري و واعظ موسوي(1385) در تحقيق خود به اهميت کيفيت زندگي اشاره نمودند و اهميت اين مقوله را در موفقيت مربيان خاطر نشان نمودند. محمد زاده و همکاران (1391) در تحقيق خود به نقش استرس بر عملکرد منفي مريبان اشاره نمود. رمضاني نژاد و همکاران (1375) در تحقيق خود ، مربيان تربيت بدني بيشتر از حد متوسط با عوامل استرس زا روبرو هستند.. با بررسي تحقيقات مشخص مي گردد که کيفيت زندگي مفهومي مهم بر عملکرد مربيان مي باشد. يکي از عواملي که تاثير به سزايي بر مربيان مي گذارد استرس شغلي مي باشد. ماهيت شغلي مربيان وجود استرس شغلي را مهيا مي سازد. با توجه به اهميت مقوله کيفيت زندگي و استرس شغلي تحقيق حاضر سعي در مطالعه اين دو مقوله در حوزه ورزش و در بين مربيان ورزش را دارد.

1-2. بيان مساله
کيفيت زندگي1 يکي از مهم‌ترين مسائل پيش روي جهان امروز و از مباحث اساسي در تکوين سياست‌گذاري اجتماعي محسوب مي‌شود که موضوعاتي چون رفاه، ارتقاء کيفيت زندگي سلامت ‌محور، رفع نيازهاي اساسي، زندگي رو به رشد و رضايت‌بخش، نوع ‌دوستي و از خود گذشتگي در ميان جماعات را در بر مي‌گيرد.
با توجه به مهم تلقي کردن کيفيت زندگي براي افراد جامعه، تلاش براي ارتقاء آن از اصلي ترين اصول و اولويت هاي برنامه ريزان و سياست گذران اجتماعي و مديران و مسئولان حکومتي در هر جامعه و کشوري است. لذا به جرات مي توان گفت کليه برنامه ها، سياست ها و عمليات هاي اجرايي در يک جامعه در راستاي ارتقاء کيفيت زندگي مردم آن جامعه است. کيفيت زندگي مفهومي است که احساس خوب بودن را از نظر جسماني و رواني دربرمي گيرد. ونگر و فربرگ2 کيفيت زندگي را به عنوان آن دسته خصوصياتي تعريف مي کنند که براي فرد ارزشمند است و حاصل احساس راحتي يا ادراک “خوب بودن” است و در راستاي توسعه و حفظ منطقي عملکرد جسماني، هيجاني و عقلاني است (بوبس و همکاران، 2001). ارزيابي کيفيت زندگي کمک مي کند تا مشکلات افراد و بيماران به طور بنيادي تر مورد توجه قرار گرفته و روش هاي درماني مورد تجديد نظر قرار گيرند (باري، 2002). نتايج مطالعات كيفيت زندگي مي تواند به ارزيابي سياست ها، رتبه بندي مكان ها، تدوين استراتژي هاي مديريت و برنامه ريزي در هر جامعه اي كمك كرده و درك واولويت بندي مسايل اجتماع براي برنامه ريزان و مديران آن جامعه را به منظور ارتقاي كيفيت زندگي شهروندان تسهيل سازد. همچنين يافته هاي كيفيت زندگي مي تواند براي باز شناسي استراتژي هاي سياسي قبلي و طراحي سياست هاي برنامه ريزي آينده استفاده شوند (لي، 2008). علاوه بر اين، مطالعات كيفيت زندگي مي تواند به شناسايي نواحي مسأله دار، علل نارضايتي مردم، اولويت هاي شهروندان در زندگي، تاثير فاكتورهاي اجتماعي- جمعيتي بر كيفيت زندگي و پايش و ارزيابي كارايي سياست ها و استراتژي ها در زمينه كيفيت زندگي كمك كند.در رويکردي عملي کيفيت زندگي به عنوان يک مفهوم کلي تعريف مي شود که تمام ابعاد زيستي شامل رضايت مادي، نيازهاي حياتي، به علاوه جنبه هاي انتقالي زندگي نظير توسعه فردي، خودشناسي و بهداشت اکوسيستم را پوشش مي دهد(غفاري و اميدي، 1388). کار نيز جنبه اي از زندگي است که صرف نظر از منابع مالي برخي از نياز هاي اساسي آدمي نظير تحرک رواني و بدني ، نياز هاي اجتماعي و احساسات خود ارزشمندي را ارضاء مي کند. با وجود اين، کار مي تواند منبع فشار رواني نيز باشد. در دهه اخير موضوع استرس و آثار آن در زندگي انسان مورد توجه بسيار واقع گرديده است (الواني، 1381). امروزه استرس جز جدايي ناپذير اکثريت مشاغل از جمله مشاغل ورزشي مي باشد.
استرس3 يکي از عمده ترين مسائل پزشکي و اجتماعي روز است. استرس در مفهوم عام آن عاملى است که همواره تعادل فيزيکى و روانى فرد را به هم زده و با ايجاد مشکلات روان تنى و مشکلات روانى کارآيى فرد را در ابعاد مختلف زندگي- شغلى، خانوادگى و اجتماعى کاهش مى دهد. در روانشناسى استرس به معنى تحت فشار روحى و روانى قرار گرفتن تلقى شده است. در اين حالت جسم و روان به تقاضاهاى درونى و بيرونى با فشار پاسخ مى دهند. استرس هنگامى رخ مى دهد که فرد واکنش هاى خود را در مواجهه با محرکهاى درونى و بيرونى ناتوان ببيند که همانا پيامد آن از دست رفتن تعادل روانى فرد است (الواني،1381).
در دنياي كنوني خصوصاً سازمان ها، استرس به عنوان يكي از آفات نيروي انساني شناخته شده است. اثرات مخرب استرس بر زندگي فردي و اجتماعي بسيار وسيع مي باشد. بنابراين، كاركنان هر سازمان به طور كلي از آسيب‌پذيرترين قشرها در برابر استرس هستند (الواني، 1384). استرس شغلي4 را مي‌توان روي هم جمع شدن عامل هاي استرس‌زا و وضعيتهاي مرتبط با شغلي دانست که اکثر افراد نسبت به استرس‌زا بودن آن اتفاق نظر دارند. همچنين استرس شغلي را مي‌توان کنش متقابل بين شرايط کار و ويژگيهاي فردي شاغل به گونه‌اي که خواست هاي محيط کار بيش از آن است که فرد بتواند از عهده آنها برآيد تعريف کرد. از آثار مخرب استرس مي توان به ناتواني هاي فيزيكي و تغييرات رواني فرد اشاره نمود که مي تواند بر روي عزت نفس و كيفيت زندگي افراد تأثير بگذارد (لوک، 1996). مطالعات زيادي نشان داده كه حالات استرس و اضطراب مهم ترين تعيين كننده هاي ميزان كيفيت زندگي در افراد مبتلا به مولتيپل اسكلروزيس هستند (جانسون و همکاران، 2003).
درباره حرفه مربيگري و ويژگي هاي آن مطالب متنوع و گوناگوني توسط صاحب نظران ارائه شده و کتاب هاي مختلف روان شناسي ورزشي نيز هر کدام بخشي را به بحث درباره اين حرفه جذاب و دشوار اختصاص داده اند (محدث و همکاران، 1389). مربيان محور و رکن اصلي تيم هاي ورزشي هستند و در بين 3 عامل ورزشکار، مربي و تماشاگر؛ مربي سازمان دهنده قوي و زيربناي هر پيشرفت ورزشي يا تيمي است.
در ورزش نه تنها بازيکنان بلکه مربيان نيز بايد هميشه در اوج باشند و عملکرد عالي در نقش خود داشته باشند. مربيان مي توانند با کنترل متغيرهاي روانشناسي خود توانايي و مهارت هاي خود را بهبود دهند و در شغل خود به نتايج درخشاني برسند (گيمونو و همکاران، 2013). امروزه در ورزش مربيان نقش ويژه اي را بر عهده دارند. موفقيت آنان منجر به موفقيت کل تيم مي گردد (هامپسون و همکاران، 2012). بنابراين جا دارد که تحقيقاتي در مورد مربيان به انجام رسد. استرس شغلي و کيفيت زندگي از جمله عوامل تاثير گذار بر عملکرد مربيان مي باشد. با توجه به اهميت اين دو مقوله بر عملکرد مربيان؛ در تحقيق حاضر در پي آن هستيم که از روي متغير استرس شغلي؛ کيفيت زندگي در بين مربيان شهر شيراز را تبيين نماييم.

1-3. اهميت و ضرورت تحقيق
هر جامعه اي زماني از پويايي و نشاط لازم برخوردار خواهد بود که شهروندان آن از سلامت جسماني و رواني اجتماعي مطلوب برخوردار گردند. شاخص امروز پيشرفت يک اجتماع “کيفيت زندگي” است که در برگيرنده مهمترين عواملي است که شرايط زندگي در جامعه و رفاه شخصي افراد را تعيين مي کنند. طي دهه هاي اخير کيفيت زندگي يکي از اساسي ترين نکات مورد توجه در علوم اجتماعي است که در آن پارامترهاي غير مادي چون کيفيت کار، سطح با سوادي و فرهنگ، استاندارد پزشکي و بهداشت، کيفيت فراغت و تفريح، شرايط محيط زيست، جو سياسي، احساس خوشبختي و حتي آزادي و اعتماد ملي مورد بررسي قرار مي گيرد (دهنوي،1391). کيفيت زندگي متغيري مهم در علوم مختلف از جمله علوم ورزشي مي باشد. در حوزه ورزش کيفيت زندگي به واسطه عواملي مي تواند دچار تغير گردد. ازجمله اين عوامل استرس شغلي مي باشد.
استرس با جزء جزء زندگي بشر عجين شده است و در تعيين سلامت يا بيماري انسان اهميتي بسيار دارد. پژوهشگران به شناسايي و معرفي منابع متعدد استرس اقدام کرده اند. اين منابع ممکن است در محيط بيروني يا دروني شخص باشد. زندگي در ميان جمعيت هاي متراکم، آلودگي صوتي و محيطي، ويژگي هاي مشاغل موجود در جوامع پيچيده، وجود يا نبود ارتباطات شخصي در محيط هاي شغلي، گستردگي ارتباطات اجتماعي و تعامل با طيفي گسترده از خويشان، دوستان و همکاران و ديگر افراد جامعه و نقش هاي متعدد و چندگانه ي اجتماعي که افراد عهده دار آنها هستند، همه و همه از عوامل بيروني استرس به شمار مي آيند که سلامت بالقوه ي بشر را به خطر مي اندازد. در مقابل، طرز تلقي و راهبردهاي رويارويي، آمادگي شخصي و تجربه هاي ناخوشايند دوران کودکي از عامل هاي شخصي و دروني استرس هستند (رمضاني نژاد، 1389).
امروزه اهميت نقش مريبان در ورزش بر کمتر کسي پوشيده مي باشد. براساس تجربيات ورزش قهرماني، مربياني که هم از لحاظ فني و هم از لحاظ دانش مربيگري سرآمد بوده اند در موفقيت
تيم هايشان و ارائه کار گروهي بهتر بازيکنان نقش موثرتري ايفا نموده اند. مربيگري از جمله مشاغل پيچيده اي است که انجام آن از عهده هر کسي بر نمي آيد. مربي کارآمد با استفاده از دانش و تجربه خود مي تواند موجب بهبود عملکرد ورزشکاران و در نهايت، موفقيت تيم خود شود. در واقع مربي، به عنوان رهبر تيم، سازنده زيربناي پيشرفت ورزشکاران و فراهم کننده بخش بزرگي از شرايط پيروزي و موفقيت است (رمضاني نژاد و همکاران، 1391).
توجه به عوامل ايجاد کننده استرس شغلي سبب مي گردد تا راه هاي کنترل آنرا بشناسيم. يکي از اين عوامل کيفيت زندگي افراد مي باشد. کيفيت زندگي افراد با يکديگر متفاوت مي باشد (آريافر،1392). توجه به رابطه بين استرس شغلي و کيفيت زندگي در بين معلمان و مربيان مي تواند سبب شناسايي راهکارهاي به منظور رفع اين نوع استرس در بين افراد گردد(رمضاني نژاد و همکاران،1391). شناسايي ميزان استرس شغلي و همچنين کيفيت زندگي مربيان مهم و ضروري مي باشد. پي بردن به اين رابطه سبب ارائه راهکارهاي عملي سبب برچيدن استرس شغلي مربيان در حوزه ورزش مي گردد. بنابراين با توجه به کمبود تحقيقات علمي در اين حوزه در کشور ما؛ ضرورت اجراي اين تحقيق فراوان مي باشد. استرس شغلي در مربيان ورزش جزئي از شرايط شغلي مربيان مي باشد، بنابراين مي تواند کيفيت زندگي را تحت الشعاع قرار دهد.
مربي گري، شغل چالش انگيزي است که فشار و استرس در آن دائمي است. اين به علت استرس هاي منحصر به فردي است که در اين حرفه وجود دارد، شامل فشار براي برنده شدن، تداخل والدين در کار يا بي اعتنايي، مشکلات انضباطي، ساعت هاي طولاني که صرف برنامه ريزي، تمرين، سفر و عضوگيري
مي شود (رمضاني نژاد و همکاران، 1391).
در شغل مربيگري استرس شغلي به صورت هميشگي تقريبا موجود مي باشد. اين استرس مي تواند بر روي بسيار از جنبه هاي مربيان تاثير گذار باشد. يکي از اين موارد کيفيت زندگي مي باشد. به نظر
مي رسد استرس شغلي مي تواند کيفيت زندگي مربيان را تغيير داد. بررسي کيفيت زندگي مربيان
مي تواند مهم و ضروري باشد. اين متغيير مي تواند به مربيان در اثربخشي شغليشان کمک فراواني نمايد. از اين رو با توجه به اهميت اين دو متغيير، در تحقيق حاضر سعي در بررسي تاثير استرس شغلي بر کيفيت زندگي مربيان شهر شيراز را داريم.

1-4. اهداف تحقيق
1-4-1. هدف کلي
هدف کلي تحقيق حاضر تعيين رابطه بين استرس شغلي و کيفيت زندگي مربيان ورزش شهر شيراز مي باشد.

1-4-2. اهداف تخصصي
1. تعيين رابطه استرس شغلي با سلامت جسماني مربيان ورزش شهر شيراز
2. تعيين رابطه استرس شغلي با سلامت رواني مربيان ورزش شهر شيراز
3. تعيين رابطه استرس شغلي با روابط اجتماعي مربيان ورزش شهر شيراز
4. تعيين رابطه استرس شغلي با سلامت محيط مربيان ورزش شهر شيراز
5. تعيين رابطه استرس شغلي با کيفيت زندگي مربيان ورزش شهر شيراز
6. پيش بيني کيفيت زندگي از طريق استرس شغلي مربيان ورزش شهر شيراز

1-5. فرضيه تحقيق
1. بين استرس شغلي و سلامت جسماني مربيان ورزش شهر شيراز رابطه معناداري دارد.
2. بين استرس شغلي و سلامت رواني مربيان ورزش شهر شيراز رابطه معناداري دارد.
3. بين استرس شغلي و روابط اجتماعي مربيان ورزش شهر شيراز رابطه معناداري وجود دارد.
4. بين استرس شغلي و سلامت محيط مربيان ورزش شهر شيراز رابطه معناداري وجود دارد.
5. بين استرس شغلي و کيفيت زندگي مربيان ورزش شهر شيراز رابطه معناداري وجود دارد.
6. استرس شغلي، کيفيت زندگي مربيان ورزش شهر شيراز را پيش بيني مي کند.

1-6. محدوده تحقيق
قلمرو سني: جامعه آماري تحقيق حاضر شامل تمامي مربيان شهر شيراز در هر رده سني مي باشد که زير نظر اداره ورزش و جوانان شهر شيراز مشغول به فعاليت مي باشند.
قلمرو مکاني: محدوده مکاني تحقيق حاضر شامل شهر شيراز مي باشد.
قلمرو زماني: جمع آوري اطلاعات در زمستان 1392 و بهار 1393 انجام گرفت.
1-7. تعريف مفاهيم نظري و عملياتي
1-7-1. مفاهيم نظري
1. استرس شغلي5:
نوعي استرس مي باشد که با محيط کار يا عوامل مرتبط با محيط کار فرد ارتباط دارد (ستوده،1381).
2. کيفيت زندگي6:
ادراک افراد از موقعيتشان در زندگي ، در متن فرهنگ و نظام هاي ارزشي که در ان زندگي مي کنند و در ارتباط با اهداف، انتظارات، ارتباطات و نيازهايشان است (دهنوي،1391).

1-7-2. مفاهيم عملياتي
1. استرس شغلي:
پاسخي است که از طرف نمونه هاي تحقيق به پرسشنامه استرس شغلي فليپ رايس (1992) داده
مي شود.
2. کيفيت زندگي:
پاسخي است که از طرف نمونه هاي تحقيق به پرسشنامه کيفيت زندگي سازمان بهداشت جهاني (1991) داده مي شود.
فصل دوم
مباني
2-1. مقدمه
در اين قسمت در ابتدا مباني نظري تحقيق در ارتباط با استرس شغلي و کيفيت زندگي در مربيان ورزش بيان خواهد شد و سپس به بررسي پيشينه تحقيق در ارتباط با اين دو متغير پرداخته خواهد شد و سپس جمع بندي پيشينه بيان مي شود.

2-2. کيفيت زندگي
کيفيت زندگي مفهومي است با ماهيت انتزاعي و ابعاد گوناگون و دست يافتن به يک تعريف جامع و کلي براي اين واژه بسيار دشوار و ناممکن، ولي بر اساس کاربرد هاي ان توسط مراجع و افراد مختلف
مي توان از آن تعاريفي عملياتي ارائه نمود. همان طور که ذکر شد اين واژه مفهومي چند بعدي و چند وجهي دارد. بنابراين براي بررسي آن نيازمند به اتخاذ تصميم و رهيافتي ميان رشته اي و فرا رشته اي است. در حال حاضر بيش از يک صد تعريف از کيفيت زندگي در متون علمي وجود دارد ولي به طور کلي به وسيله حيطه هاي که در بر گيرنده کيفيت زندگي است تعبير مي شود، حيطه هاي مانند: سلامت روحي، اعتماد به نفس، شادماني، سلامت جسمي و رضايت مندي از زندگي (پورعوض، 1389).
کالمن7 (1984) کيفيت زندگي را گستره اي مي داند که اميد و آرزوها به تجربه در مي آيند (به نقل از کوارمي و همکاران، 2009). فرانز و پاورز8 (1985) کيفيت زندگي را رضايت و يا عدم رضايت از ابعاد زندگي فرد مي دانند که براي او مهم هستند (فدريکو،2003). گرانت و همکاران9 (1990) کيفيت زندگي را با ارزيابي مثبت و منفي از مشخصه ها و خصوصيات زندگي خود در ارتباط مي دانند (فوريا، 2004).
از ديدگاه اسچيپر کيفيت زندگي بازتابي عملي از پاسخ هاي فيزيکي، رواني و اجتماعي فرد به
بيماري ها و درمان آنهاست يعني در واقع به بعد عملکردي فرد توجه دارد، در حاليکه شوماخر کيفيت زندگي را از بعد روانشناسانه مي نگرد و آن را رضايت کلي فرد از زندگي، بهزيستي و رفاه تعريف
مي کند (فدريکو، 2003).
همچنين مرکز ارتقا سلامتي دانشگاه تورنتو، کيفيت زندگي را امکانات، فرصت ها و محدوديت هايي که هر فرد از زندگي خود دارد و نشان دهنده تعامل عوامل انساني و محيطي مي باشد تعريف مي کند.
در جمع بندي کلي تعريف کيفيت زندگي، پژوهشگران بر سه ويژگي زير در اين زمينه اتفاق نظر دارند: چند بعدي بودن، ذهني بودن و پويا بودن کيفيت زندگي.
1. چند بعدي بودن: سه بعد اساسي کيفيت زندگي مربوط به سلامت شامل ابعاد جسمي، رواني و اجتماعي مي باشد که هر يک از آنها به زير مجموعه هاي ديگري تقسيم مي شوند. به اين شرح:
الف) بعد جسمي: به دريافت فرد از توانايي هايش در انجام فعاليت ها و وظايف روزانه که نياز به صرف انرژي دارد اشاره مي کند و مي تواند در بر دارنده مقياس هايي مانند تحرک، توان و انرژي، درد و ناراحتي، خواب و استراحت و ظرفيت توان کاري مي باشد.
ب) بعد رواني: جنبه هاي روحي و احساس سلامت را مانند افسردگي، ترس، عصبانيت، خوشحالي و آرامش در بر مي گيرد. بعضي از زير رده هاي اين بعد عبارتند از: تصوير از خود، احساس مثبت، احساس منفي، اعتقادات مذهبي، فکر کردن و يادگيري، حافظه و تمرکز حواس
ج) بعد اجتماعي: به توانايي فرد در برقرار کردن ارتباط با اعضاء خانواده، همسايگان، همکاران و ساير گروه هاي اجتماعي، وضعيت شغلي، شرايط اقتصادي کلي مربوط مي شود.
2. ذهني بودن: با توجه به تعاريف کيفيت زندگي به انتظارات، احساسات، اعتقادات و پندارهاي فرد بستگي دارد. از اين رو ارزيابي شخص از سلامت يا خوب بودنش عامل کليدي در مطالعات کيفيت زندگي مي باشد. اگرچه ارزيابي عيني در اين مطالعات از جايگاه مهمي برخوردار است اما قضاوت خود فرد دربازه اثر بيماري و درمان و شرايط سلامتي اش بر کيفيت زندگي از اهميت بيشتري برخوردار مي باشد. به عنوان مثال گروهي از مردم با وجود آن که از يک يا چند بيماري مزمن رنج مي برند خودشان را سالم مي دانند در صورتي که گروهي ديگر با وجود آنکه هيچ نشان عيني از بيماري ندارند، خود را بيمار مي پندارند. به طور کلي مي توان گفت عامل اصلي تعيين کننده کيفيت زندگي عبارت است از تفاوت درک شده بين آنچه هست و آنچه که (از ديدگاه فرد) بايد باشد.
3. پويا بودن: با توجه به اين تعريف که کيفيت زندگي داراي ساختاري وابسته به زمان است که متاثر از تجربه شخصي و درک او از زندگي مي باشد و با تغيير زمان تغيير مي کند در مي يابيم که پويايي کيفيت زندگي از اين روست که بلا تغيير زمان تغيير مي کند و به تغييرات فرد و محيط او بستگي دارد و اين مشخصه در يک مطالعه طولي به خوبي قابل مشاهده است (دهنوي،1391).
بر اساس مرکز تحقيقات کيفيت زندگي دانمارک، کيفيت زندگي شامل دو جنبه ذهني و عيني مي باشد. جنبه ذهني آن احساس خود بودن و رضايمتندي است و جنبه عيني آن برآورده نمودن نيازهاي فرهنگي و اجتماعي، براي رفاه مادي، جسمي و اجتماعي است. بنابراين کيفيت زندگي ضمن دارا بودن ابعاد عيني و بيروني امري است ذهني، دروني و متصور، در نتيجه در نهايت به تصورات و ادراکات فرد از واقعيت هاي زندگي بستگي دارد (فوريا،2004).

2-3. فضاي مفهومي کيفيت زندگي
قرنهاست که مردم به طور ذاتي به دنبال زندگي خوب بوده اند و در اين راستا براي بهبود شرايط زيست خود ، بشر سعي مي کرد تا از استعدادها و توانمنديهاي خود حداکثر بهره برداري را بنمايد. ولي همواره مسأله اصلي اين بود که يک زندگي مطلوب و با کيفيت چگونه زندگي است (گارسيا و ليپيج، 2008).
در ادبيات علوم اجتماعي، توسعه اجتماعي نخست مترادف با تکامل اجتماعي بود. دراين دوره بشر در حال حرکت بسوي تمدن بود. ولي در دوره هاي اخير توسعه اجتماعي از فرضيه هاي تکاملي خود جدا شده و روي مسائلي در ارتباط با تامين نيازهاي بشري و ارتقاء کيفيت زندگي متمرکز شده است (آکدري،2006).
در مراحل آغازين مطالعات تجربي مربوط به کيفيت زندگي، مطالعات بصورت تقليل گرايانه و يک بعدي صورت مي گرفت. به عنوان مثال، به سال 1985 در شمال غرب انگلستان تحقيقاتي به نام مطالعه کيفيت زندگي انجام شد که طي آن مفهوم کيفيت زندگي محدود به بيماريهاي رواني مزمن در نظر گرفته شد. در مطالعاتي که بدين سبک در زمينه کيفيت زندگي صورت مي گرفت، آن را به عنوان
نقطه اي محوري جهت ارزشيابي بهداشت رواني تلقي مي کردند. در طي دو دهه گذشته مفهوم کيفيت زندگي از مفهوم روانشناختي صرف به يک مفهوم چند بعدي مبدل شده است. اين برداشت چند بعدي از مفهوم کيفيت زندگي در سنجش و ارزيابي کارآيي سياستهاي رفاه اجتماعي نقش عمده اي را ايفا
مي کند. آنچه که امروزه در حوزه رفاه اجتماعي و بهزيستي اهميت دارد ، اتخاذ ديدگاهي از کيفيت زندگي است که بتواند ابعاد اجتماعي، اقتصادي، رواني و زيستي را پوشش دهد. بطوريکه هدف اصلي آن، بيشتر بررسي چند بعدي انسان مي باشد (آريافر،1392).
انسان شناسان نيز در اين زمينه معتقدند که زندگي بشر داراي دو بعد است:
1- سطح: اين بعد به جنبه هاي آشکار زندگي اشاره دارد.
2- عمق: به جنبه هاي پنهان و ناديدني زندگي بشر اشاره دارد. در اين بعد آخريست که فهم و شناخت ما از زندگي شکل مي گيرد (شاهرخي،1392).

2-4. تعريف کيفيت زندگي
در حال حاضر اتفاق نظر چنداني در زمينه چيستي مفهوم کيفيت زندگي وجود ندارد. اين مفهوم در حوزه هاي متفاوت علمي با برداشتهاي متفاوت در حال حاضر بکار برده مي شود. در اينجا به تعدادي از اين تعاريف اشاره مي شود:
1- کالمن در سال 1984 مي گويد که کيفيت زندگي گستردگي و انبساط اميد و آرزو است که از تجارب زندگي ناشي مي شود (به نقل از کوارمي و همکاران، 2009).
2- فرانس و پاورس در سال 1985 مي نويسند: “کيفيت زندگي ، ادراک فرد از از رفاه است که به نظر مي رسد از رضايت يا عدم رضايت در حيطه هاي اصلي زندگي ناشي مي شود (به نقل از شکرکن،1381).
3- تستا و سيمونسون در سال 1996 کيفيت زندگي را ابعاد جسمي ، رواني و اجتماعي مي دانند که



قیمت: تومان


پاسخ دهید