وزارت علوم، تحقيقات و فناوري
دانشگاه علوم و فنون مازندران
پاياننامه مقطع کارشناسي ارشد
رشته: مهندسي صنايع- صنايع
عنوان:
ارائه يک مدل شکلگيري تيم توسعه محصول جديد با سازگاري شبکهاي نيروي انساني
استاد راهنما:
پروفسور ايرج مهدوي
استاد مشاور:
دکتر محمدمهدي پايدار
دانشجو:
مريم تازيک
زمستان 1393
تقديم به
پدر و مادرم
که از خواستههايشان گذشتند و سختيها را به جان خريدند تا من به جايگاهي که اکنون در آن ايستادهام برسم.
و برادرم
که همواره دوست و رفيق صميمي من بوده و هست…

سپاسگذاري
منّت خداي را عزّو جلّ که طاعتش موجب قربتست و بهشکر اندرش مزيد نعمت. هر نفسي که فرو ميرود ممدّ حياتست و چون بر ميآيد مفرّح ذات؛ پس در هر نفسي دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکري واجب…

از استاد گرانقدرم جناب آقاي دکتر مهدوي که با راهنماييهاي ارزندهشان مرا بهرهمند ساختند، و همچنين جناب آقاي دکتر پايدار که با صبر و حوصله مشاوره اين پژوهش را پذيرفتند کمال تشکر را دارم.
در پايان نيز از تمام کساني که حتي سهم کوچکي در کمک به پويايي اين تحقيق داشتند، سپاسگذارم.

چکيده:
رشد سريع تکنولوژي، تغييرات روزافزون در نيازهاي مشتريان و افزايش رقابت در بازارهاي جهاني، باعث شده است تيمهاي توسعه محصول جديد با فشار زيادي جهت ارائه هرچه سريعتر محصولات جديد با هزينه و کيفيت مناسب مواجه شوند. شکلگيري تيمهاي توسعه محصول جديد ( NPD ) نقشي بسيار حياتي در پروژههاي NPD ايفا ميکند.
ما در اين پژوهش يک مدل بهينهسازي چندهدفه تشکيل تيم ارائه داديم که در آن تواناييهاي جامع و روابط ميانفردي اعضا درنظر گرفته شده است. براي عنوانکردن تواناييهاي هر فرد يک فرايند تحليل سلسلهمراتبي فازي بر مبناي روابط ارجحيت فازي بهکار گرفته شده است؛ اين روش سازگاري و دقت ارزيابي را تضمين کرده و بر کاستيهاي استفاده از متغيرهاي قطعي غلبه ميکند. علاوه بر آن، شاخص نوع مايرز- بريگز براي مدلسازي روابط ميانفردي به کار رفت که ساختار آن براساس گروهبندي شخصيتها در MBTI شکل گرفته و با تبديل اين روابط به اعداد توصيف مدل را تسهيل ميکند. همچنين براي حل مدل مذکور از دو رويکرد مختلف دقيق وفراابتکاري استفاده شده است. روش دقيق اتخاذ شده روش آرماني فازي ميباشد که با مطرح کردن مفهومي به نام تابع عضويت يا تابع مطلوبيت براي هر يک از توابع و سپس با ماکزيمم کردن آن براي تک تک اهداف به دنبال نزديک کردن هر يک از اهداف به مقدار بهينه خود است. الگوريتم ژنتيک يکي از الگوريتمهاي بهينهسازي تکاملي است که در حل مسأله موردنظربه کار رفته است. نتايج حاصل از مقايسه اين دو روش نشان داد که الگوريتم ژنتيک برنامهنويسي شده در متلب هم از لحاظ زمان، هم کيفيت جواب بهتر از لينگو عمل ميکند.
کلمات کليدي: توسعه محصول جديد(NPD)، تشکيل تيم، AHP فازي، تست MBTI ، برنامهريزي آرماني فازي

فهرست مطالب
فصل اول: مقدمه و کليات تحقيق1
1-1- مقدمه2
1-2- ضرورت و اهداف تحقيق2
1-3- بيان مسأله3
1-4- فرضهاي مسأله3
1-5- ساختار تحقيق4
فصل دوم: ادبيات و پيشينه تحقيق5
2-1- مقدمه6
2-2- پيشينه تحقيق6
2-3- توسعه محصول جديد ( NPD )9
2-3-1- اهداف فرايند توسعه محصول جديد10
2-3-2- مراحل اصلي فرآيند توسعه محصول جديد11
2-3-2-1- ايد‌ه‌يابي و ايدهزايي11
2-3-2-2- پالايش ايده‌ها و انتخاب يك ايده11
2-3-2-3- توسعه مفهوم12
2-3-2-4- توسعه استراتژي بازاريابي12
2-3-2-5- بررسي تجاري12
2-3-2-6- توسعه محصول14
2-3-2-7- آزمايش بازار15
2-3-2-8- تجاريكردن15
2-4- منطق فازي15
2-5- آزمون شخصيتي MBTI17
2-6- مباني رفتار گروه و شناخت تيم24
2-6-1- تفاوت گروه با تيم ( گروه کاري)25
2-6-2- انواع تيم26
2-6-3- خلق تيمهايي با عملکرد عالي27
2-7- بهينهسازي چندهدفه28
2-7-1- تعريف مسائل بهينهسازي چندهدفه29
2-7-2- مفهوم بهينگي پارتو و مجموعه غيرمغلوب31
2-7-3- روشهاي حل مسائل بهينهسازي چندهدفه32
2-7-3-1- روش مجموع وزني32
2-7-3-2- روش برنامهريزي آرماني33
2-7-3-3- روش برنامهريزي آرماني فازي33
2-7-3-4- روش اپسيلون- محدوديت35
2-8- الگوريتم ژنتيک GA35
2-8-1- اجزاي الگوريتم ژنتيک36
2-8-2- عملگرهاي الگوريتم ژنتيك37
2-8-2-1- عملگر انتخاب37
2-8-2-2- عملگر تقاطع39
2-8-2-3- عملگر جهش41
فصل سوم: ارائه مدل و روش تحقيق42
3-1- مقدمه43
3-2- تعريف مسأله43
3-3- ارائه مدل رياضي پيشنهادي44
3-3-1- انديسها44
3-3-2- پارامترهاي ورودي44
3-3-3- متغيرهاي تصميمگيري44
3-3-4- مدل رياضي45
3-3-5- تحليل مدل46
3-4- روش حل46
3-4-1- روش AHP فازي براساس روابط ارجحيت زباني فازي LinPreRa47
3-4-2- ارزيابي روابط بينفردي براساس آزمون MBTI49
3-4-3- روش برنامهريزي آرماني فازي51
3-4-3- ساختار كلي الگوريتم‏هاي ژنتيكي51
3-4-3-1- مراحل حل مسائل در الگوريتم ژنتيک52
فصل چهارم: محاسبات و يافتههاي تحقيق55
4-1- مقدمه56
4-2- حل يک مسأله بهوسيله لينگو56
4-3- نحوه نمايش جواب59
4-4- ارزيابي نتايج بهدستآمده از لينگو و متلب62
فصل پنجم: نتيجهگيري و پيشنهادات63
5-1- نتيجهگيري64
5-2- پيشنهادات آتي65
منابع و مآخذ66

فهرست جدولها
جدول ( 2-1 ). متغيرهاي زباني17
جدول ( 2-2 ). مقايسه دو بعد برونگرا و درونگرا18
جدول ( 2-3 ). مقايسه دو بعد شمي و حسي18
جدول ( 2-4 ). مقايسه دو بعد احساسي و فکري18
جدول ( 2-5 ). مقايسه دو بعد ملاحظهکننده و داوريکننده19
جدول ( 2-6 ). مقايسه تيم و گروه25
جدول ( 3-1 ). روابط ميان انواع بعدهاي شخصيتي50
جدول ( 3-2 ). ماتريس مقياس روابط بينفردي نرمالسازيشده50
جدول ( 4-1 ). روابط ميانفردي نرمالسازيشده 5 نفر نيروي انساني56
جدول ( 4-2 ). وزن نهايي هر فرد56
جدول ( 4-3 ). زمان مورد نياز هر پروژه براي هر مهارت56
جدول ( 4-4 ). زمان آزاد هر فرد براي هر مهارت57
جدول ( 4-5 ). ماتريس توانايي هر فرد براي انجام هر مهارت در هر پروژه57
جدول ( 4-6 ). مقايسه نتايج بهدستآمده از لينگو و متلب62

فهرست شکلها
شکل (2-1). مراحل اصلي فرآيند توسعه محصول جديد11
شکل (2-2). نمودار منحنيهاي عمر محصولات مختلف14
شکل (2-3 ). تابع عضويت مثلثي16
شکل ( 2-4 ) نمونهاي از توابع عضويت فازي16
شکل ( 2-5 ). مقايسه تيم و گروه25
شکل ( 2-6 ). انواع تيم ( از چپ به راست ): تيم حلکننده مسأله، تيم خودگردان و تيم متخصص27
شکل ( 2-7 ). مثالي از نگاشت بين فضاي جواب وفضاي توابع هدف30
شکل( 2-8 ).الف-بيان تصويري بهينگي پارتو درفضاي هدف.ب-روابط بين جوابها درفضاي هدف31
شکل ( 2-9 ). تقسيمبندي استراتژيهاي جستجو36
شکل ( 2-10 ). نحوه ارزيابي شايستگي در چرخ رولت39
شکل ( 2-11 ). يک نمونه تقاطع40
شکل ( 2-12 ). نمونهاي از تقاطع دونقطهاي40
شکل ( 2-13 ). نمونهاي از تقاطع يکنواخت41
شكل ( 2-14 ) يك كروموزوم قبل و بعد از اعمال عملگر جهش41
شکل ( 3-1 ). شبهکد يک الگوريتم ساده ژنتيک53
شکل ( 3-2 ). فلوچارت الگوريتم ژنتيک54
شکل ( 4-1 ). تخصيص 5 کارمند به 2 پروژه و 2 مهارت59
شکل ( 4-2 ). يک کروموزوم تصادفي براي مثال60
شکل ( 4-3 ). نحوه عملکرد عملگر تقاطع61
فصل اول
مقدمه و کليات تحقيق
1-1- مقدمه
سازمانهاي امروزي در بازار جهاني، با سطح بالايي از رقابت مواجهند. توسعهي محصول جديد فرايندي است که در آن محصول يا خدمتي جديد به بازار عرضه ميشود. امروزه عمر بازار محصولات در حال کاهش است؛ در نتيجه محصولات جديدي که نيازها و خواستههاي مشتريان را برآورده سازند و از آن فراتر روند، عاملي کليدي در حفظ و بهبود مزيت رقابتي به شمار ميرود.
هدف از NPD 1جمعآوري دانش و توانايي موردنياز براي تعيين محصول جديد مناسب است. چالش اصلي توسعهي محصول جديد پيشبيني مسائلي است که هنوز اتفاق نيفتادهاند و اين پيشبيني ميبايست در يک بازار پويا با متغيرهاي بسيار زيادي که تحت کنترل ما نيستند صورت گيرد.
ديدگاههاي مبتني بر درک و حس افراد، دانشي را توليد ميکند که نميتواند منحصراً از تجزيه و تحليل اطلاعات موجود بهدستآيد. اينجاست که اهميت تيم توسعه در موفقيت توسعه محصول جديد پديدار ميشود؛ اعضاي تيم اهداف پروژه را به اشتراک گذاشته، پيچيدگي فني را کنترل و با استفاده از دانش ميانکارکردي جمعآوريشده، تغييرات را اعمال ميکنند.
با اين وجود هنوز يک چالش قابلتوجه براي مديران پروژه و ساير تصميمگيرندگان وجود دارد و آن گردآوري اعضاي گروه است به طوري که بتوانند به صورت موثر برنامهها را اجرا و پروژههاي NPD موفق را توليد کنند.
1-2- ضرورت و اهداف تحقيق
سازمانها از جنبههاي مختلفي باهم در رقابت هستند که يکي از مهمترين آنها بعد اقتصادي است؛ شرکت يا سازماني که داراي اقتصاد قوي، سالم و پويا باشد توانايي ماندن در بازار جهاني را خواهد داشت. تحقق اين امر مستلزم تغيير و نوآوري مستمر با هدف اثبات مشتريان قديم و جذب مشتريان جديد ميباشد.
توسعه محصول جديد راه حلي روشن و تضمينشده براي ايجاد نوآوري است. اما در قدم اول نياز به يک تيم توسعه قوي و کارآمد داريم زيرا نيروي انساني همواره عامل اصلي تغيير در امکانات و شرايط مطالعات فني بوده است، پس براي هموارکردن فرايند تغيير و توسعه، ناگزير به کنترل نيروي انساني و شرايط کاري آنها هستيم. در نتيجه با داشتن يک تيم کارا و همدل، بهرهوري سازمانها افزايش يافته و در فضاي متلاطم رقابت پيروز ميشوند.
ما نيز در اين پژوهش سازماندهي افراد در تيم توسعه را هدف قرار دادهايم که در واقع پايه و اساس تشکيلدهنده هر سازمان هستند.
1-3- بيان مسأله
به طور کلي در اين پژوهش سعي در ايجاد يک تيم موفق NPD با کارکرد موثرداريم که در آن موارد زير را درنظرميگيريم:
1) تشکيل گروهي که توانايي اعضاي آن قادر باشد اهداف پروژه را برآورده کند که از طريق روش AHP فازي2 بر مبناي روابط ارجحيت زباني فازي ( LinPreRa ) 3 اجرا ميشود.
2) انتخاب افرادي که بتوانند با همکاري يکديگر به خوبي کار کنند. براي بررسي و مدلسازي شخصيت اعضاي گروه از آزمون شخصيتي MBTI4 استفاده ميکنيم.
3) تخصيص ساعت کاري به افراد با توجه به دردسترسبودن آنها، که با توجه به ميزان زمان آزاد هرفرد و ميزان زمان موردنياز هر پروژه مشخص ميشود.
اهميت مسأله موردبررسي در درنظرگرفتن تمامي موارد يادشده بهطور همزمان و ارائه تيمهايي است که بالاترين کارايي را داشته باشند. همچنين اين مسأله موضوعي است که در هر نوع سازمان با هر اندازهاي و هر نوع محصول يا خدمتي که ارائه ميکند، کاربرد دارد. در نتيجه با بهکارگيري و حل اين مدل، ميتوان بهترين حالت براي گروهبندي نيروي انساني را به دست آورد که منجر به بهرهوري بالاتر سازمان ميشود.
1-4- فرضهاي مسأله
– تعداد تيمهاي موردنياز مشخص است.
– تعداد افراد مشخص است.
– تعداد مهارتهاي موردنياز مشخص است.
– پارامترها به صورت قطعي درنظر گرفته شدهاند.
– ميزان زمان موردنياز هر پروژه قطعي و مشخص است.
– ميزان زمان دردسترس هر فرد قطعي و مشخص است.
1-5- ساختار تحقيق
به منظور تحققيافتن اهداف تحقيق، اين پاياننامه در 5 فصل تدوين شده است. اين 5 فصل عبارتند از:
در فصل اول شرح مختصري از ضرورتها و اهداف انجام تحقيق، تعريف مسأله و روند انجام پژوهش بيان شد.
در فصل دوم به تفصيل درباره مفاهيم بنيادين توسعه محصول جديد و مباني رفتار فرد، گروه و تيم کاري پرداخته خواهد شد. همچنين مطالعات پيشين در زمينههاي مختلف مرتبط با تحقيق نيز موردبررسي قرار ميگيرد. در پايان نيز مفاهيم اصلي روش حل مسأله را شرح ميدهيم.
در فصل سوم ابتدا به شرح کامل مسأله پرداخته و مدلي رياضي براي مسأله ارائه ميکنيم، سپس روند حل مسأله را بيان ميکنيم.
در فصل چهارم به حل مثال عددي در نرمافزار لينگو و همچنين با الگوريتم ژنتيک در نرمافزار متلب پرداخته و نتايج حاصل را ارائه ميدهيم.
در فصل پنجم نتيجهگيري و پيشنهاد براي تحقيقهاي پيشرو بيان ميشود و در پايان نيز منابع و مآخذ گنجانده شده است.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق

2-1- مقدمه
در دنياي رقابتي كسب و كار امروز، فرايندهاي توسعه محصول سرعت يافته‌ و ارائه سريع‌تر محصولات به بازار يكي از معيارهاي‌هاي موفقيت در كسبوكار است. توسعه محصول جديد، اجراي يكي از استراتژي‌هايي است كه از طريق آن يك شركت تلاش مي‌كند ميزان فروش و سهم بازار خود را افزايش دهد. اين كار از طريق بهبودبخشيدن يا اصلاح محصولات و خدمات كنوني يا ارائه محصولات جديد انجام مي‌شود.
اولين گام در نوآوري محصول، تشکيل تيمي براي نوآوري محصول مي باشد. تيم مذکور وظيفه توسعه و نوآوري محصول جديد را برعهده خواهد داشت. تيم تشكيل شده، بايد متشکل از افرادي با وظايف، دانشها و تواناييهاي متنوع باشد. بهکارگيري تيمهاي چندوظيفهاي مستقيماً به اثربخشي کلي نوآوري محصول کمک ميکند. همچنين تيمهاي منعطف با وظايف متقاطع، در توسعه فعاليتهاي جديد موفقتر هستند چون داراي ترکيب دانشي جديد بوده و به سازمانها قابليتهاي جديدي عرضه ميکنند. اين تيمها توانايي حل مسأله را در هنگام بروز مشکل و موانع سر راه اجرا، افزايش ميدهند.
با توجه به آنچه گفته شد، افراد زيادي در ساليان مختلف به مدلسازي مسأله شکلگيري تيم پرداختهاند. در اين فصل ابتدا مروري بر مطالعات انجامشده در زمينه تيمهاي کاري و چگونگي تخصيص بهينه نيروي انساني خواهيم داشت. سپس با توجه به محتواي پژوهش پيشرو به شرح مفاهيمي از جمله توسعه محصول جديد، منطق فازي، آزمون شخصيتي MBTI و مباني رفتار گروه وتيم ميچردازيم. پس از آن با توجه به مدل رياضي مسأله، مطالبي پيرامون بهينهسازي چندهدفه ارائه خواهد شد.
2-2- پيشينه تحقيق
اَسکين و فيتزپاتريک در سال 2005، يک مدل رياضي براي شکلگيري تيمهاي انساني اثربخش ارائه دادند. در اين مدل اعضاي تيم به نحوي انتخاب ميشوند که مهارتهاي فني موردنياز را پوشش دهند. علاوه بر آن براي تشکيل تيمهايي با کارايي بيشينه، از شاخص کنش( يا تمايلات طبيعي )5 کالب ( KCI )6 استفاده ميکند ( شاخص كالب روشهاي عملكرد غريزي انسان را اندازهگيري ميکند. به گفته کالب، کنشها در فرايند يادگيري فرد نقشي اساسي دارند. ). در نهايت مدل را با روشي ابتکاري حل کردند. ]19[
محقر و مصطفوي در سال 2007، الگو و مدلي براي انتخاب نظاممند گروه ( تيم ) يک پروژه و يا مراحلي از آن ارائه کردند. اين مدل براساس الگوي سازگاري فازي پايهگذاري شده است. مفهوم سازگاري فازي براي سنجش ميزان تناسب بين دو مجموعه فازي استفاده ميشود که در اين تحقيق، تناسب بين دو مجموعه فازي مهارتهاي هدف پروژه و مهارتهاي گروههاي بالقوه مورد نظر است. درپايان، با استفاده از روش مجموع ساده وزين (SAW )7 ، گروهها رتبهبندي شده، گروه بهينه انتخاب و به پروژه تخصيص داده ميشود.] 1[
در سال 2008، مدرس و همکاران ضمن بررسي عواملي كه در بستر سازماني تيم توسعه محصول، موفقيت آن را تضمين مينمايند، با تشريح دو عامل مهم در سازماندهي تيم توسعه محصول يعني استراتژي توسعه محصول و ويژگيهاي سازماني، مقدمات و پيشنيازهاي لازم جهت سازماندهي تيم توسعه محصول را بيان کردند.]2[
مويانگ و همکاران در سال 2009، مدلي مفهومي براي انتخاب از ميان کانديداهاي رهبران و اعضاي تيم ارائه دادند. به اين منظور، اطلاعات بهدستآمده از آن که شامل امتياز دانشي هر فرد و امتياز آشنايي بين افراد ميباشد را وارد مدل رياضي ميکنند. در نهايت با ارائه يک الگوريتم ژنتيک و معيارهاي ارتباطات اجتماعي، به انتخاب اعضاي تيم و مدير تيم ميپردازد.]11[
هشام عبدالسلام در سال 2009، مدلي براي تخصيص تيمهاي چندوظيفهاي به سازمانهاي توسعه محصول يکپارچه ( IPD )8 يا هر سازمان برمبناي پروژه ديگر ارائه داد. اين مدل مواردي از قبيل محدوديت در دسترسبودن کارکنان، مهارتهاي موردنياز و همگنبودن تيم را در نظر ميگيرد. همچنين با فرموله کردن و اختصاص تيم به پروژههاي با بازدهي بالاتر، موجب بيشينهسازي بازدهي سازمان ميشود.]8[
زولال گونگر و همکاران در سال 2009، يک سيستم انتخاب کارمند بر اساس فرايند تحليل سلسلهمراتبي فازي (FAHP) ارائه دادند.FAHP براي تعيين کارمند با بيشترين صلاحيت بهکار ميرود که با رتبهبندي معيارهاي کمي و کيفي سروکار دارد. در نهايت نتايج بهدستآمده از روش FAHP را با نتايج روش اهداف وزندار ياگر9 مقايسه شد. روشهاي ارائه شده در اين مطالعه، يک روش حمايتي تصميمگيري براي تهيه اطلاعات بيشتر و کمک به مديران براي تصميمگيري بهتر تحت رويدادهاي فازي معرفي کرد.]12[
در سال 2010 ژي پينگ فَن و همکاران، روشي براي انتخاب اعضاي تيمهاي ميانکارکردي ارائه کردند که در آن هر دو عملکرد فردي و عملکرد همکاري بين اعضا ( درون و بيرون سازمان ) در نظر گرفته شده است. براي اين منظور از يک مدل برنامهريزي چندهدفه 0-1 استفاده کردند.]13[
کريستف دُرن و همکاران در سال 2011، يک مسأله توسعه يافته شکلگيري تيم را عنوان کردند که نه تنها نيازمند تعاملات مستقيم براي تعريف تيم است، بلکه علاوه بر آن به بررسي شبکههاي ارتباطي پراکنده بين همکاران ميپردازد. آنها از دو روش ابتکاري بر اساس الگوريتمهاي ژنتيک و تبريد شبيهسازيشده استفاده کردند که در نهايت منجر به پيداکردن بهترين ترکيب از تعاملات مستقيم و ارتباطات مشتقشده از آنها ميشود.]20[
در سال 2012، توانا و همکاران يک چارچوب دومرحلهاي براي انتخاب بازيکنان و شکلگيري تيم در فوتبال ارائه کردند. مرحله اول بازيکنان پيشنهادي را با استفاده از يک روش رتبهبندي فازي ارزيابي کرده و بهترينها را انتخاب ميکند. مرحله دوم ترکيبهاي پيشنهادي بازيکنان انتخاب شده را با استفاده از يک سيستم استنتاج فازي (FIS)10 ارزيابي کرده و بهترين ترکيبها را براي تشکيل تيم انتخاب ميکند.]14[
نشاطي و همکاران در سال 2013، با ارائه يک چارچوب بهينهسازي براساس تحليل جايابي تسهيلات براي شکلگيري تيم متخصص سه حالت زير را در نظر گرفتند. مسأله اول شامل يافتن بهترين k متخصص براي کارهاي مفروض است در حالي که به مهارتهاي موردنياز بهصورت ضمني اشاره شده، در مسأله دوم مهارتهاي کارها صريحاً بيان شده ولي هر متخصص يک ظرفيت محدود براي اجراي اين کارها دارد و در نهايت مسأله سوم ترکيبي از دو مسأله اول است. در نهايت روش پيشنهادي خود را با روشهاي معمول و بهروز مسائل شکلگيري تيم مقايسه ميکنند.]15[
ليانينگ ژانگ و ژيانگ ژانگ در سال 2013، يک مدل بهينهسازي شکلگيري تيم براي پروژههاي توسعه محصول جديد (NPD ) پيشنهاد دادند که تواناييهاي جامع و روابط بينفردي تمام اعضا را در نظر ميگيرد. براي نشاندادن تواناييهاي اعضا يک فرايند تحليل سلسلهمراتبي فازي (FAHP) براساس روابط ارجحيت زباني فازي (LinPreRa) بهکار گرفته شده است؛ همچنين آزمون شخصيتي مايرز- بريگز (MBTI) براي مدلسازي روابط بين فردي بهکار رفته است.]6[
در سال 2013، مهدوي و همکاران يک روش مجهز به تکنيک ابتکاري خوشهبندي ارائه کردند که کارمندان را با توجه به پارامترهاي خلاقيت دستهبندي ميکند. پس از بهکاربردن ماتريس خلاقيت (که يک ماتريس 3بعدي کارمند- کار- کارمند است)، خوشهبندي توسط برنامهريزي رياضي اجرا ميشود. در نهايت اين مسأله در ابعاد بزرگ به وسيله الگوريتم ژنتيک ( GA )11 حل ميشود.]7[
2-3- توسعه محصول جديد ( NPD )12
راجرز و شومِيکر (1972) بيان مي کنند که نو بودن يک محصول يک مفهوم کاملا نسبي است و بستگي به ادراک مصرف کنندگان از محصول دارد. علاوه بر اين، اکثريت فراگير معتقدند که محصولات جديد حاصل توسعه و يا تغيير روي محصول فعلي هستند. تحقيقات در اين حوزه نشان مي دهد که تنها 10 درصد محصولات جديدِ معرفي شده هم براي شرکت و هم براي بازار جديد هستند (بوز و همکاران، 1982).
امروزه سرعت فرايندهاي توسعه محصول و ارائه سريع‌تر محصولات و خدمات در بازار مسأله‌اي است كه شركت‌ها و سازمان‌ها توجه خاصي به آن دارند. هر محصول يا خدمتي كه در حال حاضر در بازار وجود دارد دوره و زماني دارد و بعد از مدتي منسوخ مي‌شود و محصول جديدتر جايگزين آن مي‌شود.
اگر فرآيند توسعه محصول را به مسابقهاي شامل سه زمان:
1) زمان توليد : مرحله توسعه ايده اوليه براي محصول جديد تا مرحله قبل از عرضه محصول در بازار
2) زمان ورود به بازار : مرحله عرضه و ارائه محصول در بازار ( بازار سنجي محصول )
3) زمان کسب سود : مرحله گذر از نقطه سربه سر و کسب سود
در نظر بگيريم شرکت و سازماني برنده واقعي خواهد بود که در اين مسابقه برنده هر سه بخش باشد. کسب چنين موفقيتي منجر به اين خواهد شد که فرآيند توسعه محصول را يک فرآيند زمان رسيدن به موفقيت بناميم.]23[
2-3-1- اهداف فرايند توسعه محصول جديد
اهداف اصلي نوآوري محصول خلق ارزش، کسب مزيت رقابتي و موفقيت بلندمدت از طريق توسعه و تجاريسازي محصولات و خدمات جديد است. براي آنکه توسعه محصول جديد با موفقيت قرين شود، بايد همزمان به سه هدف گاه متعارض دست يابد:
1) به حداکثر رساندن تناسب محصول با احتياجات مشتري
2) به حداقل رساندن زمان سيکل توسعه
3) تحتکنترل درآوردن هزينههاي توسعه
– به حداکثر رساندن تناسب محصول با احتياجات مشتري:
براي آنکه يک محصول جديد در بازار به موفقيت دست يابد، بايد ويژگيهاي جالبتر ،کيفيت بالاتر يا قيمتگذاري جذابتري نسبت به محصولات رقيب ارائه دهد.
– به حداقل رساندن هزينه و زمان سيکل توسعه:
شرکتي که قادر است زودتر محصول خود را به بازار آورد، از وقت بيشتري براي توسعه ( يا ترغيب ديگران به توسعه ) کالاهاي تکميلي( که به ارزش و جذابيت محصول ميافزايد ) برخوردار است. در صورتي که کليه شرايط يکسان باشند، محصولاتي که زودتر به بازار معرفي ميشوند، احتمالا از مزيت پايگاه جا افتاده و فراهمبودن کالاهاي تکميلي نسبت به رقباي بعدي برخوردار خواهند بود. ديگر نکته مهم در رابطه با زمان سيکل توسعه به هزينه توسعه و کاهش مدت چرخه عمر محصول مربوط ميشود. زمان سيکل توسعه، عبارت است از فاصله زماني ميان آغاز پروژه و عرضه محصول که معمولا برحسب ماه يا سال اندازهگيري ميشود. نخست بسياري از هزينه هاي توسعه ارتباط مستقيمي با زمان دارند. هم مخارج پرداخت حقوق کارکنان درگير در امر توسعه و هم هزينه سرمايه شرکت با طولانيشدن زمان چرخه توسعه افزايش مييابند. دوم شرکتي که در به بازارآوردن نسل خاصي از تکنولوژي کند عمل ميکند، غير متحمل است که بتواند هزينههاي ثابت توسعه را پيش از کهنهشدن اين نسل از تکنولوژي به طورکامل مستهلک کند. سرانجام، شرکتي که به چرخه توسعه کوتاهي دست مييابد، ميتواند با آشکارشدن لغزشهاي موجود در محصول يا با وقوع پيشرفتهاي تکنولوژيک بهسرعت در محصولاتي که ارائه مي کند، تجديدنظر کند يا آنها را ارتقا دهد.
2-3-2- مراحل اصلي فرآيند توسعه محصول جديد
براي توسعه و ارائه يك محصول جديد مي‌توان مراحل زير را در نظر گرفت:]4[

شکل (2-1). مراحل اصلي فرآيند توسعه محصول جديد
2-3-2-1- ايد‌ه‌يابي و ايدهزايي
نخستين مرحله در توسعه محصول جديد جست‌وجوي ايده‌هاي جديد و ايده‌پردازي است. كسب و كاري موفق است كه بتواند ايده‌هاي متعددي را توسعه بدهد تا بعد بتواند از ميان آنها يكي را انتخاب كند. در اين مرحله هدف به وجود آوردن هرچه بيشتر ايده‌هاي جديد است و كميت مهم است و كيفيت نبايد قضاوت شود براي مثال يك شركت نوشيدني تصميم به توسعه محصول جديدي گرفته، در اين مرحله ايده‌هاي زيادي ارائه مي‌شود. توليد نوشيدني با طعم پرتقال، ليمو، هلو، آلبالو، توليد نوشيدني گازدار، نوشيني ? رنگ و غيره.
2-3-2-2- پالايش ايده‌ها و انتخاب يك ايده
ايده‌هاي جمع‌آوري شده مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد و ايده‌هاي ضعيف حذف مي‌شوند تا تعداد ايده‌ها كاهش يابد، در پايان اين مرحله تعدادي ايده خوب باقي مي‌ماند. براي مثال با بررسي مشخص مي‌شود از ميان ايده‌هاي ارائه شده تنها ايده نوشيدني با طعم هلو و آلبالو ايده‌هاي خوبي هستند. نهايتاً با بررسي بيشتر، ايده توليد نوشيدني با طعم هلو انتخاب مي‌شود.
2-3-2-3- توسعه مفهوم
در اين مرحله ايده به مفهوم محصول تبديل مي‌شود. مفهوم محصول، تصور يا ذهنيتي است كه از محصول داريم. هنگامي كه صحبت از يك محصولي مي‌شود تصور و برداشتي از آن در ذهن شما مي‌آيد. اين همان مفهوم محصول است. براي مثال وقتي صحبت از نوشيدني با طعم هلو مي‌شود شما يك بطري نوشيدني را تصور مي‌كنيد كه وقتي آن را مي‌نوشيد طعم هلوي آن را احساس مي‌كنيد. به بيان ساده‌تر مفهوم محصول، شرح دقيقي درباره ايده است كه با عباراتي قابل فهم براي مشتريان بيان مي‌شود.
2-3-2-4- توسعه استراتژي بازاريابي
مرحله بعدي توسعه استراتژي اوليه بازاريابي براي معرفي محصول جديد به بازار است. بايد براي محصول موردنظر بازار هدفي در نظر گرفته شود. براي مثال مي‌توان براي نوشيدني با طعم هلو بازار هدف جوانان ??-?? ساله را در نظر گرفت. در اين مرحله قيمت، ميزان توليد، روش توزيع محصول مشخص مي‌شود. همچنين فروش بلندمدت و كوتاه‌مدت بايد تخمين زده شده و پيش‌بيني‌‌هاي مالي انجام شود. استراتژي بازاريابي از سه قسمت تشکيل ميشود:
قسمت اول استراتژي بازاريابي، درمورد اندازه ، ساختار و رفتار بازار است ؛ يعني موضع يابي براي محصول طراحي شده، بررسي فروش ، سهم بازار و تعيين اهداف سود درچند سال اول.
قسمت دوم استراتژي بازاريابي، تعيين قيمت ، ميزان توليد ، استراتژي توزيع و بودجه بازاريابي براي سال اول است.
قسمت سوم استراتژي بازاريابي، پيش بيني فروش بلند مدت و تعيين اهداف سود و استراتژي آميخته بازاريابي درطول زمان است.
2-3-2-5- بررسي تجاري
بعد از اينكه استراتژي‌هاي بازايابي تدوين و پيش‌بيني‌هاي سود و زيان آماده شد، مديريت كسب و كار مي‌تواند تصميم‌گيري كند كه آيا توليد اين محصول جديد ارزش تجاري دارد يا خير. با بررسي ميزان فروش، هزينه و سود اگر مشخص شود اين محصول ارزش سرمايه‌گذاري دارد، آنگاه محصول براي توليد انتخاب مي‌شود. بررسي روند فروش محصولات مشابه و وضعيت بازار در اين مرحله به تصميم‌گيري مديريت كمك مي‌كند.
پيشبيني فروش: مديريت بايد پيشبيني کند که آيا ميزان فروش براي بازگشت سود کافي است يا خير. همچنين بايد روند فروش محصولات مشابه و وضعيت بازار را بررسي و حداقل و حداکثر فروش ممکن را به منظور يافتن حوزه مخاطره برآورد کند. در اينجا از روشهاي پيشبيني فروش استفاده ميشود. نکته مهم در پيش بيني ميزان فروش محصول اين است که آيا مشتري، محصول مورد نظر را به طور مستمر خريداري ميکند يا به طور غيرمستمر يا فقط يکبار. در شکل(2-2) منحنيهاي عمر محصولات مختلف نشان داده شده است.
قسمت( الف )، منحني عمر محصولاتي است که يکبار خريداري مي شود. روند افزايش اين محصولات از صفر شروع ميگردد سپس به حداکثر ميرسد و پس از آن که خريداران بالقوه اشباع شدند به صفر مي رسد؛ البته اگر خريداران جديدي وارد بازار شوند منحني به صفر نمي رسد.
قسمت ( ب ) منحني عمر محصولاتي که به طور غير مستمر خريداري مي شود نشان مي دهد که اين جايگزيني يا به علت استهلاك فيزيکي است ، يا منسوخ شدن براثر از مد افتادگي و تغيير سليقه ها و گرايشها.
قسمت ( ج ) منحني عمر محصولاتي که به طور مستمر خريداري مي شود نظير محصولات مصرفي و محصولات صنعتي بي دوام نشان مي دهد که تعداد خريداران اوليه ابتدا افزايش و سپس – با فرض ثابت بودن جمعيت – کاهش مي يابد. خريدهاي مجدد بزودي اتفاق مي افتد و آن هنگامي است که تعدادي از خريداران محصول راضي بوده ، مشتري دائمي ميگردند . سپس منحني فروش در حالت افقي قرار مي گيرد که نشان دهنده حجم ثابتي از خريد است . در اينجا محصول ديگر در گروه محصولات جديد قرار ندارد.

شکل (2-2). نمودار منحنيهاي عمر محصولات مختلف
پيش بيني هزينه و سود: مديريت پس از پيش بيني فروش بايد مواد و هزينه هاي مورد انتظار را برآورد کند . اين کار از طريق قسمتهاي تحقيق و توسعه ، توليد ، امور مالي و حسابداري صورت مي گيرد . هزينه هاي بازاريابي نيز در اين مرحله منظور مي شود . همچنين ميزان مطلوبيت مالي طرح مزبور، دوره پرداخت و ريسک بازگشت سرمايه و ديگر استانداردهاي مالي محاسبه مي گردد.
2-3-2-6- توسعه محصول
ايده‌اي كه مرحله توسعه مفهوم را گذرانده باشد و در مرحله تجاري‌سازي تاييد شود، انتخاب شده و براي تبديل به محصول فيزيكي و توليد به واحد مهندسي داده مي‌شود. تا اينجا آنچه درباره محصول وجود داشت ايده و تصور بود اما از اين مرحله به بعد، محصول به صورت فيزيكي توليد مي‌شود. در اين مرحله مشخص مي‌شود كه آيا ايده محصول قابليت تبديل شدن به محصول فيزيكي را دارد يا خير. آيا نوشيدني با طعم هلو را مي‌توان توليد كرد و براي توليد آن چه تركيباتي لازم است و اين تركيبات چگونه به دست مي‌آيد. در اين مرحله چند نمونه فيزيكي از محصول موردنظر ساخته مي‌شود.
2-3-2-7- آزمايش بازار
محصول به صورت آزمايش و در حجمي محدود وارد بازار مي‌شود و از طريق بازخوردهايي كه گرفته مي‌شود نواقص شناسايي و برطرف مي‌شود. هدف اصلي از آزمايش بازار، قرار دادن محصول در بازار واقعي به صورت آزمايشي است.
2-3-2-8- تجاري كردن
محصولي كه مرحله آزمايش را با موفقيت پشت‌سر گذاشته وارد مرحله تجاري‌سازي مي‌شود و شركت اقدام به توليد گسترده محصول مي‌كند.Bottom of Form
2-4- منطق فازي
نظريه فازي در سال1965 توسط پروفسور لطفي عسگرزاده دانشمند ايرانيتبار و استاد دانشگاه برکلي آمريکا عرضه شد. نظريه فازي نظريهاي است براي اقدام در شرايط عدماطمينان که قادراست بسياري از مفاهيم، متغيرها و سيستمهايي را که نادقيق و مبهم هستند به شکل رياضي درآورده و زمينه را براي استدلال، استنتاج، کنترل و تصميمگيري در شرايط عدماطمينان فراهمآورد.
نحوه ايجاد مجموعههاي فازي و تعريف تابع عضويت آنها بستگي به زمينه و دامنه کاربري آنها دارد. تعريف يک مجموعه فازي براي مفهوم موردنظر ما با تعريف يک تابع عضويت مناسب براي آن کامل ميشود. در ادبيات نظريه مجموعههاي فازي، چند تابع عضويت استاندارد معرفي شده که يکي از آنها تابع عضويت مثلثي است.
تابع عضويت مثلثي توسط سه پارامتر{a, b, c} تعريف ميشود که به شرح رابطه ( 2-1 ) است:
( 2-1 )
شکل (2-4 ) تابع عضويت مثلثي و شکل ( 2-5 ) نمونهاي از توابع عضويت فازي را نشان ميدهد:

شکل (2-3 ). تابع عضويت مثلثي

شکل ( 2-4 ) نمونهاي از توابع عضويت فازي

قوانين عملياتي اعداد فازي مثلثي بهصورت روابط ( 2-1 ) تا ( 2-5 ) انجام ميشود:
جمع و تفريق دو عدد فازي مثلثي:
( 2-1 )
ضرب دو عدد فازي مثلثي:
( 2-2 )
ضرب يک عدد قطعي در عدد مثلثي:
( 2-3 )
تقسيم دو عدد فازي مثلثي:
( 2-4 )
معکوس يک عدد فازي مثلثي:
( 2-5 )
براي بيان ميزان اهميت هر شاخص از متغيرهاي زباني استفاده ميشود و به منظور تبديل اين متغير به اعداد فازي مثلثي بايد از نظر و قضاوت خبرگان استفاده شود. در اينجا نمونهاي از متغيرهاي زباني در طيف بسيار کم تا بسيار زياد آورده شده است.
جدول ( 2-1 ). متغيرهاي زباني
متغيرهاي زباني اعداد فازي بسيار کم ( VL ) ( 0, 0, 0.15 ) کم (L ) ( 0.1, 0.2, 0.4 ) متوسط ( M ) ( 0.35, 0.5, 0.65 ) زياد ( H ) ( 0.6, 0.8, 0.9 ) بسيار زياد ( VH ) ( 0.85, 1, 1 )
2-5- آزمون شخصيتي MBTI 13
به طور خلاصه MBTI يک ابزار روانشناختي براي مديريت رواني خود و فضاي کاري مي باشد که طي آزموني پيشرفته، جايگاه دقيق شخصيتي فرد را در بين ??تيپ شخصيتي مشخص ميکند.
اساس علمي اين ابزار به مطالعات روانکاو مشهور، پروفسور کارل گوستاو يونگ سوئيسي برميگردد که توسط دو بانوي آمريکايي به نامهاي مايرز و بريگز توسعه يافت و مبدل به ابزاري گشت که چهار ترجيح هر فرد را شناسايي ميکند و براين اساس ??تيپ شخصيتي دقيق را تعيين ميکند.]9[
چهار بعد (ترجيح) شخصيتي شناخته شده توسط اين دانشمندان عبارتند از :
انرژي خود را از چه راهي بدست مي آورند؟
جدول ( 2-2 ). مقايسه دو بعد برونگرا و درونگرا
برونگرا (E) درونگرا (I) دريافت انرژي از جمع
نمايشيتر هستند
بيشتر صحبت ميکنند
علاقهمند به معاشرت محتاط و آرام هستند
کمتر صحبت ميکنند
انرژي را از درون خود ميگيرند
به صرف وقت با خود علاقهمندند
اطلاعات مورد نياز خود را از چه راهي بدست مي آورند؟
جدول ( 2-3 ). مقايسه دو بعد شمي و حسي
شمي(N) حسي (S) به مشاغل خلاق گرايش دارند
به آينده توجه دارند
از استعارهها و قياس استفاده ميکنند
کلي نگر هستند به واقعيت ها و مثالهاي حقيقي توجه دارند
به مشاغل عملي گرايش دارند
به جزييات و واقعيت ها توجه دارند
صريح و مستقيم حرف مي زنند
چگونه تصميم گيري مي کنند؟
جدول ( 2-4 ). مقايسه دو بعد احساسي و فکري
احساسي (F) فکري (T) به احساسات ديگران توجه دارند
مسائل را شخصي ميکنند و زياد درگير مسائل ميشوند
احتمالاً فاقد قاطعيت هستند
از مشاجره و اختلاف پرهيز دارند اهل انتقادکردن هستند
معمولا قاطع هستند
ممکن است بياحساس جلوه کنند و منطقي هستند
مستقيماً به اصل مطالب ميپردازند
چگونه زندگي خود را ساماندهي مي کنند؟
جدول ( 2-5 ). مقايسه دو بعد ملاحظهکننده و داوريکننده
ملاحظه کننده (P) داوري کننده (J) خودماني هستند
ممکن است هدفهايشان را تغيير دهند
چارچوب و نظم و قواعد برايشان سخت و محدود کننده است
اغلب نامرتب تر هستند دوستار قواعد، مقررات و سيستم هستند
هدف گذاري مي کنند و براي تحقق آن مي کوشند
مرتب و تميز هستند و زمان براي آنها اهميت دارد
جدي تر هستند و رسمي تر
در تست شخصيتشناسي MBTI بر مبناي اين چهار بعد، شانزده تيپ شخصيتي تعريف ميشود. ديويد کرسي در کتاب خود به صورت کامل به شرح اين موضوع پرداخته، که ما در اينجا خلاصهاي از آن را بيان ميکنيم.]16[
ESFJ
ESFJ ها که آنان را پشتيبان14 ناميده است، روحيه تعاون و همکاري بسيار بالايي دارند، در حفظ و نگهداري گروههاي کاري مهارت بالايي داشته و از اينکه تمام توجه خود را معطوف ارائه محصولات و خدمات بکنند هيچگاه احساس خستگي نميکنند. پشتيبانان نسبت به احساسات ديگران بسيار حساس هستند که همين موضوع شايد باعث شود که آنها در ميان ديگر تيپها دلسوزترين افراد باشند که البته نکته منفي اين امر اين است که آنها تاحدي کمرو مي شوند.
ESTJ
ESTJ ها يا سرپرست ها15 به شدت اجتماعي بوده، به عهدهگرفتن مسئوليت گروهها را دوست داشته و با دستوردادن احساس راحتي بيشتري پيدا ميکنند. با مافوق خود همکاري کرده و همچنين انتظار دارند افرادي که تحت امر آنان هستند نيز با آنها همکاري داشته باشند. ترجيح اصلي آنان اين است که کارها به روال و روش صحيح خود انجام شود تا اينکه از راههاي تجربي يا سعيوخطا صورت پذيرد. سرپرست ها به طور شگفت انگيزي به شدت کار مي کنند. افرادي مبادي آداب بوده و هيچگاه افراد را با ارسال پيامهاي دوگانه سردرگم نميکنند، آنها همان چيزي هستند که به نظر مي آيند.
ISFJ
ISFJ ها که اصطلاحاً آنها را حامي16 مي ناميم، در کارهايشان حس فوقالعاده بالايي از وفاداري و مسئوليت را دارا ميباشند. ريسککردن و تجربهکردن آنها را نميفريبد زيرا کساني هستند که ترجيح ميدهند اگر قرار است محصول و يا رويهاي را ارائه دهند، با حوصله و در زمان مناسب اين کار انجام دهند. زمانيکه به تنهايي کار ميکنند کاملاً خوشحال هستند؛ در حقيقت در مقام مسئول حاضرند تمام کارها را خودشان انجام دهند به جاي اينکه بعضي از کارها را به ديگران تفويض کنند.
ISTJ
ISTJ ها يا بازرسان17 افرادي هستند که به شدت مي توان به آنها اعتماد کرد. بازرسان که در اصل افرادي مسئوليت پذير هستند، زماني خرسند خواهند شد که افراد حدود وظايفشان را دانسته، از خط مشيها تبعيت کرده و در چارچوب قوانين عمل کنند. زماني که حرف از اجرا شدن دقيق قوانين در محل کار باشد، بازرسان افرادي به شدت سختگير خواهند شد.
ESTP
ESTP ها يا استدلالگران18 فراواني در جامعه وجود دارند، در يک کلام، آنان زنان و مردان اهل عملند. آنها وقت خود را زياد صرف رويدادهاي تکراري نميکنند. براي رسيدن به اهداف خود دست به خطرهاي بزرگي ميزنند به همين دليل، آنها مديران و مذاکرهکنندگاني هستند که مناسب موقعيتهاي پرخطر بوده و ميتوانند کارآفريناني برجسته باشند. آنها معمولاً صبر کمي براي تعهد و مسئوليت پذيري دارند و درست وقتي که انتظار مي رود پاي تعهدشان بايستند ناگهان صحنه را ترک ميکنند.
ESFP
ESFP ها يا مجريان19 چه در منزل، افرادي پر از هيجان و شادي هستند. علاقه اجتماعي فوقالعاده آنها، انگيزه دادن به افراد دور و بر خود است.ESFP ها سعي مي کنند هر چيزي که اوقات خوبي را براي آنان رقم بزند مورد آزمايش و تجربه



قیمت: تومان


پاسخ دهید