موضوع: دوست يابي از منظر قرآن چگونه است
فصل اول:
“مفاهيم کليات”
1ـ 1ـ کليات تحقيق:
دوست حقيقي انسان را در مسير حق و کمال و کسب فضايل ياري مي‌کند؛ پيوند دوستي با افراد با ايمان نه فقط به درد دنيا مي خورد بلکه در آخرت نيز مي‌توان از آن بهره گرفت و نجات يافت.
اهميت دوستي تا حدي است که خداوند متعال در قرآن تصريح نموده که در روز قيامت گروهي از منحرفان و کساني که مشمول عذاب الهي مي‌شوند از دوستان و همنشينان ناباب خود مي‌نالند. تبديل شدن دوستي غير پرهيزگاران به عداوت در روز قيامت طبيعي است، چرا که هر کدام از آنها ديگري را عامل بدبختي و بيچارگي خود مي‌شمرد؛ غيرمتقين در روز قيامت به يکديگر مي‌گويند: تو بودي که دنيا را در نظر من زينت دادي و مرا به آن تشويق و ترغيب نمودي ولي پرهيزگاران که از رستگاران روز قيامت هستند به يکديگر چنين سخن نمي‌گويند زيرا که پيوند دوستي آنها جاوداني است. چه بسيار جواناني که به علت رفاقت با افراد بي لياقت فاسد و منحرف گشته و آن گاه جز حسرت و اندوه حاصل کارشان چيزي نيست. خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد: يا وَيْلَتي لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلا (فرقان:28)؛ اي واي بر من! کاش فلاني را به عنوان دوست بر نمي‌گزيدم. پس بايد با دقت دوستان خود را گزينش و سنجيده عمل کنيم و خود نيز بکوشيم دوستان خوبي براي دوستان‌مان باشيم که يکديگر را به سعادت و جاودانگي برسانيم. دوستي هايي که براي منافع مادي و مفاسد هوس انگيز زودگذر برقرار شده به علت اين که عامل شقاوت و بدبختي گشته است به دشمني سختي تبديل خواهد شد. در روز قيامت، دوستي‌هايي که براي غير خدا بوده همه تبديل به دشمني مي‌شود وآشنايي‌ها و نسبت‌ها از بين خواهد رفت. اين که قرآن کريم در مورد مساله دوست و دوست يابي تاکيد مي کند که انسان‌ها بايد دوست خود را با دقت انتخاب و در برقراري ارتباط با دوستان سنجيده عمل کنند به خاطر اين است که دوستي ها نه تنها در دنيا، بلکه در روز قيامت تاثير بسزايي دارد. در روز قيامت دوستي گروهي از مردم تبديل به دشمني مي‌شود و هر کدام ديگري را مايه سقوط و بدبختي و هلاکت خود مي‌دانند و اعمال ناپسند و زشت خود را به گردن ديگري مي اندازد. انسان مجرمي که به دنبال راه گريز است گناهان و مفاسد اخلاقي خود را به گردن دوست و همنشين خود مي‌اندازد او فکر مي کند که در آنجا نيز مانند دنيا،‌ جاي پهن کردن بساط زرنگي است، اما در قيامت هيچ چيز از ماموران و فرمانبران خداوند مخفي نخواهد ماند. ان ربک لبالمرصاد ( فجر: 24) ؛ خداوند در کمينگاه انسانهاي خلافکار و مجرم است.
دوست و رفيق خوب دوستي است که آگاه و دانا باشد زيرا رفاقت با عالم اثرات مفيدي در زندگي فرد دارد همنشيني با عالم موجب حيات و روشني دل است و سبب خوشبختي و سعادت و نيز رفاقت با عالم آگاهي و ادب رفيقش را افزون مي‌کند (علاقهمند،1381: 118).
برقراري ارتباط با دوستاني که درستکار هستند مايه پيشرفت يکديگر در مسير الهي مي‌باشند و اين دوستي هم در دنيا و هم در آخرت به سود ايشان خواهد بود ولي دوستي با بدکاران انسان را در مسير شهوت و حرام قرار مي‌دهد و انسان را به پرتگاه مي‌اندازد و هم در دنيا و هم در روز قيامت به بدبختي و شقاوت و عذاب دايمي يکديگر کمک نموده‌اند، در نتيجه لازمه دوستي شايسته و مناسب اين است که يکديگر را در امور دنيوي و اخروي ياري رسانند و سعادت، خوشبختي و جاودانگي را براي يکديگر به ارمغان آورند (والترز،1382: 96).
1ـ 2ـ بيان مسئله
يكى از نيازهاى اساسى انسان از بدو تولد تا پايان عمر نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شدن است.(همان) اين نياز روانى انسان در طى مراحل رشد شكل‏هاى مختلف مى‏يابد و بايد هر دوره‏اى به گونه‏اى متناسب تأمين و ارضاء گردد در نوزادي از طريق والدين و به خصوص مادر، در کودکي علاوه بر خانواده، به وسيله گروه همبازى در نوجواني از طريق گروه همسالان ، در دوران جواني با ازدواج و پيدا كردن شريك زندگى و در ميان سالي به شكل خاص ديگر. آنچه به عنوان ويژگيهاي دوست خوب مطرح است مطلق و صد در صد نيست چه اينكه انسانها كم و بيش داراي نواقصي نيز هستند كما اينكه خود ما وقتي به كارنامه زندگي خود نگاهي ميافكنيم آن را بي نقص و عيب نمي بينيم. بنابر اين به طور نسبي دوست خوب بايد اين خصوصيات را داشته باشد و جهت كلي زندگي او نيز به سمت و سوي اين ويژگيها و جنبههاي مثبت باشد. دوست و رفيق در شکلگيري شخصيت افراد نقش بسيار مهمي دارد زيرا حالات و اقوال و افعال انسان به سرعت تحت تاثير همنشين قرار مي گيرد. فراوانندکساني که بخاطرداشتن دوستان نا اهل و کم خرد دچار خسارتهاي جبران ناپذير شده اند و بالعکس، چه انسانهايي که در اثر همنشيني با دوستان پاک و صادق و دانا از انحراف و فساد نجات يافته اند.
1ـ3ـ سوالات تحقيق:
الف : سوال اصلي:
1: دوست يابي از منظر قرآن چگونه است ؟
ب : سوالات فرعي:
1: تاثير دوست در تربيت انسان چگونه است؟
2: شاخص ها و روش هاي دوست يابي از منظر قرآن كريم کدامند؟
3: پيامد هاي معاشرت با دوستان ناباب از منظر قرآن کريم کدامند؟
1ـ4ـ ضرورت تحقيق:
اهميت دوستي در آموزههاي ديني به حدي است که فرد از روي دوستاني که براي خود انتخاب نموده است شناخته ميگردد. در واقع تاثير دوستان در انسان در طولاني مدت، باعث گرويدن فرد به اعتقادات، اخلاق و روش زندگي آنها مي گردد. لذا انتخاب دوست و هم صحبت خوب و نيکو که باعث افزايش ايمان و اعتقاد و استمرار در مسير درستي و راستي بسيار مهم و با ارزش تلقي مي شود(علاقهمند،1381: 125).‏ دوست آينه باشد چو اندر او نگري، به راستي نقش دوست در خوشبختي و بدبختي انسان از هر عاملي مهمتر است، گاه او را تا سر حد فنا و نيستي پيش مي برد و گاه او را به اوج افتخار مي رساند و اين تاثير پذيري از نظر منطق اسلام تا آن حد است که از حضرت علي (ع) نقل شده که فرمود: هر گاه وضع کسي بر شما مشتبه شد و درون او را نشناختيد به دوستانش نظر کنيد، اگر اهل دين و آيين خدا باشند او نيز پيرو آيين خداست و اگر بر آيين خدا نباشند او نيز بهره اي ازآيين حق ندارد.‏ (نهج البلاغه)
به طورکلي در روابط انسانها با يکديگر و علاقه و نفرت آنها به هم چند دسته وجود دارد:
1: افرادي که نه جاذبه دارند و نه دافعه، اينها افراد بيتفاوتي هستند نه کسي آنها را دوست مي دارد و نه دشمن؛
2: افرادي که جاذبه دارند ولي دافعه ندارند، اينها بيشتر از همه مريد پيدا ميکنند، اينها اگر چه خود از روابط با انسانها خوب استفاده ميکنند، ولي افرادي سازشکارند و کار درستي نميکنند؛
3: افرادي که دافعه دارند اما جاذبه ندارند، اينها دشمن سازند و دوست ساز نيستند و اينها نيز افراد ناقصي هستند؛
4: مردمي که هم جاذبه دارند و هم دافعه، که اگر کار اينها بر مبناي صحيح و خوب باشد کار درستي است، البته در اين مورد هم ضعف و شدت دارد و مصداق واقعي و نمونه عالي آن در حضرت مولا علي (ع) است (زواري نسب،1383: 80).
اما علت دوستي و ضديت (جذب و دفع) بين افراد به عکس نيروي مغناطيس داشتن سنخيت است. در بين انسان ها مومنين هستند که به هم پيوستگي دارند و به هيچ وجه از هم جدا نيستند و نمي شوند. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(حجرات:10) ؛ مؤمنان برادر يکديگرند پس دو برادر خود را صلح و آشتي دهيد و تقواي الهي پيشه کنيد ، باشد که مشمول رحمت او شويد (مکارم شيرازي).
بني آدم اعضاي يک پيکرند که در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار (بوستان سعدي)
1ـ5ـ اهداف تحقيق:
الف: هدف اصلي:
1: احصاء شاخص ها و روشهاي دوست يابي از منظر قرآن و تاثير آن بر تربيت انسان .
ب: اهداف فرعي:
1: بيان آيات قرآن کريم در مورد دوست يابي؛
2: بيان پيامدهاي معاشرت با دوستان ناباب از منظر قرآن کريم؛
3: بيان آيات قرآن کريم در خصوص معاشرت با دوستان صالح و مومن.
1ـ6ـ روش تحقيق:
روش تحقيق حاضر از نوع توصيفي- تحليلي مي باشد.
1ـ7ـ روش جمع آوري داده ها :
روش جمع آوري دادهها از نوع کتابخانهاي با استفاده از منابع و متون پاياننامههاي مرتبط، آرشيو مجلات و اينترنت ميباشد.
1ـ8ـ تعريف مفاهيم ( واژگان کليدي و اصطلاحات):
الف : دوست :
مفهوم دوست و دوستي
دوست، يعني محب، يک دل، يـک رنـگ، خـيرخواه، يار، رفيق، مانوس، آشنا، هم دل، مقابل دشـمـن، آن که نيک انديشد و نيک خواهد، مقابل دشمن که بدانديشد و بـد خـواهـد. ظـاهرا در اصل (دوس) بوده که به معناي چسبيده و پـيـوستن به چيزي است و به مرور ايام از معناي اصلي مهجور گشته و به معناي ماخوذ شهرت گرفته است.(صالحي،97:1386)
دوستي، يعني ياري، رفاقت، محبت و عشق، نزديکي، هم دلي و هم دمي بين دو نفر بدون وجود رابطه خويشاوندي سببي يا نسبي .( همان ، 97)
دوسـتي حالت و صفت، و عمل دوست، محبت، يگانگي، صداقت و مودت و خـيـرخـواهـي، رفـاقت و ياري و مهر، خلاف خصومت و مقابل دشمني و عداوت و بغض است.(همان،98)
دوستي، رابطه اي است کامل تر و برتر از معاشرت ساده و هم زيستي مـعـمـولـي. يک فرد ممکن است در محيط زندگي، يا محل کار، يا سر کـلاس بـا افـراد مختلف برخورد داشته باشد بدون اين که بين او و آنـان صـمـيميت و هم دلي و همراهي وجود داشته باشد; چنين رابطه اي را دوسـتـانه نخوانند. دوستي گوهري است گران سنگ و وديعه اي اسـت الـهـي، رابـطـه اي است از عمق دل و جان و وحدت آفرين، که انـسـان هـا را بـه هـم پـيوند داده، دل سوز يک ديگر و هم دم و همراه مي سازد و در غم و شادي ها شريک و دم ساز مي کند.(همان،98).
امـيـرمـومـنـان علي(ع) مي فرمايد: الاصدقاء نفس واحده في جسوم متفرقه (خوانساري،1360:115)؛ دوستان، يک روح اند در جسم هاي جدا جدا و گوناگون.
ب: قرآن :
معناى لغوى و اصطلاحى قرآن:
قرآن درلغت: واژه ى “قرآن” مصدر است؛ مانند: رجحان، کفران، فرقان، نقصان و…( ابن منظور،1387: 22)
لغت شناسان درباره لفظ “قرآن” چند معنا بيان کرده اند. ما دراين جا، به بيان دو معنا اکتفا مى کنيم:
1. قرآن، به معناى “جمع و گردآورى”؛ کسانى که به اين معنا قائلند، در آيه:(إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ)(سوره قيامت ،17). در وجه نام گذارى آن به “قرآن” گفته اند: چون قرآن جامع فوايد کتاب هايى است که از سوى خدا نازل گشته (تورات ،انجيل ،زبور و…)، بلکه جامع فوايد همه علوم مى باشد؛ همان گونه که قرآن خود به اين مطالب اشاره دارد؛ مانند:(تَفْصِيلَ کُلِّ شَيْء)(سوره يوسف ،111) و (تِبْياناً لِکُلِّ شَيْء) (سوره نحل ، 89).
بر اين اساس قرآن گردآورنده علوم گذشتگان و آيندگان مى باشد، اعم از علوم معنوى ( که متعلق به انبيا و گذشتگان بوده است ) و علوم مادّى و تجربى و دنيوى (طباطبايي،65:1360).
2. قرآن، به معناى “خواندن”. (إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ)(سوره قيامت،17). به اين معناست: همانا پيوسته کردن اجزاى آن به يکديگر و خواندن آن برتو، به عهدهى ماست (قمي،1387: 325).
طبق اين معنا، کتاب آسمانى مسلمانان به اعتبار آن که “خواندنى” است، “قرآن” نام گرفته است.
قرآن دراصطلاح: براى قرآن، تعريف هاى زيادى ارائه شده که هر کدام از اين تعريف ها، ويژگى خاص خودش را دارد؛ از جمله: “قرآن عبارت است از کلام الهى که خداوندآن را به تدريج بر حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)ـ خاتم پيامبران ـ به زبان عربى و لهجه ى قريش، نازل کرده است… . به آيه اى از آن، قرآن گفته مى شود، حتى بخشى از يک آيه نيز قرآن است.” (مسعودي، 1391: 261).
ج: تربيت:
معني لغوي تربيت:
تربيت کلمه اي عربي و مصدر باب تفعيل از ماده (ربي،يربو)به معني رشد و تربيت به معني رشد دادن است و در فارسي به آموزش و پرورش ترجمه مي شود.
راغب اصفهاني در مفردات ذيل کلمه (رب) تربيت را حرکت تدريجي چيزي به سوي کمال تعريف مي کند ودر جايي ديگر مي نويسد رب در اصل به معني تربيت وپرورش است يعني ايجاد کردن حالتي پس از حالت ديگر در چيزي تا به حد نهايي وکمال خود. پروردن، پرورانيدن ، پروردن کودک تا بالغ شود ، پروردن وآموختن (دهخدا،425:1377).
معناي اصطلاحي تربيت:
رشد دادن يا فراهم کردن زمينه رشد يا شکوفايي استعدادها و به فعليت رساندن قواي نهفته يک موجود را تربيت مي گويند.
تربيت به انسان اختصاص ندارد ودر مورد هر موجودي که قابليت رشد داشته باشد به کار مي رود و اگر در مورد انسان به کاررود کليه ابعاد وجودي وي راشامل مي شود.
در قرآن واژه (تزکيه) فراگير ترين واژه اي است که قرآن درمورد تربيت اخلاقي به کاربرده است.
انسان موجودي است با استعدادهاي شگرف وگرانقدر چنانکه از رسول اکرم (ص) روايت شده که فرمودند:
اَلّناسُ معادِنُ كَمَعادِنِ الَّذهَبِ وَ الْفِضَّةِ ( دستوراني،1389 : 197 ) ؛ مردم چون معادن طلا ونقره اند با اين تعبير بايد آنچه راکه مانع شکوفايي استعدادهاي انسان است را رفع کرد و زمينههاي مساعدرا فراهم کرد تا استعدادهاي انسان به فعليت رسد و انسان متصف به صفات وکمالات الهي شود.
د: انسان:
معناي لغوي انسان:
انسان واژه اي است عربي از ماده انس که در مقابل جن است (حيدري،1383 : 11). از آن جهت که انسان ها با يک ديگر يا با هر چيزي مأنوس مي شوند و خو مي گيرند لذا مي گويند: انسان مدني بالطبع است، چون طبعاً حال انس گرفتن در انسان قوي است. و يا از ماده “نسيان” و اصل آن “انسيان” است. انسان چون اهل نسيان و فراموشي است به او انسان گفته شده است. از امام صادق (ع) روايتي به اين مضمون نقل شده است: حضرت آدم از همان اول با اين که بنا بود به آن شجره نزديک نشود به زودي فراموش کرد و به آن درخت نزديک شد.(صدوق،1389: 74)
مفهوم انسان:
واژه انسان به بشر و بني آدم از اين رو اطلاق مي شود كه وجودش و خلقتش تنها با محبتِ به يكديگر، قوام و ثبات خواهد داشت و لذا گفته اند انسانها فطرتاً اجتماعي هستند زيرا قوامشان و دوام وجودشان به يكديگر پيوسته است و ممكن نيست، انسان به تنهائي بتواند تمام نيازها و اسباب زندگي خودش را فراهم نمايد.
و نيز گفته شده است که: اطلاق نام انسان بر او بخاطر اين است كه با هر چيزي كه به او پيوسته و همراه است اُلفت دارد و اُنس مي گيرد، و از نظر لفظي گفته اند اصلش “انسيان” بر وزن إفعلال است.
از مطالب عنوان شده مي توان نتيجه گرفت که :
انسان يك مركب دو بُعدي است كه يك بُعد او مادي و بُعد ديگرش غيرمادي است. بعد مادي انسان منشاء طبيعت و تمايلات حيواني اوست و بُعد الهي او منشاء فطرت و تمايلات فوق حيواني اوست. همين بعد است كه به انسان مقامي، مي دهد كه فرشتگان به خاطر آن مقام مأمور به سجده بر وي مي شوند. و با نظر به اين بُعد است كه خداوند به خود تبريك گفته و خود را أحسن الخالقين مي نامد (حاجيان، 1379: 184).
فصل دوم
“ويژگي ها وشاخص هاي دوست ”
2ـ1ـ پيشينه موضوع:
شهرياري،(1391)، در پژوهشي تحت عنوان دوستي از منظر قرآن و سنت،عوامل و ريشه هاي پيدايش آن، آثار و پيامدهاي فردي و اجتماعي آن انجام داده است.
در اين تحقيق به سؤالاتي از قبيل دوستي يعني چه؟ چرا دوست شويم و با که دوست شويم؟ ديدگاه قرآن و سنت در مورد دوستي چيست؟ علل بوجود آمدن دوستي چيست؟ دوستي چه آثار و فوائد فردي و اجتماعي دارد؟ تنهايي و عزلت طلبي چه ضررها و چه فوائدي دارد؟ و آيا دوستي کردن پاداش دارد يا خير؟ پاسخ داده شده است. محقق با استفاده از روش توصيفي به بررسي عوامل و ريشه هاي پيدايش انتخاب دوست وآثار و پيامدهاي فردي واجتماعي آن از منظرقرآن وروايات نبوي پرداخته است.
ابراهيمي ، (1391) در پايان نامه اي با عنوان تاثير دوستي هاي نامشروع بر تصميم گيري اخلاقي ضمن تعريف دوست به معناي يار، همدم، رفيقِ مهربان و ضدّ دشمن بيان مي کند دوستي مشروع اين است که فقط با افرادي مي توانيم يار و همدم باشيم که شرع مقدس آنرا روا و جايز شمرده باشد.
آهکي ورزنه (1389) در پايان نامه اي با عنوان: راهکارهاي گسترش دوستي در جامعه با تکيه بر آيات و روايات معصومين (ع) بيان مي کند.
دوستي از ارزشهاي انساني و معيار برتري در جامعه است. از ديدگاه اسلام دوستي و مهرورزيدن، مايه قوام و برپايي جامعه انساني است و بدون دوستي نظام اجتماع بشري سرد و بي روح و زيبايي هاي زندگي به کام انسان تلخ و بي معناست، و اين ناشي از طبيعت آفرينش انسان است. با دقت و تفحص در آيات قرآن کريم و سنت معصومين(ع) به روشني به دست مي آيد، که پيوند دوستي يک اصل مهم در دين اسلام است. و تاثير بخشي دوستي در عرصه زندگي بشري غير قابل انکار است. مهرورزي عامل قرب الهي و نجات و رستگاري انسان است.از اين رو براي استوار سازي روابط اجتماعي و تحقق پيوند دوستي راههاي کار آمدي ارائه گرديده است. اين جستار که با هدف بررسي و بازگويي اين راهها نگاشته شده است، در پي آن است که واژه ي دوستي را مورد واکاوي قرار داده و…..
نادري گرگري (1387) در پژوهشي با عنوان: دوستي و مهرورزي در نهج البلاغه، دوستي و مهرورزي از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) را مورد بررسي قرار داده است. ايشان به بخش بعدي انواع دوستي بررسي شده در نهج البلاغه که قريب به 25 نوع است،اشاره نموده است که برخي از آنها همانند دوستي به دنيا، دوستي آخرت و مرگ و دوستي خدا، دوستي پيامبر واهل بيت و… مي باشد.گراميان نيک (1388) در پايان نامه خود با عنوان رابطه ناب و تغيير شکل صميميت و دوستي در بين جوانان شهر تهران را مورد بررسي قرار داده است.وي در اين تحقيق در پي پاسخ به اين پرسش بوده، که آيا با توجه به تغييرات اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و تکنولوژيک رخ داده در جامعه و قبول و فرض سطحي از مدرنيته در آن، آيا مي توان موضوع (رابطه ناب) را رد يابي، شناسايي و تحليل نمود؟ در اين تحقيق مفهوم رابطه ناب در موقعيت ازدواج سنجيده شده و با شاخصهاي نگرشهاي جنسيتي، عوامل بيروني، شيوه همسر گزيني، کارهاي خانه و صميميت ساخته شده است و جامعه آماري جوانان مابين 18 تا 35 سالِ شاغل و متاهل بوده اند.
دستوراني (1389) در پايان نامه اخلاق دوستي،از نگاه آيات و روايات (با تأكيد بر رفتارهاي اجتماعي) بيان مي کند :
برخورداري از محبت اساسي‌ترين نيازهاي رواني انسان، به شمار مي‌رود دوستي و دوست‌يابي نوعي تلاش در جهت تأمين اين نياز ياد شده است.ايشان ضمن تبيين جايگاه دوستي و محبت در قرآن و سنت و در اخلاق و عرفان، به اقسام دوستي و محبت، محبت خدا، محبت اهل بيت، محبت به دنيا و .. اشاره نموده است وبه اين نتيجه رسيده است كه اگر تمامي محبت‌ها در راستاي محبت خداوند خلاصه شود، باعث آسايش و امنيت روحي و رواني و اجتماعي مي‌گردد.
سنجري (1391) در پايان نامه تحفه الهي: دوستي از ديدگاه قرآن و سنت، پيامدهاي فردي و اجتماعي آن چنين مي نويسد:يکي از نيازهاي هر انساني بعد از رشد جسماني، رشد روحاني و معنوي اوست که نهايت اين رشدروحاني و معنوي تکامل و کمال انساني مي باشد و يکي از عواملي که در کمال هر انساني دخالت دارد مسئله دوستي و دوستان مي باشد چرا که دوستان نقش مهمي را در رساندن انسان به درجات کمال ايفا مي کنند. دوستي يعني ايجاد و ارتباط عاطفي دو فرد، يعني پيوند دو قلب، انسان هايي که با فشردن دست يکديگر پيمان مي بندند تا در تمامي شرايط همراه و غمخوار هم باشند. دوستي داراي ابعاد و جنبه هاي مختلفي مي باشد که هريک از آنها داراي اهميت فوق العاده اي مي باشند در نوشتار حاضر سعي شده دوستي از ديدگاه قرآن و سنت روانشناسان شرق و غرب مورد بررسي قرار گيرد.
صالحي زاده (1386) در پايان نامه اي با عنوان محبت در قرآن: ابتدا به جايگاه محبّت و اهميّت آن در قرآن مي پردازد و آثار اين محبّت را آرامش، فروتني، نهراسيدن از مرگ و پيروي از پيامبر(ص)ذکر مي نمايد. وي در فصل بعدي به محبّت به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) نيز اشاره مي کند و پيامد اين محبّت را دوستي خدا و پاداش رسالت پيامبر(ص) ميشمرد. و در پايان به محبّت هاي ناپسند، از جمله دوستي با گمراهان و غضب شدگان و محبّت هاي پسنديده همچون محبّت به والدين، همسر، فرزند و اقوام و خيرخواهان مي پردازد، و نتيجه ميگيرد دوستي هاي سالم در قيامت پايدار، و دوستيهاي ناپسند گسسته و تبديل به دشمني خواهد شد.
2-2- مباني نظري:
2-2-1- خصوصيات دوست خوب وشايسته در قرآن:
يكي از مباحث بسيار مهم در مسائل اجتماعي، ميزان و نحوه ارتباط انسانها و به عبارتي، دوستي ها و روابط دوستانه با يكديگر است. انسان از انتخاب دوست ناگزير و محتاج به دوست است. نكته‎ مهم در اين ميان، تأثير بسيار زياد دوست بر شخصيت انسان است كه در آيات قرآن كريم و روايات معصومان عليهم‌السلام، به اين موضوع اشاره شده است.
خداوند حال برخي ظالمان را اين‌گونه بيان مي‎دارد: وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا (فرقان:28) ؛ روز قيامت روزي است كه مي‎بيني ظالم (از شدت حسرت) دست خود را مي‌گزد و مي‎گويد: يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا(فرقان:28)؛ اي‌كاش با فلان شخص دوست نمي‎شدم.
بنابراين كسي كه شخصيت او بر شما مشخص نيست و از دين او اطلاعي نداريد، بايد به دوستانش نگاه كنيد؛ اگر آنان اهل دين خدايند، پس آن شخص نيز بر دين خداست، ولي اگر دوستان وي بر غير دين خدا بودند پس او نيز بهره‎اي از دين خدا ندارد و نبايد با چنين شخصي معاشرت و دوستي داشته باشيد.
در مورد دوست، در احاديث مطالب زيادي بيان شده، اما در اين گفتار به فضل خداوند متعال با استفاده از آيات نوراني قرآن كريم، برخي شرايط و ملاكهاي انتخاب دوست را بيان مي‎داريم.
الف: ايمان:
از نگاه قرآن كريم ميزان شخصيت انسانها رابطه مستقيمي با اعتقادات آنها دارد. كسي كه از گوهر با عظمت ايمان بي‎بهره باشد، شخصيت وي در حدي نخواهد بود كه ارزش رفاقت و دوستي را داشته باشد تا انسان بخواهد طرح دوستي با چنين كسي بريزد:
يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنْ الْحَقِّ (ممتحنه:1) ؛ اي كساني كه ايمان آورده‎ايد! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگيريد. شما به آنان اظهار محبت مي‎كنيد؛ در حالي كه آنها به آنچه از حق براي شما آمده، كافر شده‎اند.
ب: احترام به مقدسات و مسائل ديني:
يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنْ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِياءَ … وَإِذَا نَادَيتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ( مائده: 57ـ 58) ؛ اي كساني كه ايمان آورده‎ايد! افرادي كه ايين شما را به باد استهزا و بازي مي‌گيرند ـ از اهل كتاب و مشركان ـ ولي خود انتخاب نكنيد… آنها هنگامي كه (اذان مي‎گوييد و مردم را) به نماز فرامي‎خوانيد، آن را به مسخره و بازي مي‎گيرند.
در اين دو آيه‎ شريف خداوند به صراحت از دوستي با كساني كه دين مسلمانان را به باد سخريه و استهزا مي‎گيرند، نهي فرموده است و به عنوان مثال و ذكر مصداق، بحث اذان را مطرح مي‎فرمايد.
ج: راستگويي:
يكي از مصاديق مهم اخلاق در زندگي انسان، صداقت و راستگويي است؛ چرا كه در حقيقت دروغ خود نوعي نفاق است و در آيات و روايات بسيار مذموم شمرده شده است و حتي در برخي از روايات كليد تمامي گناهان، دروغ بيان شده است. در رفاقت و دوستي نيز انسان يكي از ملاكهايي كه بايد در نظر داشته باشد، صداقت و راستي دوست است:
يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (توبه:119) ؛ اي كساني كه ايمان آورده‎ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و با صادقان باشيد.
در تفسير اين آيه شريف آمده است: “صداقت شرط و ملاك اساسي دوستي است و اگر به دوست و همراه انسان، صديق گفته شده است، به‌خاطر صداقت او در رفتارش با دوست خود است”.
د: دوستي دوطرفه:
اگر انسان قصد دوستي با كسي را دارد، بايد ببيند كه آيا طرف مقابل هم متمايل به اين دوستي هست يا نه؟
هَا أَنْتُمْ أُوْلَاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَلَا يحِبُّونَكُمْ ( آل‌عمران: 119) ؛ شما كساني هستيد كه آنها را دوست مي‎داريد، اما آنها شما را دوست ندارند.
آري، اگر دوستي يك‌طرفه باشد، باعث ذلت و خواري مي‎گردد و هرگز براي انسان سودمند نخواهد بود.
ه: هماهنگي ظاهر و باطن:
هميشه افرادي در جامعه وجود دارند كه هزار رنگ‎اند؛ يعني با هر كسي همان‌گونه سخن مي‎گويند وبرخورد مي‎كنند كه او مي‎پسندد و هيچ هدف خاصي را دنبال نمي‎كنند و به هر رنگي كه منافع مادي‎شان اقتضا كند، درمي‎آيند كه خطر اين افراد نيز بسيار زياد است.
وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيكُمْ الْأَنَامِلَ مِنْ الغَيظِ ( آل‌عمران: 119) ؛ و هنگامي كه شما را ملاقات مي‎كنند، (به دروغ) مي‎گويند: ايمان آورده‎ايم، اما هنگامي كه تنها مي‎شوند، از شدت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان مي‎گزند.
و: طرح دوستي با جنس مخالف ممنوع:
يكي از نيازهاي انسان كه در دوران جواني ظهور و بروز پيدا مي‎كند، ازدواج است كه در قرآن كريم از جنبه‎هاي متفاوتي مورد بحث قرار گرفته است. در اين زمينه يكي از موضوعاتي كه قرآن كريم تأكيد زيادي بر آن دارد، پاك بودن پسر و دختر قبل از ازدواج است: مُحْصَنَاتٍ غَيرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ ( نساء:25) ؛پس آنها (زنان پاكدامن از بردگان) را با اجازه‎ صاحبان آنان تزويج نماييد و مهرشان را به خودشان بدهيد، به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه به‌طور آشكار مرتكب زنا شوند و نه دوست پنهاني بگيرند.
مُحْصِنِينَ غَيرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ ( مائده:5)؛ و زنان پاكدامن از مسلمانان و زنان پاكدامن از اهل كتاب حلال‌اند، هنگامي كه مهر آنان را بپردازيد و پاكدامن باشيد، نه زناكار و نه دوست پنهاني و نامشروع گيريد.
در اين دو آيه خداوند از طرح دوستي با جنس مخالف نهي فرموده است. در آيه‎ اول سخن از ترك دوستي دختران با پسران است و در آيه‎ دوم ممنوع بودن دوستي پسران با دختران مطرح شده است.
در مورد اين دو آيه 3 نكته قابل دقت است:
1. “أخدان” جمع خِِدن، به معني دوست است؛ اما دوستي هايي كه دو ويژگي دارند: يكي اينكه پنهاني هستند و ديگري اينكه منشأ اين نوع دوستي ها شهوت و هواي نفس است.
2. علت جمع آمدن كلمه “أخدان” در آيه اين است كه وقتي كسي براي فحشا و از روي شهوت دوست برمي‎گزيند، به يكي يا دوتا قانع نخواهد بود؛ چرا كه نفس انساني وقتي به دنبال شهوات و خواسته‎هاي خود برود، حد توقف ندارد”
3. در اين‌گونه دوستي ها صداقت نيست؛ چرا كه قرآن دوستي هايي را كه بر اساس صداقت باشد، “صديق” مي‎نامد و تعبير به خدن فقط در اين دو آيه آمده است.(مکارم شيرازي،168:1374).
ز: سربلندي در آزمايشها:
هميشه گفتار انسانها و ظاهر آنان با عمل و باطن آنها مطابق نيست و براي كشف حقيقت يكي از بهترين راهها امتحان و آزمايش است؛ همان‌گونه كه خداوند در برخي موارد به مؤمنان دستور به امتحان و آزمايش داده است تا زمينه براي تصميم‎گيري صحيح فراهم شود:
يا ايهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمْ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِايمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ( ممتحنه:10)؛ اي كساني كه ايمان آورده‎ايد! هنگامي كه زنان با ايمان به عنوان هجرت نزد شما آيند، آنها را آزمايش كنيد ـ خداوند به ايمانشان آگاه‎تر است ـ هرگاه آنان را مؤمن يافتيد، آنها را به‌سوي كفار بازنگردانيد.
ح: خيرخواه بودن:
خداوند متعال در قرآن كريم مؤمنان را از دوستي با برخي گروه‎ها همانند اهل كتاب، كفار و منافقين برحذر مي‎دارد و تعدادي از خواسته‎ها و انگيزه‎هاي شوم و پست آنان را اينگونه بيان مي‎فرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِنْ دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ (آل عمران:118)؛ اي كساني كه ايمان آورده‎ايد محرم اسراري از غير خود، انتخاب نكنيد آنها از هر گونه شر و فسادي درباره‎ي شما كوتاهي نمي‎كنند. آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد.
بنابراين با توجه به حساس بودن بحث دوستي، وظيفه‎اي كه انسان در موضوع انتخاب دوست بعد از احراز شرايط فوق دارد، اين است كه با آزمودن دوستِ خويش، صداقت و واقعي بودن و ساختگي نبودن آن شرايط را به دست آورد.
2-2-2- ويژگيهاي دوستان شايسته:
1. داشتن ايمان و پرهيز کاري:
دوست خوب بايد در همه ي امور، خدا و رضايت خدا را مد نظر داشته باشد. رسول خدا ( صلي الله عليه و اله ) مي فرمايند : خير اخوانک من اعانک علي طاعة الله و صدک عن معاصيه و امرک برضاه (نهج البلاغه: حکمت 136)؛ بهترين برادرانت کسي است که تو را به پيروي از خدا ياري کند، از نافرماني او باز دارد و به خشنود ساختن او فرمان دهد.
2. مؤدب بودن به آداب اجتماعي و متخلق بودن به اخلاق نيك و پسنديده:
رفتار و کردار انسان در جامعه و برخوردهاي اجتماعي نشانگر زمينه هاي تربيتي بوده واز معيارهاي مهم و اجتناب ناپذير در انتخاب دوست مي باشد چرا که يک قانون را در ارتباطات با دوستي نبايد فراموش کرد و آن اينکه انسان همرنگ دوست خود مي شود.
3. داشتن آگاهي و بينش صحيح در همة امور، بهويژه در امور سياسي:
آگاهي و بينش چراغ راه و جهت دهنده حركت است و چه زيباست كه دو همراه در مسير زندگي از پرتو فيض وجود يكديگر بهرمند شده و پا به پاي يكديگر گام بردارند و در اين مسير خود را از انحرافات مصون و وجودشان را از آفات بيمه سازند. گرايش سياسي و اجتماعي افراد در انتخاب آنها به عنوان يک دوست نقش مهمي را ايفا مي کند.
امام زمان ( عليه السلام ) جهت گيري سياسي و اجتماعي و رفتاري يک مومن را با اين حديث مشخص فرموده اند : وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ ( حرالعاملي ،1384: 99) ؛ در هنگام بروز مشکلات به راويان حديث ما مراجعه کنيد؛ همانا آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.
همانطور که مي دانيد راويان احاديث در دوران غيبت، فقهاي جامع الشرائط و در راس آنها ولايت فقيه است، بنابر اين انسان معتقد و مومن در هيچ مساله اي از احکام دين و مشکلات روزمره بن بست برخورد نمي کند. بهعنوان مثال وقتي مقام معظم رهبري(دامت برکاته) در انتخابات اخير دستور به اطاعت از قانون و پرهيز از درگيري و ريختن در خيابانها را مي دهند، پيرو حقيقي امام زمان ( عليه السلام ) از دستور رهبري اطاعت کرده ، با اين کار موجبات سعادت خويش را فراهم مي کند و از هر کس که در خلاف جهت اطاعت از رهبري گام بردارد، دوري مي کند.
در انتخاب دوست نيز بايد ديد چه کسي از اين ويژگي برخوردار است؟ و چه کسي در زمان غيبت تابع فقيه جامع الشرائط است؟ با برگزيدن کسي که چنين ويژگي را دارد موجبات رشد و تعالي و پيشرفت خود را فراهم کند.
4. يار و مددکار بودن در هر زمان:
امام علي ( عليه السلام ) مي فرمايند : لا يَكُونُ الصَّدِيقُ صَدِيقاً حَتَّى يَحْفَظَ أَخَاهُ فِي ثَلَاثٍ فِي نَكْبَتِهِ وَ غَيْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ دوست, دوست نيست مگر آنکه حقوق برادرانش را در سه جايگاه نگهبان باشد : در روزگار گرفتاري،آن هنگام که حضور ندارد و پس از مرگ. ( نهج البلاغه، حکمت 134 ).
5. اهل دنيا نبودن:
همانطور که در حديث شريف آمده است : حُبُّ الدنيا رَأسُ کلّ خطيئهٍ ( دوستي دنيا منشا همه ي گناهان است ) بر ما لازم است که از دنيا پرستي و کساني که چنين ويژگي دارند اجتناب کنيم.(کليني،1388: 315).
6. آينه يكديگر بودن و عيب يكديگر را دوستانه متذكر شدن:
امام علي ( عليه السلام ) مي فرمايند : دوست راستين کسي است که نيک خواهانه عيب تو را به تو بگويد, در نبودنت حافظ آبروي تو باشد و تو را بر خود مقدم بدارد.( نهج البلاغه ، حکمت 246).
8. اهل عفو و گذشت بودن:
امام حسن عسگري ( عليه السلام ) مي فرمايند : بهترين برادرانت کسي است که خطايت را فراموش کند و از نيکوکاريت در حق خودش ياد کند.(ري شهري،1362: 163).
با ذکر يک حديث از امام صادق ( عليه السلام ) به مهمترين نشانه هاي دوست خوب اشاره مي کنيم : دوستي مرزهايي دارد که هر کس همه يا برخي از آنها را داشته باشد، دوست است و گر نه او را اصلا دوست مشمار : نخست اين که ظاهر و باطنش با تو يکي باشد؛ دوم اين که آبروي تو را آبروي خودش داند و عيب و بي آبرويي تو را عيب و بي آبرويي خودش؛ سوم اين که مال و منصب، او را نسبت به تو عوض نکند؛ چهارم اينکه هر کمکي از دستش بر مي آيد از تو دريغ نکند و پنجم، که در بر دارنده ي همه ي اين خصلتهاست, اين که در هنگام گرفتاريها تو را تنها نگذارد.(همان164 ).
2-2-3- راههاي آزمايش دوست:
روايات متعددي از ائمه اطهار عليهم السلام در اصول شريف کافي وديگر کتب روايي شيعي وسني چند معيار براي تشخيص حقيقي بودن اعمال و رفتار دوست بيان شده است كه به تعدادي از آنها اشاره مي‎كنيم:
الف: حساسيت نسبت به نماز اول وقت؛
ب: امانتداري؛
ج: مضايقه نكردن از داراييهاي خود و دوست را شريك مالي خود دانستن؛
د: سه بار عصباني كردن او (اگر در اوج عصبانيت از حدود دوستي تجاوز نكرد، شايسته‎ي دوستي است)؛
ه: ميزان همراهي با دوست هنگام بروز سختيها و مشكلات(سجادي، 1389: 58).
دوست شمار آنکه در نعمت زند لاف ياري و برادر خواندگي
دوست آن باشد که گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي
(بوستان سعدي)
نكته‎اي كه در اين قسمت شايان ذكر مي‌باشد، اين است كه اين آزمايش در مراحل اوليه‎ انتخاب دوست بايد انجام شود تا انسان از دارابودن شرايط دوستي به اطمينان برسد و اين‌گونه نيست كه انسان هميشه و در همه‎ حالات و موقعيتها در صدد آزمايش دوستش باشد. بنابراين وقتي به اطمينان دست يافت، ديگر نيازي به آزمودن دوست نيست. اهميت دوستي در قرآن:
يکى از خويشاوندان حضرت سجاد(عليه السّلام) نزد آن حضرت آمد و به آن بزرگوار جسارت کرده و ناسزا گفت؛ و حضرت ، در جواب او چيزى نفرموده و سکوت کرد.
بعد از آنکه او از مجلس حضرت بيرون رفت ، پيشواى چهارم به اطرافيان خود فرمود: گفته هاى اين شخص را شنيديد؟ حالا دوست دارم همراه من بيائيد، تا جواب مرا بشنويد.گفتند: يا بن رسول الله ! ما مى آئيم ، ولى دوست داشتيم جواب دشنامهاى او را همين جا مى فرموديد.امام عليه السّلام نعلين خود را پوشيده و در حالى که اين آيه شريفه را زمزمه مى کرد: وَالْکاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافِينَ عَنِ النّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ(آل عمران:134)؛ انسانهاى نيکوکار خشم خود را فرو مى برند و از خطاى مردم مي گذرند و خداوند نيکوکاران را دو ست دارد.
راوى مى گويد: از تلاوت اين آيه فهميدم که حضرت به او نيکى خواهد کرد، وقتى به در منزل آن مرد رسيديم ؛ حضرت او را صدا زده و فرمود: باو بگوئيد که على بن الحسين است . چون او صداى آقا را شنيد، فوراً براى دفاع از خود آماده شد و در اينکه حضرت جسارتهاى او را پاسخ خواهد داد، ترديدى برايش باقى نماند.
وقتى چشم حضرت به او افتاد، اظهار داشت : اى برادر! تو پيش ما آمدى و چنين و چنان گفتى ، هرگاه آن بديهائى که به من نسبت دادى ، اگر در من هست ، از خدا مى خواهم مرا بيامرزد و اگر نيست از خدا مى خواهم ترا بيامرزد. آن مرد، وقتى چنين رفتارى را مشاهده کرد، حالش دگرگون شد و بعد از آنکه ميان ديدگان حضرت را بوسيد، گفت : آنچه من گفتم در شما نيست و من به اين صفات سزاوارترم .آنچه بيان شد ذکر يکي از آداب بسيار مهم در آيين دوست يابي بشمار مي رود ودرواقع با اين رفتارها مي توان دوستان بسيار زيادي را جذب نموده و زمينه براي تربيت آنان هم فراهم آيد (رضايي،1382: 36).
2-2-4-اهميت دوستي وبرادري در احاديث و روايات:
در اين بخش به تعدادي از احاديث که در خصوص اهميت دوستي و برادري بيان شده است اشاره مي نماييم.
1- قَالَ الصَّادِقُ (ع) : إن لله تبارك و تعالي حرمات حرمة كتاب الله و حرمة رسول الله (ص) و حرمة بيت المقدس و حرمة المؤمن: براي خدامند تبارک وتعالي اموري محترم است حرمت قرآن و حرمت پيامبر و حرمت بيت المقدس و حرمت مومن. ( مجلسي، ج 71: 232).
2- ابان بن تغلب در كنار امام طواف مي كرد و يكي بيرون طواف با ابان كار داشت، امام به او فرمود: آيا با تو



قیمت: تومان


پاسخ دهید