فصل اول
کليات پژوهش

مقدمه
امروزه اطلاعات عامل اصلي کسب قدرت است و تسلط واقعي، تسلط اطلاعاتي است. جنگ ميان کشورهاي غني و فقير، در واقع جنگ اطلاعاتي است و کشورهاي سلطه گر که خواستار استمرار بهره جويي خود از منابع و ثروت کشورهاي عقب مانده هستند، علاقه اي به ايجاد زيربناهاي اطلاعاتي در اين کشورها ندارند.
اطلاعات مديريت تنها ابزاري است که مديران را در اتخاذ تصميم ياري مي کند. مديران با دريافت اطلاعات و پردازش آن به شناختي دست مي يابند که بر اساس آن گزينه هاي ممکن در حل مسائل را تشخيص داده و مناسبترين آنها را انتخاب مي کنند. هنگامي که مدير به سازماندهي مي پردازد، برنامه ريزي مي کند و يا به استخدام نيروي انساني اقدام مي نمايد.
علم اطلاعات مديريت، با تحولات قرن حاضر تولد و نضج يافته است و متأسفانه، مديريت در کشورهاي در حال توسعه جز سايه و شمالي کمرنگ و برداشتي ناقص، بهره اي از علم اطلاعات مديريت نگرفته است، که ثمره آن ناهنجاري در توسعه اقتصادي وناهماهنگي در فعاليتهاي آنها است (بهشتيان، 1384، ص 12).
ورود از عصر صنعت بع عصر اطلاعات ودانش، تمامي جنبه هاي مختلف زندگي بشر را تحت تاثير خود قرار داده است. سازمان ها به عنوان نهادهايي که از دستاوردهاي عصر صنعت بوده اند، با تحولات اخير و ورود به عصر دانش دستخوش تغييرات بسياري گرديده است. سيستم هاي اطلاعاتي مديريت به عنوان يک پديده جديد و به عنوان يک عامل پيش برنده در انطباق سازمان ها با تحولات امروزين شناخته شده است(جيمز. ا.ابراين، 1389 ص 3).
امروزه گسترش روز افزون فناوري هاي ارتباطات و اطلاعات، حوزه هاي مختلف زندگي بشر را دگرگون ساخته است. يکي از مهمترين حوزه هايي که با ورود اين فناوري ها دچار تحولات بنيادين گرديده، حوزه آموزش و مديريت مي باشد.
به طوري که مديران قرن بيست و يک در محيطي همواره در حال تغيير و دگرگوني بسر مي برند که بدون داشتن مهارت هاي شناختي، علمي و نگرشي، حضور در عرصه رقابت واثر گذاري در اين محيط ميسر نيست و همين امر برنامه ريزي براي آموزش چنين مهارت هايي را ضروري مي نمايد(شريفي، 1388 ص11).
در جهان امروز، اطلاعات و ارتباطات مکمل توسعه خردمند است. در واقع وجود اطلاعات کافي و مجموعه هاي آن در طبقه بنديهاي تخصصي موجب شده است تا افراد به طور قابل ملاحظه اي به دانش و کاربرد آن دسترسي پيدا کنند. نظرياتي از قبيل دهکده جهاني، دولت الکترونيکي، تجارت الکترونيکي، آموزش الکترونيکي و غيره دلالت بر رشد محيطي جديد دارد که در آن فناوري اطلاعات و آموزش در اطراف ما هستند و دسترسي به اطلاعات خاص باعث مي شود تا افراد در حل مشکلاتشان از آن استفاده نمايند (بدرقه، 1389 ص 3).
در اين شرايط اطلاعات در کنار عواملي مانند نيروي انساني، مواد اوليه، سرمايه، انرژي و ماشين آلات، به عنوان يکي از عوامل توليد، نقش مهمي را ايفا مي کند و اين نقش روز به روز و با گذشت زمان با اهميت تر مي شود.
بنابراين همان گونه که استفاده بهينه از ساير منابع نياز به مديريت دارند، اطلاعات نيز از اين امر مستثني نبوده و استفاده مناسب از آن بعنوان يک منبع حياتي نياز به مديريتي صحيح و ضابطه مند دارد.
سيستم اطلاعات مديريت، علمي است که براي همين منظور، يعني مديريت اطلاعات بکار برده مي شود. بدون شک با توسعه سازمانها و گسترش وظايف و مسوليت هاي مديريت، تصميمات مدير همواره بايد بر پايه بررسي هاي فني و آماري و اطلاعات صحيح و بر طبق اصول و روشهاي خاص علمي و شناخته شده استوار باشد.
بنابراين بديهي است که اتخاذ هر نوع تصميم صحيح مستلزم دسترسي به اطلاعات صحيح، دقيق و به موقع مي باشد. به همين جهت نياز به يک سيستم اطلاعاتي مناسب در سازمان ها ضرورتي انکار ناپذير است.
متأسفانه اطلاعات واهميت آن در کشورهاي جهان سوم جايگاه واقعي خود را پيدا نکرده وبه همين جهت زير بناهاي اطلاعاتي، در اين کشورها به طور مطلوب و کارآمد شکل نيافته اند.
روشهاي سنتي و قديمي اطلاعات مديريت پاسخگوي شرايط پيچيده و به سرعت در حال تغيير عصر حاضر نيست و نميتوان در برخورد با مشکلات و چالشهاي مهم و تصميمگيري صرفاً به ذهنيتها و يا گزارشات محدود و گفتههاي دست اندرکاران اتکا نمود. بلکه اداره امور به شيوه اي موثر وکارآمد مستلزم جمع آوري، طبقه بندي و پردازش انبوهي از اطلاعات گوناگون است که با آهنگي سريع رشد کرده همين تحليل آنها را سخت تر مي کند.
با پيشرفت سريع فناوري اطلاعات و رشد آگاهي و توانايي آحاد جامعه و افزايش سطح توقع آنها سازمانها و دانشگاهها نيز بايستي درصدد استفاده صحيح از اين فناوريها وا فزايش سرعت و کيفيت خدمات خود باشند. استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت جهت اتخاذ تصميمات مناسب و برنامه ريزي دقيق در راستاي افزايش کارايي و بهرهوري در سازمانها و دانشگاهها مي تواند کمک شايان توجهي به مديران و سياست گذاران ارگانها ، سازمانها و دانشگاهها بنمايد. بدين ترتيب همزمان با توسعه روز افزون فناوري اطلاعات در جهان، در برنامه ريزي هاي ملي نيز توجه بيشتر به اين فن آوري ضرورت دارد.

بيان مسأله
سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يكپارچه متشكل از كاربر و ماشين براي ارائه اطلاعات در پشتيباني از عمليات، مديريت و تصميم‌گيري در سازمان است. اين سيستم از نرم‌افزار و سخت‌افزار رايانه‌اي، راهنماها و دستورالعمل‌ها، مدل‌هايي براي تحليل، برنامه‌ريزي، كنترل و تصميم‌گيري و يك پايگاه اطلاعات بهره مي‌گيرد (ديويس و اولسون 1985، 6). سيستم اطلاعات مديريت سيستمي است كه داده‌هاي محيطي را جمع‌آوري و داده‌هاي تبادلات و عمليات سازماني را ثبت مي‌كند و سپس آنها را فيلتر، سازمان‌دهي و انتخاب كرده و به عنوان اطلاعات به مديران ارائه مي‌نمايد و ابزاري براي مديران فراهم مي‌آورد كه اطلاعات مورد نياز خود را توليد نمايند (مورديك و مانسون 1986، 6).
سيستم اطلاعات مديريت سيستمي يكپارچه، رايانه‌اي و كاربرـ ماشين است كه اطلاعات لازم براي حمايت از عمليات و تصميم‌گيري فراهم مي‌كند. عناصر اصلي اين سيستم عبارتند از: (1) سيستمي يكپارچه براي خدمت به تعداد زيادي كاربر، (2) سيستمي رايانه‌اي كه تعدادي نرم‌افزار اطلاعاتي را از طريق يك پايگاه اطلاعات به هم مرتبط مي‌كند، (3) رابط كاربر- ماشين كه به جستجوهاي فوري و موقتي پاسخ مي‌دهد، (4) ارائه اطلاعات به تمام سطوح مديريتي (5) پشتيباني از عمليات و تصميم‌گيري (آواد 1988، 5).
سيستم اطلاعات مديريت سازمان يك چيز متمايز و جدا از ديگر سيستم‌هاي اطلاعات نيست بلكه چارچوبي كلي ارائه مي‌كند كه ديگر سيستم‌هاي اطلاعات بر مبناي آن با يكديگر همخوان مي‌شوند. در طول زمان مشخص شد كه مفهوم پياده‌سازي يك سيستم كاملاً يكپارچه واحد بسيار مشكل است. واقعيت اين است كه يك سيستم يكپارچه، به معني يك ساختار واحد و همگن نيست بلكه بدين معني است كه اجزاء آن منطبق بر يك طرح كلي هستند. اكنون سيستم اطلاعات مديريت به منزله فدراسيوني از زيرسيستم‌ها در نظر گرفته مي‌شوند كه در صورت نياز طراحي و اجرا مي‌شوند اما منطبق بر طرح كلي، استانداردها و رويه‌هاي سيستم اطلاعات مديريت هستند. بنابراين به جاي يك سيستم اطلاعات مديريت واحد و كلي، سازمان مي‌تواند تعداد زيادي سيستم اطلاعات مرتبط داشته باشد كه نيازهاي مديريتي را در سطوح مختلف به شكل‌هاي مختلف تأمين مي‌كنند. تجربه نشان مي‌دهد كه يك سيستم كاملاً يكپارچه غير ممكن است. عوامل زيادي وجود دارند كه بايد همزمان و توأم در نظر گرفته شوند و نگهداري چنين سيستمي مشكل است.
بههمين دليل، سيستم‌هاي اطلاعات مديريت بيشتر به صورت بخش بخش طراحي مي‌شوند و يكپارچه‌سازي تنها در مواردي كه ضروري باشد اعمال مي‌شود. به طور خلاصه سيستم‌هاي اطلاعات مديريت مبنايي براي يكپارچه‌سازي پردازش‌هاي اطلاعات سازماني ارائه مي‌دهند (ديويس و اولسون 1985، 6-8، 10، 28، 53).
استقرار موفق سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه به طور مستقيم به شرايط محيطي سازمان وابسته مي شود. نتايج مطالعات حاکي از نرخ بالاي شکست و عدم موفقيت پروژه ‌هاي سيستم ‌هاي اطلاعاتي در سازمان‌ها است. بسياري از اين شکست‌ها بيش از آن که حاصل موارد فني و تکنولوژيکي باشد، ريشه در مسائل سازماني و به ويژه عدم توجه به وضعيت جاري سازمان در هنگام طراحي سيستم‌هاي اطلاعاتي دارند.
ازآنجا که طراحي و استقرار يک سيستم اطلاعاتي يکپارچه در سازمان سرمايه گذاري نسبتا بالايي را مي طلبد، لزوم تهيه يك طرح تحقيقاتي اوليه جهت برآورد شرايط جاري سازمان از حيث ميزان آمادگي براي برنامه ريزي جامع سيستم اطلاعاتي بديهي مي نمايد. نتيجه چنين مطالعه اي مي تواند طراحي هدفمند و متناسب با شرايط سازماني اين سيستم و در نهايت پرهيز از هدررفت منابع سازمان باشد. طرح سنجش ميزان آمادگي دانشگاه رازي براي استقرار سيستم اطلاعاتي يکپارچه بر اساس چنين ضرورتي پيشنهاد ميشود و در حقيقت پيش نياز و فاز صفر “طرح جامع برنامه ريزي راهبردي سيستم‌هاي اطلاعاتي دانشگاه رازي کرمانشاه” مي باشد. اجراي اين فاز مسير حرکت طرح اصلي را همسو با شرايط سازماني در دانشگاه رازي مشخص خواهد کرد.
سيستم‌‌هاي اطلاعاتي يکپارچه عامل اساسي در انسجام و بهره وري فناوري اطلاعات در يک سازمان مي باشد. طبق مطالعات انجام شده روي مباحث مديريت سيستم‌‌هاي اطلاعاتي، برنامهريزي راهبردي سيستم‌‌هاي اطلاعاتي يکي از ده موضوع اصلي است مديران شرکت‌ها و متخصصان سيستم‌‌هاي اطلاعاتي با آن مواجهاند. منافع و نتايج مورد انتظار ازفن آوري اطلاعات در يك سازمان وقتي محقق خواهد شد كه سيستم يکپارچه اطلاعاتي به صورت همسو با اهداف و نيازمندي ‌هاي سازمان طراحي شده و محيط سازماني از قابليت‌هاي کافي براي استقرار و اجراي موفق آن برخوردار باشد.
اهميت اين موضوع باعث شده تا تحقيقاتي بسياري به تبيين پيش شرط‌هاي پياده سازي موفقيت آميز اين سيستم‌ها در سازمان اختصاص يابد. ادبيات موضوعي اين تحقيقات در ابتدا بيشتر متمرکز بر مفاهيمي همچون اهميت دادن به دانش و تحليل ‌هاي تجاري در تدوين برنامه ريزي راهبردي Is ، تاکيد بر وجود تعهد و پشتيباني مديريت ارشد سازمان در کليه مراحل اين پروژه ‌ها و شناخت مشخصات و اهداف منحصر به فرد سازمان و تدوين برنامه راهبردي IS بر آن اساس متمرکز بود و اين موارد را بعنوان الزامات قطعي براي بهره گيري از سيستم‌هاي اطلاعات به عنوان يك مزيت رقابتي پايدار مطرح مي کرد.
در تحقيقات بعدي گرايش به تعيين معيار‌ها و استاندارد‌هاي جزئي تر و دقيق تر توسعه يافت و دامنه وسيعي از شاخص‌هاي تعيين کننده آمادگي سازماني براي استقرار سيستم‌هاي اطلاعاتي استراتِژيک معرفي شد. بخشي از اين شاخص‌ها به درستي به ارزيابي آمادگي محيط بيروني سازمان در اين زمينه اختصاص يافته که نقش متغير‌هاي خارج از کنترل سازمان در شکست يا موفقيت برنامه ‌هاي راهبردي IS را تاييد تاکيد مي کند. از اين دسته متغير‌ها موارد زير بيشتر مورد تاکيد گرفته است:
عوامل تعيين کننده آمادگي محيط خارجي سازمان براي برنامه ريزي راهبردي سيستم‌هاي اطلاعاتي و علاوه بر اين، تعداد زياد ديگري از اين شاخص‌ها نيز به سنجش آمادگي محيط داخلي سازمان مي پردازند که تحقيق حاضر نيز با توجه به اينکه تن‌ها اين دسته از متغير‌ها در حوزه تاثير و کنترل سازمان مورد مطالعه قرار دارند به برآورد وضعيت آن‌ها متمرکز خواهد شد. در ميان اين دسته شاخص‌ها بر عوامل زير بيشتر تاکيد شده است: ساختار فرهنگي – اجتماعي موجود و…
بسته به زمينه فعاليت هر سازمان بخشي از اين شاخص‌ها در آن از اهميت بيشتر و اولويت نسبي برخوردار مي گردند. با توجه به اين که دانشگاه‌ها از جمله سازمان‌هاي ارائه دهنده خدمات توليد و توزيع دانش به جامعه مي باشند ، گروهي از عوامل مطرح شده از وزن بيشتري در تعيين ميزان آمادگي دانشگاه براي برنامه ريزي راهبردي سيستم‌هاي اطلاعاتي برخوردارند که انتخاب و مطالعه خواهند شد.
اهميت و ضرورت تحقيق
هــر جنبه از مديريت در عصر پيشرفتــه (جديد)،جهت رونــق ، شديداً بــه اطلاعات وابسته مي بـاشد.چيزي بدون اطلاعات پيش نمي رودوبه طورکلي بـاور بـراين اسـت که اطلاعات ، قدرت است واينکه هرکس اطلاعات داشته بـاشد داراي قدرت مي باشد آن منبـع مهمي است که بـراي توسـعه ديگر منابع ، مورد نيـاز مي باشــد. تغـيير شرايط و محيطها نياز بـراي ترويـج (انتشار) صحيـح اطلاعـات رادر سطوح مختلف مديريـت ،ايجاب نمـوده اسـت .توسـعه وبکارگيري سيستم هاي اطلاعات مديريت يک پديده پيشرفته آن است که بابکارگيري اطلاعات دقيق در نظر گرفته مي شود که منجر به طراحي (برنامهريزي) بهتر، تصميم گيري بهتر و نتايج بهتر شود. در بررسي اين موضوع ،نيازاست مفاهيم بنيادي معيني ،درک وارزيابي شود. بعضي از اينها عبارتند از: مفهوم اطلاعات ، مفهوم مديريت اطلاعات ،مفهوم سيستم اطلاعات ومفهوم اطلاعات مديريت . .اين مفاهيم ، قبل ازاينکه بتوانيم اهميت سيستم اطلاعات مديريت را ارزيابي کنيم، بايد کاملاً درک شوند. دراين پاياننامه، تلاشي براي امتحان اين مفاهيم، ارتباط آنها با فرايندهاي سازماني و ساختارها انجام خواهد شد. علاوه براين ، عملکردهاي مديريت وسطوح مختلف مديريت نيز موردتأکيد فرار خواهد گرفت. درنهايت، تلاشي براي مرتبط ساختن سيستم اطلاعات مديريت با آن عملکردها و سطوح درموقعيتهاي سازماني در دانشگاه رازي انجام خواهد شد. اين رويکرد به توصيف اهميت و تأثيرسيستم اطلاعات مديريت درمديريت کمک خواهدکرد.
اگر چه امروزه نياز به “سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه” بر کسي پوشيده نيست، ليکن اين مهم در کشور به عنوان يک ضرورت مورد توجه مديران و کارگزاران قرار نگرفته و متاسفانه هنوز شاهد بهره گيري از نظامهاي سنتي و استفاده از برنامه‌هاي آماده رايانه اي (package) هستيم. همچنين در زمينه معرفي اين نوع سيستم ها و مفهوم و کاربرد آن آموزش و اطلاع رساني مناسبي از طرف نهادهاي علمي و حرفه اي به عمل نيامده و کار فرهنگي مناسبي درباره ارتقاي سطح بينش مديران وکارکنان سازمانها و مؤسسات کشور صورت نپذيرفته و به همين دليل طرح، استقرار و توسعه اين سيستم ها با مشکلات عديده مواجه شده است.

علي رغم تحولات مهمي که در دهه هاي اخير در زمينه ضوابط و متدولوژي تحليل، طراحي و پياده سازي سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه به وجود آمده و تاثيرات شگرفي را بر سيستم هاي اطلاعاتي گذاشته است و اين تاثيرات به طراحي و پياده سازي سيستم هاي هوشمند رايانهاي (سيستم هاي طراحي شده براساس نيازهاي اطلاعاتي سازمانها) و سيستم برنامه ريزي منابع سازمان شده است و با وجود اثبات اينکه انجام عمليات کنوني سازمانها و مؤسسات و اعمال کنترل هاي داخلي مطلوب و همچنين دسترسي سريع به اطلاعات مورد نياز از طريق سيستمهاي سنتي امکانپذير نيست، هنوز سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه که يکي از مهمترين موضوعات زمان حاضر و از مبرمترين نيازهاي بنگاههاي اقتصادي ايران است، به عنوان يک ضرورت مورد توجه مديران سازمانها و مؤسسات و کارگزاران کشور قرار نگرفته و اگر ارزيابي واقع بينانهاي از نظامهاي اطلاعاتي سازمانها و موسسات کشور داشته باشيم، در مييابيم که تنها شمار اندکي از آنان داراي سيستم هاي اطلاعاتي مناسب کسب و کارند وبقيه فاقد نظامهاي اطلاعاتي مناسب بوده و برخي از اين سازمانها و موسسات از سيستم هاي اطلاعاتي سنتي نيز بهره مند نيستند و از سادهترين نظامهاي برنامهريزي وکنترل محرومند. در اين پايان نامه نارسائيها و دشواريهاي طرح، استقرار و توسعه سيستم هاي اطلاعاتي يکپارچه در ايران بخصوص در دانشگاهها تشريح مي شود.
ترديدي نيست که برنامهريزي راهبردي سيستم‌هاي اطلاعاتي در حفظ منابع سازمان‌ها و كيفيت دستيابي به رسالت آن‌ها تاثيري شگرف دارد. گسترش روز افزون کاربرد ‌هاي فناوري اطلاعات و منافع مستقيم و غير مستقيم حاصل از آن و حجم بالاي سرمايه گذاري‌ها در اين زمينه در همه سازمان‌ها پرداختن به برنامه ريزي راهبردي اطلاعات را به يک الزام گريز ناپذير مبدل مي کند.
اما در چگونگي انجام اين امر ملاحظاتي وجود دارد. از جمله اين ملاحظات مهم ودر خور توجه در فرايند برنامهريزي جامع سيستمهاي اطلاعاتي درسازمان، عدم وجود يک نسخه تجويز شده کلي مي باشد. به عبارتي مدل يا چهارچوب طراحي، توسعه ويا يکپارچه سازي سيستم‌هاي اطلاعاتي موجود در هر سازمان به شدت به قابليت‌ها و نيز شرايط ساختاري يا فرهنگي هر سازمان وابسته است . بر اين اساس در پروژه حاضر، پس از مرور و بررسي مباني نظري مرتبط، مولفه ‌ها و شاخص ‌هاي ارزيابي ميزان آمادگي و قابليت ‌هاي سازماني دانشگاه رازي کرمانشاه و سپس مورد سنجش و ارزيابي قرار خواهد گرفت. تا با بهره گيري ازآن بتوان در ساير مراحل برنامه ريزي راهبردي سيستم‌هاي اطلاعاتي از رويکرد‌ها و متدولوژي‌هاي متناسب با شرايط دانشگاه استفاده کرد.

پيشينه تحقيق
پلو و ويلسون 1(1993) مشکلات توسعه سيستم هاي اطلاعات مديريت در دانشگاه ها را با توجه خاص به نيازهاي اطلاعاتي روساي بخش ها بررسي کرده اند . اين پژوهش به کشف ماهيت کار دانشگاهي و نيازهايي که با استفاده از روش “عوامل کليدي موفقيت” مشخص شدند ، مي پردازد . مزاياي اين روش چنين است که تمامي اطلاعات را در نظر گرفته خواه گرد آوري آن آسان باشد ، خواه ساده نباشد و در پايان به اين نتيجه رسيده اند که عوامل کليدي موفقيت به ارجعيت هاي توسعه اشاره مي کند .
گوسوامي 2(1998) در رساله دکتراي خود به بررسي نقش سيستمهاي اطلاعات مديريت در دسترسي و دستيابي به اطلاعات ميپردازد . محقق بر اهميت سيستمهاي اطلاعات مديريت در شرکتهاي تجاري و فرصتهايي که از طريق بسط توسعه در زمينه فن آوري اطلاعات ايجاد مي گردد ، تاکيد مي ورزد . در پايان محقق فهرستي از عوامل کليدي موفقيت براي يک سيستم اطلاعاتي مديريت موفق را ارائه نموده است .
حيدري (1378) در پژوهشي با عنوان بهينهسازي جريان اطلاعاتي مديريتي در مراکز اطلاع رساني مرکز اطلاع رساني و خدمات علمي جهاد دانشگاهي و سازمان اسناد ملي ايران به ارائه طرح سيستم اطلاعات مديريت براي بهينه سازي جريان اطلاعات مديريتي در اين دو مرکز پرداخته است . نتايج حاصل از تحقيق ، نشان مي دهد طراحي نظام اطلاعاتي مديريتي مراکز اطلاع رساني مورد پژوهش امکان پذير بوده است ، قابليت طراحي تفصيلي، اجرا و بهره برداري را دارد .
قاضي زاده ( 1375) در پژوهش خود با عنوان طراحي و تبيين الگوي بررسي و تحليل موانع انساني در استقرار و به کارگيري سيستمهاي اطلاعاتي مديريت براي نخستين بار به بررسي، شناسايي و تحليل موانع انساني موجود بر سر راه استقرار سام در سازمان ها پرداخته و الگويي در اين زمينه ارائه کرده است . نتايج محقق حاکي از آن است که بيشترين تعداد موانع انساني که بر سر راه فرايند طراحي ، استقرار ، و ايجاد سام در سازمانهاي دولتي بروز مي کند ، مرتبط با رهبران اين نظام و ويژگيهاي سازماني و فردي آنهاست . پس از آن نيز عوامل مرتبط با ويژگيهاي فردي (شخصي) مديران بيشترين موانع انساني را در اين سازمان ها ايجاد مي نمايد .
حکاک (1375) در پژوهش خود به طراحي مفهومي سيستمهاي اطلاعاتي مديريت در معاونت آموزش و تحقيقات وزارت جهاد سازندگي پرداخته است. يافتههاي پژوهش نشان مي دهد طراحي نظام امکان پذير بوده و قابليت اجرا را دارد و مي توان بر اساس آن طراحي تفصيلي نظام را نيز انجام داد .
ديواندري (1373) در پژوهش خود دو گونه هدف را در نظر داشته است: هدف اول نشان دادن اهميت استفاده و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در جهاد دانشگاهي تهران، و هدف دوم مرتبط است با تاخير احتمالي شناخت پيش نيازها و پايانههاي اطلاعاتي در نظام تصميمگيري بوده است. نتايج تحقيق نشان ميدهد يکي از نقاط ضعف اساسي که قبل از طراحي وجود دارد، ضعف مهارتهاي تصميمگيري است و استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي با توجه به در نظر گرفتن پيش نيازها و پايانههاي آن به نفع جهاد دانشگاهي بوده، زمينه افزايش کارايي فراهم ميگردد .
در يک جمع بندي کوتاه از پيشينه تحقيق ميتوان گفت که اغلب پژوهشهاي انجام شده در زمينه سيستم اطلاعات مديريت در ساير سازمانها، بجز دانشگاه رازي کرمانشاه بوده است. پژوهش حاضر امکانسنجي استقرار سيستمهاي اطلاعاتي مديريت در دانشگاه رازي کرمانشاه مي پردازد .

اهداف تحقيق
هدف کلي :
امکان سنجي سيستم هاي اطلاعاتي مديريت (MIS) در دانشگاه رازي کرمانشاه
اهداف جزئي :
1. شناسايي عوامل تسهيل کننده در استقرار مديريت سيستمهاي اطلاعاتي در دانشگاه رازي کرمانشاه
2-شناسايي عوامل محدود کننده در استقرار مديريت سيستمهاي اطلاعاتي در دانشگاه رازي کرمانشاه
3-شناسايي شرايط و منابع مورد نياز جهت استقرار مديريت سيستمهاي اطلاعاتي در دانشگاه رازي
4- بررسي الگوهاي موجود مديريت سيستم هاي اطلاعاتي در دانشگاه رازي کرمانشاه

سؤالات تحقيق:
سوال اصلي تحقيق :
آيا امکان استقرار مديريت سيستمهاي اطلاعاتي در دانشگاه رازي وجود دارد؟
سوالهاي فرعي تحقيق :
1- عوامل تسهيل کننده در مديريت سيستمهاي اطلاعاتي کدامند؟
2- عوامل محدود کننده در مديريت سيستمهاي اطلاعاتي کدامند؟
3- چه شرايط و منابعي براي استقرار سيستم اطلاعاتي مديريت مورد نياز است؟
4- الگوهاي موجود در مديريت سيستمهاي اطلاعاتي کدامند؟
قلمرو تحقيق
قلمرو موضوعي تحقيق امکانسنجي استقرار سيستم اطلاعات مديريت ميباشد و از نظر زماني نيز تحقيق حاضر در محدوده زماني بهمن 1391 تا مرداد 1392 انجام شده است. همچنين قلمرو مکاني تحقيق، دانشگاه رازي استان کرمانشاه مي باشد.

تعريف عملياتي واژگان و اصطلاحات کليدي
سيستم اطلاعات مديريت (MIS)
تعريف نظري
سيستم اطلاعات مديريت عبارت است از سيستم تجميع شدهاي که براي پشتيباني از امور برنامهريزي و کنترل عمليات يک سازمان تهيه وآماده ميگردد.
اين سيستم با ارائه اطلاعاتي از گذشته، حال و آينده درباره عمليات درون سازماني و آگاهي هاي برون سازماني، از فرآيند تصميم گيري در سازمان، پشتيباني اطلاعاتي لازم را به عمل مي آورد(سن، 1990، 501)

تعريف عملياتي
دراين پژوهش به مجموعه سخت افزارها، نرم افزارها و فرايندها، اعم از کامپيوتري و يا دستي که در دانشگاه رازي به منظور دادن اطلاعات لازم به صورت هدفمند به کارکنان دانشگاه نپديد آمده ومديران را در امر تصميم گيري و برنامهريزي کمک مي کنند سيستم اطلاعات مديريت مي گويند.

مديران و کارشناسان مسئول
مديران وکارشناسان مسئول در اين پژوهش عبارتاند از افرادي که مسئوليت کل يا بخشي از دانشگاه را به عهده داشته و حداقل يک نفر کارمند زير نظر و تحت مسئوليت آنها مشغول به کار مي باشد.

ميزان به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان استفاده از سيستم اطلاعات مديريت، با استفاده از ده سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده وميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان کاربرد سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.
توانايي استفاده از سيستم اطلاعات مديريت
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان توانايي استفاده از سيستم اطلاعات مديريت، با استفاده از ده سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان توانايي فرد در استفاده از سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.
موانع مديريتي
دراين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارندگي موانع مديريتي پيش روي فرايند استقرار و به بکارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي ، با استفاده از يازده سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زاد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع مديريتي در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.

موانع محيطي
کليه عواملي که به نوعي مانع از پياده سازي سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاهها بوده و کنترل آنها خارج از اختيارات وتوانايي دانشگاه مي باشند را مي توان موانع مربوط به محيط دانشگاه در نظر گرفت.
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارندگي موانع محيطي پيش روي فرايند استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي ، با استفاده از شش سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع محيطي در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.
موانع فني
هر گونه عدم وجود و يا نارسايي در سخت افزارها، نرم افزارها و شبکه هاي دانشگاه رازي که مانع از پيادهسازي وکاربرد سيستم اطلاعات مديريت ميگردند را موانع فني ميناميم.
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارندگي موانع فني پيش روي فرايند استقرار و بکارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي، با استفاده از چهار سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع فني در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.
موانع آموزشي
پايين بودن سطح دانش کارکنان در زمينه سيستم اطلاعات مديريت ناشي از عدم برگزاري دوره هاي آموزشي و يا کيفيت پايين دوره هاي آموزشي برگزار شده را موانع مرتبط با موضوع آموزش مي باشند.
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارندگي موانع آموزشي پيش روي فرايند استقرار و بکارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي ، با استفاده از سه سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده وميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع آموزشي در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.
موانع اقتصادي
موانع اقتصادي عبارت است از مشکلات و نارساييهاي مرتبط با مسائل مالي واقتصادي از جمله کمبود اعتبار و يا گراني تجهيزات سختافزاري و يا نرمافزارها، در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان باز دارندگي موانع مديريتي پيش روي فرايند استقرار و بکارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي، با استفاده از پنج سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع مديريتي در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديدهاند.
موانع ساختاري
عدم انطباق ساختار سازمان با شرايط و نيازمندي هاي استقرار سيستم اطلاعات مديريت از نظر کميت و کيفيت نفرات و يا عدم وجود انعطاف در ساختار سازمان به منظور پاسخگويي به تغييرات مورد نياز در سازمان موانع مرتبط با ساختار سازمان را تشکيل مي دهند.
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارندگي موانع سازختاري پيش روي فرايند استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي، با استفاده از پنج سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع ساختاري در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديدهاند.
موانع فردي
موانع مرتبط با ويژگي هاي فردي کارکنان شامل ميزان آشنايي با سيستم اطلاعات مديريت، ميزان توانايي در کاربرد سيستم اطلاعات مديريت را موانع فردي در نظر مي گيريم. در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارندگي موانع فردي پيش روي فرايند استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي، با استفاده از هفت سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع فردي در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.
موانع فرهنگي
عدم انجام اقدامات و تمهيدات لازم در جهت انطباق فرهنگ سازمان با پياده سازي واستقرار سيستم اطلاعات مديريت و فرهنگ سازي مناسب در جهت نهادينه شدن کاربرد آن در انجام وظايف شغلي به جاي استفاده از روشهاي سنتي توسط کارکنان و مديران موانع فرهنگي استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت مي باشند.
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارندگي موانع فرهنگي پيش روي فرايند استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي، با استفاده از چهار سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع فرهنگي در استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته و تحليل گرديده اند.
موانع مديريت تغيير
موفقيت دراجراي هر گونه تغيير در سازمانها مستلزم مديريت مناسب کليه مراحل انجام تغيير و آماده نمودن بسترهاي لازم و آمادگي ذهني کارکنان و مديران مي باشد، در فرآيند استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت عدم توجه به مولفه هاي مديريت تغيير به عنوان موانع مديريت تغيير تلقي مي گردد.
در اين تحقيق نظر پاسخگويان در خصوص ميزان بازدارنگي موانع مديريت تغيير، پيش روي فرايند استقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در دانشگاه رازي، با استفاده از چهار سوال مبتني بر طيف پنج ارزشي ليکرت از خيلي کم 1= تا خيلي زياد 5= سنجيده شده و ميانگين نمره فرد از سوالات فوق به عنوان ميزان اهميت موانع مديريت تغيير دراستقرار و به کارگيري سيستم اطلاعات مديريت در نظر گرفته وتحليل گرديدهاند.
روش تحقيق
روشي که در اين تحقيق از آن استفاده شده است، تحقيق توصيفي – پيمايشي است و از نظر نوع، تحقيق حاضر، يک تحقيق کاربرديست . جامعه ي پژوهش شامل کارکنان دانشگاه رازي کرمانشاه و ابزار گردآوري داده ها شامل يک پرسش نامه ميباشد . ابزار گرد آوري اطلاعات شامل پرسشنامه استقرار، کاربرد و اعتبار سيستم مديريت اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته مي باشد که اين پرسشنامه داراي 62 سوال است و سه مولفه که هر مولفه شامل چندين سوال مي باشد. پرسش نامه پس از کسب اعتبار علمي، بين 120 نفر از کارکنان دانشگاه مورد مطالعه توزيع و 110 پرسش نامه جمع آوري شد. داده ها درنرم افزار Excel وارد و درمرحله ي بعد با استفاده از نرم افزار SPSS در سطح آمار توصيفي تحليل شد.

جامعه آماري، روش نمونه‏گيري و حجم نمونه
جامعه آماري شامل کليه کارکنان دانشگاه ( 223 نفر رسمي ، 80 نفر پيماني ، 363 نفر قراردادي ، 167 نفر شرکتي ) مي باشد که مجموع آنها 833 نفر مي باشد که با استفاده از فرمول نمونه گيري مورگان نمونه آماري شامل 260 نفر مي باشد که با استفاده از نمونه گيري روش تصادفي ساده از بين کارکنان انتخاب مي شوند .
روش‌ها و ابزار تجزيه و تحليل داده‏ها
در اين پايان نامه داده ها درنرم افزار Excel وارد و درمرحله ي بعد با استفاده از نرم افزار SPSS در سطح آمار توصيفي تحليل خواهد شد و با استفاده از آزمون تي تک نمونه اين تجزيه و تحليل ميگردد.

فصل دوم
مباني نظري پژوهش

مقدمه
در عصر انفجار اطلاعات، فناوري اطلاعات با سرعتي فزاينده در حال پيشرفت است. نظام هاي مختلف رايانه اي در نهادهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، صنعتي و اداري جهان، به طور مداوم پيشرفت کرده، موجب تحول اساسي در فرايند تصميم گيري ها و برنامه ريزي هاي درون سازمان شده است.
همچنين بازدهي توليد، کارايي و بهره وري سازمان ها را افزايش داده، موجب مرغوبيت و بهبود کيفيت محصولات و خدمات توليدي، افزايش قدرت رقابت، نوآوري وابداع فرآوردههاي نوين، ايجاد تحولاتي در صنايع و در نهايت، توسعه اقتصادي کشورها شده است. (ابراهيمي نژاد و حسين زاده، 1388).
در حدود سه دهه پيش يعني درست زماني که سازمان ها و مديران، عصر صنعتي را تجربه مي کردند استفاده کمي وکيفي از اطلاعات امري مهجور ودور از توجه بود. غالب برنامه ها و فعاليت هاي سازمان ها بر مبناي نيروي انساني وماشين طراحي وانجام مي شد واين دو، مقياسهاي سنجش توانمنديهاي يک سازمان محسوب مي شدند. اما در چند سال اخير سازمانها با گذر از عصر ارتباطات در ورود به عصر اطلاعات شاهد تحولات چشمگيري در عرصه مديريت بودند (بدرقه، 1389 ص 17).
بهره گيري از نظام هاي اطلاعاتي مديريت جهت سرعت بخشيدن به عمليات اداري و عرضه سريع و مقرون به صرفه خدمات و محصولات توليدي سازمان ها، باعث گرديده است. اينگونه نظام ها در کشورهاي توسعه يافته به طور وسيع به کار گرفته شوند. امروزه بسياري از اين کشورها نيز به محاسن به کارگيري نظام هاي نوين رايانهاي واقف گرديده و به تبديل روشهاي سنتي خود به سيستمهاي مکانيزه و نوين راغب گرديدهاند؛ به گونه اي که بيش از نيمي از نيروي کار در کشورهاي توسعه يافته را کارکنان اطلاعاتي تشکيل مي دهند (مک لويد، به نقل از ابراهيمي نژاد و حسين زاده، 1388).
يکي از نامهاي دوره کنوني زندگي بشر، عصر اطلاعات و يا عصر اطلاعات وارتباطات است. علت اين نامگذاري در واقع به خاطر توجه بسيار زياد وفعاليتهاي گسترده اي است که در اين دوران در زمينه جمع آوري، پردازش و انتقال اطلاعات انجام گرفته و مي گيرد.
در عصر حاضر مديران نياز پيدا کردهاند که اطلاعات مربوط به اموري را که با آن سروکار دارند. بشناسند، گردآوري و تحليل کنند، سازمان بدهند و با مراعات سه عامل مهم سرعت، دقت و هزينه که در همه فعاليتهاي سازمانهاي عصر حاضر بدون استثناء ديده ميشوند، آن را مبادله کنند.
برخي از صاحب نظران مديريت را مترادف با تصميم گيري مي دانند. لذا مدير براي آنکه قادر باشد تصميم خردمندانهاي براي سازمان اتخاذ نمايد بايد از همه اطلاعات، راجع به وضعيت يا مشکلات مربوط به موضوعي که ميخواهد درباره آن تصميم گيري نمايد، آگاه باشد.
اطلاعات درون هر سيستم در هر لحظه از زمان داراي ساختي است که دانش و آگاهي آن سيستم را تشکيل ميدهد. اين دانش به طور تدريجي و در طول زمان از طريق جذب پارههاي مختلف اطلاعات يا داده و تبديل آن به اطلاعات پديد آمده است.
اگر سيستم پيوسته از محيط پيرامون خود اطلاعات کسب کند، دانش آن پيوسته در حال افزايش و گسترش بوده واز حالت بسيط و ساده به حالت پيچيده و متنوع تغيير مينمايد. رمز موفقيت هر مدير و نظام مديريت در هر سازمان اين است که بتواند گام به گام دادههاي جديد را با دانش پيشين سازمان پيوند دهد و مقدمات دريافت و آماده سازي اطلاعات نوين را فراهم آورد.
بکوشد تا به فراخور وضع سازمان و با توجه به مراتب مختلف زير مجموعه آن سازمان، توان دريافت اطلاعات جديد را در سازمان بالاببرد.
دقت نمايد که از يک طرف، سازمان با هجوم دادههاي جديد، در حالي که آمادگي درک يا پذيرش آنها را ندارد، مواجه نشود و از طرف ديگر، بين پيش داشته ها و يافته هاي جديد، شکاف عميقي به وجود نيايد. چرا که اگر جز اين شود، نظام مديريت نه تنها به دليل حضور حلقه هاي مفقودي فراوان، قادر به پيوند اطلاعات جديد بر پيکر سازمان نخواهد بود بلکه به لحاظ بيگانگي سازمان با اطلاعات جديد، توان هر گونه تصميم گيري صحيح براي پيشرفت و توسعه را نيز از دست خواهد داد (قاضي زاده فرد، 1388).

2-2- تعاريف و مفاهيم
اعتقاد بر اين است که اگر سازمانها ميدانستند که چه ميدانند، سودآوري آنها سه برابر مي شد(شريف زاده و بودلايي، 1387 ص 320).
لذا اطلاعات در سازمان ها از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. قبل از ورود به اين بحث ابتدا لازم است تا برخي مفاهيم مرتبط با اين موضوع مود تعريف قرار گيرد.
1-2-2- داده 3
داده سيستم ممکن است داراي سطح بالايي از عدم صحت و يا عدم ثبات باشند. اطلاعات درون يک حوزه مشخص نيز گاهي اشتباه و مبهم هستند يا اينکه به طور مناسب براي هدف مورد نظر سازماندهي نشدهاند.
اطلاعات مورد نياز براي يک وظيفه کسب و کار مشخص ممکن است قابل ارزيابي نباشند چرا که داده هاي آن هنوز ممکن است تکميل نشده باشند. داده حقايقي هستند که يک پديده را تشريح وتوصيف مي کنند و ويژگي يا ويژگيهايي از پديده را انتقال مي دهند. داده به خودي خود مفهوم دارد، ولي کاربردي براي آن متصور نيست (صرافي



قیمت: تومان


پاسخ دهید