واحد دامغان
پايانامه کارشناسي ارشد گياهان دارويي
عنوان:
بررسي اثر تنش خشکي و محلول پاشي چيتوزان بر سه رقم مختلف گياه کرچک
Evaluation effect of water stress and spraying chitosan on three cultivars castor bean (Ricinus communis L.)
استاد راهنما:
جناب دکتر حسين عباسپور
اساتيد مشاور:
جناب دکتر جعفرمسعود سينکي
جناب دکتر حسن مکاريان
گردآورنده:
سارا کريمي
پاييز 91
تقديم به
پدر و مادر عزيز، دلسوز و مهربانم که آرامش روحي و آسايش فکري فراهم نمودند تا با حمايت هاي همه جانبه در محيطي مطلوب ، مراتب تحصيلي و نيز پايان نامه درسي را به نحو احسن به اتمام برسانم .
چکيده
کرچک (Ricinus communis L.) يکي از مهمترين محصولات روغني ميباشد که روغن آن سرشار از اسيد ريسينوليک ميباشد که در دانه اين گياه توليد مي شود و داراي کاربردهاي صنعتي مي باشد. در اين طرح اثر قطع آبياري در ابتداي گلدهي (تنش شديد) و ديگري در ابتداي دانبندي (تنش ملايم) و محلول پاشي چيتوزان بر روي سه رقم مختلف مورد بررسي قرار گرفت. نتايج تحقيق نشان داد که قطع آبياري درابتداي گلدهي داراي اختلاف معني داري نسبت به شرايط آبياري کامل و قطع آبياري در ابتداي دانبندي دارد و محلول پاشي چيتوزان در شرايط تنش نيز تاثير معني داراي نسبت به شرايط بدون محلول پاشي داشته است.
در خصوص ارقام رقم هاي محلي اهواز و مشهد داراي مقاومت بيشتري به شرايط تنش نسبت به رقم ديگر از خود نشان دادند. ميزان آنزيم هاي آنتي اکسيدانت و تنظيم کننده هاي اسمزي در شرايط تنش شديد افزايش بيشتري نسبت به تنش ملايم داشته است. تنش خشکي در هر دو سطح(شديد، ملايم) باعث کاهش معني داري در ميزان رنگيزه هاي گياهي نسبت به شاهد شده است اما در ميزان محتوي رطوبت نسبي در شرايط تنش و شاهد تغييري مشاهده نشد. نتيجه کلي که قطع آبياري در ابتداي گلدهي بيشتر از دانبندي بر گياه تاثير گذار بوده است.
واژه هاي کليدي: تنش خشکي، چيتوزان، ارقام، کرچک
فهرست مطالب
چکيده فارسيد
فصل اول1
خصوصيات گياهشناسي2
پراکنش جغرافيايي2
روش تکثير2
نيازهاي اکولوژيکي3
آفات و بيمار يها3
ارقام کرچک3
دانه كرچك3
آبياري4
برداشت5
خشکي5
خشکسالي6
تنش7
انواع تنش7
تنش خشکي وچگونگي پيدايش آن8
چيتوزان10
فرضيه ها 11
اهداف تحقيق12
فصل دوم13
اثر تنش خشکي بر خصوصيات مورفولوژيک و فيزيولوژيک گياه14
اثر تنش خشکي بر کرچک15
مکانيسم هاي مقاومت گياه به تنش16
رابطه تنش خشکي و تنش اکسيداتيو18
اثرات تنش خشکي بر خصوصيات رشدي گياه19
کاربرد چيتوزان در کشاورزي20
فصل سوم23
محل اجراي طرح24
مشخصات طرح24
آماده سازي زمين24
عمليات داشت25
مبارزه با علف هاي هرز26
نحوه اعمال تيمارها27
نحوه نمونه برداري و اندازه گيري27
ارتفاع بوته27
اندازه گيري ميزان رطوبت نسبي28
اندازه گيري رنگيزه ها28
اندازه گيري روغن در بذر29
اندازه گيري پرولين31
اندازه گيري کل قندهاي محلول32
اندازه گيري محتوي فلاونوئيد33
اندازه گيري پروتئين33
روش سنجش فعاليت آنزيم کاتالاز و پراکسيداز34
فصل چهارم35
ارتفاع بوته35
ارتفاع اولين گل آذين38
پرولين38
آنزيم پراکسيداز38
آنزيم کاتالاز40
کلروفيلa43
کلروفيل b45
کلروفيل کل45
کل قندهاي محلول47
جدول تجزيه واريانس54
پروتئين55
جدول ضريب همبستگي56-57
فصل پنجم58
آنزيم هاي آنتي اکسيدانت59
پروتئين محلول60
رنگيزه ها61
تنظم کننده هاي اسمزي62
روغن63
ارتفاع بوته و طول گل آذين اصلي63
محتوي رطوبت نسبي64
منابع65
چکيده لاتين76
فهرست اشکال
شکل 4-1: تاثير سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان ارتفاع بوته36
شکل 4-2: مقايسه ارقام مختلف در ميزان ارتفاع بوته37
شکل 4-3: اثر سطوح مختلف خشکي و ارقام مختلف بر ميزان ارتفاع 37
شکل 4-4: اثر سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان پرولين38
شکل 4-5: اثر سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان آنزيم پراکسيداز39
شکل 4-6: اثر سطوح مختلف محلول پاشي چيتوزان بر ميزان آنزيم پراکسيداز39
شکل 4-7: اثر سطوح مختلف محلول پاشي چيتوزان بر ميزان فعاليت آنزيم پراکسيداز40
شکل 4-8: اثر سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان فعاليت آنزيم کاتالاز40
شکل 4-9: تاثير محلول پاشي چيتوزان بر ميزان فعاليت آنزيم کاتالاز41
شکل 4-10: اثر متقابل رقم و تنش خشکي بر ميزان فعاليت آنزيم کاتالاز42
شکل 4-11: اثر متقابل تنش خشکي و محلول پاشي چيتوزان بر ميزان فعاليت آنزيم کاتالاز42
شکل 4-12 : تاثير سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان کلروفيل a43
شکل 4-13. تاثير دو سطح مختلف محلول پاشي چيتوزان بر ميزان کلروفيل a44
شکل 4-14: اثر متقابل تنش خشکي و رقم بر ميزان کلروفيل a44
شکل 4-15: اثر متقابل تنش خشکي و رقم بر ميزان کلروفيل b45
شکل 4-16: اثر سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان کلروفيل کل46
شکل 4-17: اثر سطوح مختلف محلول پاشي چيتوزان بر ميزان کلروفيل کل46
شکل4-18: مقايسه ارقام مختلف از لحاظ ميزان قندهاي محلول47
شکل4-19: اثر سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان قندهاي کل محلول47
شکل 4-20: اثر سطوح مختلف تنش خشکي بين ارقام مختلف بر ميزان کل قندهاي محلول48
شکل 4-21: اثر متقابل تنش خشکي * محلول پاشي* رقم بر ميزان قندهاي محلول 49
شکل 4-22: اثر سطوح مختلف تنش خشکي بر ميزان پروتئين محلول50
شکل 4-23: مقايسه ارقام مختلف در محتوي رطوبت نسبي برگ51
شکل4-24:اثرسطوح مختلف محلول پاشي بر ميزان محتوي رطوبت نسبي51
شکل4-25: اثر متقابل تنش خشکي و رقم بر محتوي رطوبت نسبي برگ52

خصوصيات گياهشناسي
گياه كرچك با نام علمي Ricinus communis عضوي از خانواده فرفيونEuphorbaceae با نام انگليسي Castor،گياه زبر و يك ساله است كه در نواحي معتدل افراشته مي‏شود.ريشه داراي انشعابات جانبي،ساقه گرد بدون کرک و رنگ آن معمولاًسبزمايل به زرد است واز يک لايه مومي خاکستري رنگ پوشيده شده است، برگها معمولاً بزرگ، سبز تيره ، براق وپنجه اي مي باشند واز 5تا11لوب تشکيل شده اند، گل آذين سنبله، ميوه بصورت کپسولي کروي وخاردار است (ميرحيدر،1385).همه قسمتهاي اين گياه سمي، که دانه داراي نوعي آلبومين بسيار سمي به نام ريسين مي باشند، برگها و دانه ها داراي آلكالوئيد سمي به نام ريسينين، و در دانه اين گياه روغن ثابتي به نام روغن كرچك كه محصول اصلي گياه است وجود دارد(ولاك واستودولا،1382).
پراکنش جغرافيايي
اين گياه بومي حبشه، هند و شرق و شمال شرقي افريقا و در ايران نيز كشت ميشود (وينك و فون ويك،1387)
روش تکثير
تكثير از طريق بذر (ولاك واستودولا،1382). ميزان بذر مورد نياز براي هر هكتار 25 كيلوگرم،فاصله كشت براي ارقام پا بلند70×70و براي ارقام پاكوتاه 100×25 سانتي متر(هانس، 1379). مطالعاتي که اخيرا بر روي اين گياه انجام شده نشان داده که جوانه زني در بذرهاي تازه و كهنه متفاوت است(.(Martins et al., 2009
نيازهاي اکولوژيکي
کرچک گياهي است نيمه گرمسيري که در سراسر مناطق گرم و گرمسيري رشد مينمايد کرچک به گرماي نسبتاً زيادي يعني 20 تا 25 درجه سانتي گراد همراه با رطوبت کم نياز دارد و روز هاي بلند، روشن وآفتابي تابستان بهترين حالت براي رشد کرچک مي باشد حرارت کمتر از 15 درجه باعث کاهش روغن و حرارت بالاتر از 35 درجه باعث کاهش روغن وپروتئين خواهد شد. اين گياه در مقابل گرما مقاوماست.ويك، کرچک زمين هايي با pH5 تا 5/6 را ترجيح مي دهد. ولي مي تواند حتيpH=2 را تحمل نمايد و زمين هاي شور براي رشد آن مناسب نيستند.(وينك و فون1387).
آفات و بيمار يها
کرچک گياهي است مقاوم به خشكي،شوري خاك،آلودگي شديد هوا،آفات و حشرات ،حساس به سرما و يخبندان و غرقابي شدن زمين،خسارت به گرده هاي گل در زمان گلدهي با افزايش دما .از آفات مهم کرچک مي توان آگرو تيس Agrotisياطوقه بر وآبدزدک و انواع گونه هاي جيرجيرک و ملخها و سوسک هاي جهنده و ساقه خوران را نام برد که بسته به منطقه خسارتهاي متفاوتي وارد مي سازند استفاده حشره کش ها در خاك يا در برنامه آبياري واستفاده از طعمه هاي مسموم و در شرايط حمله شديد سمپاشي خسارت را تا حد ممکنکا هش مي دهد. بيماري هاي مهم کرچک عبارتند از : سر کو سپورا cercosppora ricinella وزنگ برگ psedommonassp وکپک کپسول Alternariaricini که در مناطق مرطوب به گل آذين آسيب فراوان مي رسانند باروشهاي زراعي مي توان کرچک هاي قوي و سالم توليد نمود که در برابر بيماريها مقاوم باشند البته ضد عفوني بذر وتقويت خاک وروشهاي صحيح آبياري واستفاده از واريته هاي مقاوم مي توانند اثرات بيماري را به نحو چشمگيري کاهش دهند. (ميرحيدر،1385).
ارقام کرچک
چند رقم معروف کرچک عبارتند از: واريته فرانسوي ريسين دانژو,Angouکالپي kalpiو واريته هاي Baker43.
دانه كرچك
دانه كرچك حاوي روغن سبك بي رنگ يا روغن سبز رنگ است. مصارف عمده كرچك عبارتند از: بعضي از انواع گياه كرچك تزئيني هستند، ولي بيشتر آنها براي توليد دانه گياه كرچك كه از آن روغن كرچك استخراج مي‏شود كشت داده مي‏شود. روغن كرچك يك مسهل قوي است ولي استفاده عمده آن به عنوان يك ماده خام صنعتي است. دانه‏ها حاوي يك پروتئين سمي به نام رايسين است. علائم مسموميت با آن : تهوع، اسهال، دل پيچه زياد. خواص سمي آن با حرارت زايل مي‏شود. دانه‏هاي كرچك حاوي چندين عامل آلرژي زا بوده كه قادرند تبشديد، آسم و… در اشخاص حساس شده ايجاد كنند. موقعي كه روغن كرچك استخراج مي‏شود رايسين و آلرژي زاهاي موجود در دانه‏ها در تفاله يا گوشت ميوه باقي مي‏مانند به طوري كه روغن تجاري مخاطره‏آميز نيست. دانه‌هاي روغني، به منظور استخراج روغن از آن‌ها پرورش مي‌يابند؛ ولي به‌عنوان منبع باارزش پروتئين نيز مطرح هستند و بقاياي محصول بعد از روغن‌کشي بدين منظور بکار مي‌رود. هم روغن و هم کنجاله به‌همان اندازه اهميت داشته و احتياج به‌تجزيه‌هاي ويژه دارند که دقت در خلوص دانه (کولتيوار) اهميت دارد(ولاك واستودولا،1382). و همچنين روغن کرچک در صنايع پتروشيمي، کارخانجات لاستيک، رنگ و لاک، الکل، صابون، وسايل آرايشي، پوشش سطوح و پزشکي استفاده ميشود، استرهاي موجود در روغن کرچک از ويسکوزيته بالايي برخورداند که يک دامنه وسيع از دما را تحمل مي کنند که به همين علت آن را به عنوان روغن موتور در صنايع هواپيما سازي استفاده مي کنند (Koutroubas et al., 2000).
آبياري
انواع کرچک هاي پا بلند در برابر خشکي مقاومت زيادي داشته و معمولاًحتي با بارندگي کم بذر قابل قبولي توليد مي کنند ولي انواع هيبريدهاي پا کوتاه براي توليد حد اکثر محصول نياز به رطوبت کافي دارند با توجه به اينکه کرچک مي تواند آب را از عمق خاک جذب کند براي مناطقي که با مشکل کمي آب روبرو هستند محصولي مناسب است دردوران گلدهي رطوبت خاک بايد کافي باشد چون کمبود رطوبت باعث توليد دانه هاي سبک و پوچ مي شود و زماني که بيشتر کپسولها تشکيل شدند يعني حدود 20تا 30روز قبل از برداشت بايد آبياري متوقف گردد( France et al., 2000).
برداشت
نزديك رسيدن گل آذين ها برداشت آنها با دست و يا به صورت مكانيزه (زرگري،1383). در صورت برداشت مكانيزه از مواد برگ ريزاستفاده ميشود (ميرحيدر،1385).
خشکي
از اواخر قرن نوزدهم درجه حرارت سطحي دنيا افزايشي حدود 74% درجه سانتي گراد را تجربه کرده است،اگر چه اين افزايش دما بصورت يکنواخت نبوده و بعضي از مناطق به صورت موردي حتي تا حدودي نيز سردتر شده اند (استرلينگ و همکاران، 1977). اگر اثر گرمايشي به شرايط زيست اقليمي خشک تر منجر شود از آنجايي که اين شرايط معمولا با فراواني و افزايش شدت همراه است توليدات کشاورزي نيز در اين مناطق نيز به خطر خواهند افتاد.بارندگي نيز يکي ديگر از عوامل مهم هواشناسي است که کميت و پراکنش آن به نحو چشمگيري در نقاط مختلف کره زمين متغير است (خليلي و بذر افشان، 1383) و ايران نيز به دليل موقعيت خاص و ويژگي هاي توپوگرافيک آن از بارش و آب و هواي متفاوتي برخوردار است.ميزان بارش ساليانه آن حدود يک سوم متوسط بارش کره زمين است و به دليل اينکه قسمت اعظم ايران در قلمرو آب و هواي خشک جهان قرار دارد. علاوه بر کمي بارندگي نوسانات شرايط بارندگي در مقياس هاي روزانه، فصلي و سالانه از جمله خصوصيات است که موجب عدم اطمينان کافي نسبت به دريافت حداقل بارش مورد نياز جهت مصارف کشاورزي، تغذيه جريان هاي سطحي و سفره آب هاي زير زميني و مصارف انساني مي شود. با توجه به نوسانات منفي شديد در بارش هاي مناطق مختلف کشور وقوع خشکسالي هاي خفيف تا شديد در کشور احري اجتناب ناپذير محسوب مي شود که اثر بسيار زيانباري را در بخش هاي کشاورزي و اقتصادي تحميل مي کنند ( رشيدي، 1384).
خشکسالي
خشکسالي يکي از مزمنترين و زيانبارترين بلاياي طبيعي است و در دهه هاي اخير حوادث طبيعي که جمعيت هاي انسني را تحت تاثير قرار داده اند از ساير حوادث بيشتر بوده است و خشکسالي در حقيقت بخش اجتناب ناپذير از تغييرات زماني آب و هوا بوده و بايد به عنوان پديده اي قابل برگشت و غير پيش بيني در برنامه ريزي ها مورد توجه قرار گيرد(والد آبادي، 1387)
کشور ما ايران علاوه بر مواجه شدن با کمي ريزش هاي جوي با توزيع نامناسب زماني و مکاني بارش ها نيز روبرو است، که خود بر پيچيدگي مشکل مي افزايد،بنابراين بحث کم آبي و در نهايت بحران آن يک واقعيت عيني در کشور محسوب ميشود(گوپتا، 1366)
سهم ايران از مجموع سرزمينهاي خشک حدود دو برابر سهم جهاني است و در مورد بيابان هاي واقعي نزديک به پنج برابر سهم جهاني مي باشد.
تحقيقات انجام شده درصد فراواني وقوع خشکسالي و شدت آت در کشور بسيار بالا بوده که بيشترين فراواني با 50% متعلق به بندر عباس است و پس از آن به ترتيب زابل 47.7%، زاهدان43%، ايرانشهر 40% و کرمان 27% داراي خشکسالي است.که همگي از مناطق خشک ايران محسوب مي شنود( خليلي، 1383)
خشکسالي هر ساله مناطقي از کشور را با شدت هاي زياد در بر مي گيرد. خشکسالي در سالهاي 1378-79 و 80-79 هيجده استان کشور را دچار بحران کرده و سبب وارد آمدن خسارت هاي زيادي به بخش کشاورزي شد. به طوري که منابع ذخيره اي آبي کشور در سال 1380 تا 45% نسبت به نرمال اقليمي کاهش پيدا کرد.( غريب،139)
تنش
تنش يا استرس واژه اي است که اولين بار توسط دانشمندان علوم بيولوژيک در مورد موجودات زنده به کار برده شد . بعدها اين واژه از علم فيزيک گرفته شد و آن را به عنوان هر عاملي که امکان بالقوه وارد آوردن صدمه به موجودات زنده را دارد تعريف نمودند . تنش نتيجه روند غيرعادي فرآيندهاي فيزيولوژيکي است که از تاثير يک يا ترکيبي از عوامل زيستي و محيطي حاصل مي شود . همانطوريکه در تعريف آمده تنش داراي توان آسيب رساني مي باشد که به صورت نتيجه يک متابوليسم غير عادي روي داده و ممکن است به صورت افت رشد ، مرگ گياه و يا مرگ بخشي از گياه بروز کند(ايتزينگر و همکاران، 2003).
انواع تنش
تنش هاي محيطي را معمولاً به دو دسته تقسيم کرده اند : تنش هاي بيولوژيکي و تنش هاي فيزيکوشيميايي .
تنش هاي بيولوژيکي شامل حمله آفات و امراض به گياهان مي باشد که در محدوده بحث اين تحقيق نيست . تنش هاي فيزيکوشيميايي به پنج گروه تقسيم مي شوند که از بين آنها ، خسارت وارده به گياهان زراعي در اثر تنش هاي کمبود آب ، شوري و دما در سطح جهان گسترده تر بوده و به همين جهت بيشتر مورد مطالعه قرار گرفته اند (کافي و مهدوي، 1379).
تنش خشکي وچگونگي پيدايش آن
از بين عوامل محيطي تنش زا خشکي دومين عامل اصلي کاهش عملکرد بعد از عوامل بيماري زا مي باشد،تنش آبي در گياه به وضعيتي اطلاق مي شود که در آن سلولها از حالت آماس خارج شده باشند،تنش خشکي يک پديده طبيعي است که در گياهان بوجود مي آيد، علت اصلي تنش آب در گياه افزايش تلفات آب يا کافي نبودن ميزان جذب آب و يا ترکيبي از هر دو عامل است که بر اثر آن ميزان تلفات آب ناشي از تعرق بر ميزان جذب آن توسط ريشه ها پيشي گرفته و ميزان تنش افزايش مي يابد يکي از مهم ترين عوامل محيطي کاهش رشد و عملکرد بسياري از گياهان زراعي به خصوص در مناطق خشک و نيمه خشک دنيا محسوب مي شود (حاجبي و همکارن،1384) .
سرزمين پهناور ما ايران، علي رغم گستردگي زمين و تنوع گياهان از دير باز با مشکل کمبود آب براي کشاورزي روبرو بوده است (رستگار،1378).
کشور ما در منطقه خشک و نيمه خشک دنيا واقع شده است، ميانگين بارندگي در ايران 240 ميليمتر مي باشد و ميانگين بارش در دنيا 860 ميليمتر است که با ميانگين کشور ما خيلي تفاوت دارد و اين مقياس خود مبين مشکل ميباشد که حتي نمي توان اين ميانگين را با متوسط بارش در دنيا مقايسه نمود (سيادت، 1388).
خشکي در ايران و جهان پديده اي اجتناب پذير است که همه ساله با شدت هاي متفاوتي توليد موفقيت آميز محصولات کشاورزي را با مخاطره روبرو مي سازد، عدم بارندگي کافي و توزيع غير يکنواخت آن در طول فصل رشد در مناطق خشک و نيمه خشک باعث شده است که کشت بيشتر محصولات کشاورزي با آبياري امکان پذير گردد،کمبود آب با تاثير بر آماس سلولي و در نتيجه باز و بسته شدن روزنه ها، فرايند فتوسنتز، تنفس وتعرق را تحت تاثير قرار داده و از طرف ديگر با تاثير بر فرايندهاي آنزيمي که بطور مستقيم با پتانسيل آب کنترل ميشود، بر رشد گياه تاثير منفي مي گذارد (مقدم و همکاران، 1390).تنش آبي زماني اتفاق مي افتد که سرعت تعرق بيشتر از سرعت جذب باشد. با کاهش مقدار آب در خاک و عدم جايگزيني آن پتانسيل در منطقه توسعه ريشه ها کاهش يافته و پتانسيل آب در گياه نيز به طرز مشابهي تقليل يابد و اگر شدت تنش آب زياد باشد، باعث کاهش شديد فتوسنتز و مختل شدن فرايندهاي فيزولوژيک و سرانجام خشک شدن و مرگ گياه مي گردد.علت اصلي تنش آبي در گياه افزايش تعرق يا کافي نبودن جذب آب و يا ترکيبي از اين دو مي باشد، در اواسط روز هميشه بين تعرق و جذب آب تاخير وجود دارد و علت اين امر مقاومت گياه در مقابل حرکت آب است(ژيو و همکاران، 2005).تعرق به وسيله عواملي مانند ساختمان و سطح برگها، اندازه منافذ روزنه ها، تعداد روزنه ها و ديگر عوامل موثر بر شيب فشار بخار بين گياه و هوا کنترل مي گردد (شرمن و همکاران، 2005).
حال آنکه جذب آب در سيستم ريشه اي گياه به هدايت مويينگي خاک و مقاومت سلولهاي ريشه بستگي دارد و مسلم است که بين فرايندهايي که با عوامل مختلف کنترل مي شوند هماهنگي وجود نداشته و لذا تعرق و جذب نمي توانند دقيقا منطبق بر يکديگر باشند، تنش آبي بر رشد گياه، بر ساختمان گياه، تنفس و فتوسنتز روابط هورموني تاثير دارد (شفرد و همکاران، 2002).
در صورت نبود آب کافي نه تنها رشد گياه بواسطه نبود آب بلکه به سبب کمبود عناصر غذايي قابل دسترس کاهش مي يابد ( Grattan and Grieve. 1999).
گياهان نه تنها در محيط هاي مختلف رشد مي کنند بلکه توانايي سازکاري به درجات مختلف از تنش را نيز دارا هستند از اين رو در درجه اول بهترين رابطه براي دستيابي به گياه مقاوم مقاوم بررسي و جستجو پيرامون توانايي گياه در تغييرات فيزيولوژيک، موفولوژيک و آناتوميک براي تحمل به تنش هاي مختلفي است (طباعي عقداني، 1383).
(Huang, 2004) اين تغييرات را شامل افزايش ضخامت لايه کوتيکول، لايه مومي، ريزش برگ ها مي دانند، که در اين ميان بسته شدن بسته شدن روزنه ها نقش اصلي را بازي مي کند.
چيتوزان
کيتين فراوانترين پلي ساکاريد طبيعي بعد از سلولز است و مهم ترين منبع آن پوسته دريايي و ديواره سلولي بعضي از گياهان است، اين ترکيب اولن بار توسط براکونوت در سال (1811) تشريح گرديد ( پور مراد و همکاران، 1384).ساليانه مقدار زيادي از اين آبزيان در ايران صيد مي شوند که اين صيد انبوهي از ضايعات پوسته اي سخت پوستان دريايي را تشکيل مي دهد، چيتوزان يک پلي مر (آمينو ساکاريد) است و از استيل زدايي شيميايي يا بيو شيميايي کيتين حاصل مي شود، کيتين پلي مري از N- استيل گلوکز آمين است و در چيتوزان بسياري از گروه هاي استيل برداشته مي شود، چيتوزان مشتق N- استيل زدايي شده کيتين است و در آن گروه هاي آمين آزاد وجود دارد، ميزان استيل زدايي، نسبت واحد 2- استاميد 2- ديوکسي – دي گليکوپيرانوز به 2- آمينو – دي گليکوپيرانوز است، اين نسبت در واقع مهمترين ويژگي چيتوزان است و تاثير بسياري بر خواص مختلف و کاربردهاي آن دارد، در واکنش اسنيل زدايي با اضافه کردن محلول سديم هيدروکسيد غليظ و گرما، گروههاي استيل آمينو در کيتين (CH3-CO-NH) به عامل هاي آمين (-NH2) تبديل مي شود (يعقوبي و همکاران، 1381).
اهميت کيتيتن در تهيه چيتوزان از آن جاست که چيتوزان در فرآورده هاي باليني به دليل سازگاري زيست شناسي با بقيه مواد، قابليت هضم آسان، غير سمي بودن، قدرت جذب بالا، و در دسترس بودن به عنوان يک حامل دارويي به کار مي رود، چيتوزان با درجه خلوص مناسب در سيستم هاي آزاد سازي داويي، همودياليز، پوست مصنوعي لنز هاي چشمي دندانپزشکي و کشاورزي کاربرد دارد و علاوه بر آن اثراتي چون توانايي جذب چربي، کاهش گلوکز، کلسترول و تري گليسريد و ضد ميکروبي نيز از آن گزارش شده است ( پور مراد و همکاران، 1384).چيتوزان در واقع يک آمينو پلي ساکاريد حاصله از فرايند استيل زدايي قليايي کيتين است که با توجه به خواص زيست سازگاري و زيست تخريب پذيري بسيار مناسب خود در کاربردهاي پزشکي مورد توجه قرار گرفته است، چيتوزان در ساختار بلورين خود داراي پيوندهاي هيدروژني قوي درون و برون مولکولي است و اين پيوندها عامل انحلال ناپذيري چيتوزان در اکثر حلال هاي آلي و آبي شناخته شده است (گنجي و همکاران، 1383).ساختمان و خاصيت خاص چيتوزان باعث شده که در صنايع مختلف از جمله : فارماکوپه هاي مهم دارويي، پزشکي ، کشاورزي و صنايع غذايي مورد استفاده قرار گيرد، چيتوزان يک بيو پلي مر خطي داراي کاتيون فعال مي باشد که تنها در اسيد هاي رقيق قابل حل است و همين حلاليت ضعيف آن باعث شده که کاربرد وسيع آن محدود گردد (Paulino et al., 2006).
فرضيه ها:
1. تنش کم آبي بر رشد، عملکرد و کيفيت گياه دارويي کرچک تاثير مي گذارد.
2. محلول پاشي با چيتوزان اثر تنش کم آبي را در گياه کرچک کاهش مي دهد.
3. کاهش رطوبت باعث افزايش ميزان تنظيم کننده هاي اسمزي مي شود.
4. تنش خشکي ميزان رنگيزه هاي گياهي و محتوي رطوبت نسبي را کاهش مي دهد.
اهداف تحقيق:
1. بررسي تاثير چيتوزان بر روي مقاومت ارقام مختلف کرچک تحت تنش خشکي در منطقه گرم و خشک دامغان.
2. تعيين ميزان مناسب آب مورد نياز براي گياه کرچک با توجه به بيشترين ماده موثره توليدي.
3. شناسايي بهترين شرايط رشد جهت کشت ارقام مختلف گياه دارويي کرچک و بدست آوردن مناسبترين سطح تنش که بتوان بيشترين ميزان محصول را توليد کرد.
اثر تنش خشکي بر خصوصيات مورفولوژيک و فيزيولوژيک گياه
گزارش کردند که ، تنش خشکي شاخص سطح برگ و ماده خشک را در ذرت کاهش مي دهد، همچنين کمبود آب در طي گلدهي ذرت عملکرد را تا 90% کاهش مي دهد .(Nesmith and Ritchie, 1992).
از صفات فيزيولوژيکي مي توان محتوي رطوبت نسبي را نام برد و از مشخصه فيزو لوژيکي ديگري که بعنوان شاخص قابل استفاده براي گزينش ژرم پلاسم داراي مقاومت به خشکي شناخته شده، مي توان به درجه نشت يوني يا پايداري غشاي سلولي مربوط به سلول هاي آسيب ديده از تنش خشکي را نام برد (طباعي عقداني، 1383).
(Singh et al., 2005) گزارش نمودند که اندازه گيري محتوي رطوبت نسبي در آزمايشات وسيله بسيار خوبي براي غربال کردن لاينها در محيط خشک مي باشد، در ارتباط با اندازه گيري محتوي رطوبت نسبي و مقاومت به خشکي در گونه هاي مختلف گياهي آزمايشات متعددي انجام گرفته است که با فزايش تنش آبي RWC کاهش پيدا مي کند و در شرايط مساوي از تنش خشکي ارقامي که داراي RWC بالايي بودند مقاومت بيشتري به خشکي داشتند.
در شرايط تنش خشکي نسبت کلروفيل a/b بويژه در اعمال تنش شديد افزايش مي يابد، به عبارت ديگر تنش خشکي غلضت کلروفيل b را بيشتر از کلروفيل a کاهش داده. اما با پير شدن تدريجي برگ غلضت کلروفيل a,b تحت تنش خشکي به يک نسبت کاهش مي يابند.تجمع کربوهيدرات هاي محلول برگ بواسطه غلضت بيشتر کلروفيل a,b و توان فتوسنتزي بيشتر برگ مي باشد (احمدي و همکاران، 1382).
کاستريلو(1989) اظهار داشتند که در رقم گوجه فرنگي مقاوم به خشکي محتواي رطوبت نسبي آب بالاتر بود، اما مقدار کلروفيل آن تحت تنش خشکي کاهش يافت، در حاليکه در رقم حساس تغيير معني داري در غلضت کلروفيل مشاهده نشد.
اثر تنش خشکي بر کرچک
کرچک گياهي است که در مناطق گرمسيري درختچه بوده اما در مناطق معتدل گياه کوچک و يک ساله است و اين گياه مقاوم به خشکي است و در منطقه دامغان که ميزان بارندگي سالانه کمتر از 100 ميلي ليتر است به خوبي رشد ميکند (مير حيدر،1385).
کيتوک و همکاران (1967) اظهار داشتند مقدار نياز آبي در کرچک به رقم، مرحله رشدي، زمان آبياري و شرايط محيطي بستگي دارد. بريگهام و سپيرس (1960) دور آبياري 7 تا 14 روز ونياز آبي 51 تا 61 سانتي متر آب براي کرچک در تگزاس را گزارش کردند، بررسي ها نشان داده است که اثر تنش آب بر رشد و عملکرد در گياهان مختلف در طي فصل متفاوت مي باشد ، ارتفاع بوته و اولين گل آذين از مهم ترين خصوصيات مورفولوژيکي است که در برداشت مکانيزه موثر مي باشد (Zimmerman, 1957). آبياري باعث افزايش ارتفاع بوته و ارتفاع اولين گل آذين مي شود و در تنش خشکي عکي اين موضوع اتفاق مي افتد (Laureti and Marrus, 1995). در مورد تنش خشکي بر عملکرد دانه کرچک گزارشات متناقصي وجود دارد، کيتوک و همکاران (1967) گزارش کردند که اختلافي در عملکرد کرچک بين تيمارهاي مختلف تنش خشکي وجود ندارد اما کوتروباس و همکاران (2000) گزارش کردند که با افزايش آبياري عملکرد دانه و تجمع ماده خشک در کرچک افزايش مي يابد، عده اي از محققين عقيده دارند که تنش خشکي باعث کاهش عملکرد و وزن هزار دانه در کرچک مي شود (Laureti and Marrus, 1995). همچنين کيتوک و همکاران (1967) گزارش کردند که بين وزن هزار دانه و روغن در کرچک همبستگي مثبتي وجود دارد اما کوترباس و همکاران (2000) معتقدند که کاهش عملکرد با کاهش آبياري در ارتباط با کاهش تعداد گل آذين و کپسول در گياه مي باشد و رابطه اي با وزن بذر ندارد، لورتي و مارس (1995) گزارش کردند که تعداد کپسول در کرچک با افزايش تنش خشکي کاهش مي يابد.
مقدار روغن در بذر کرچک يک صفت ژنتيکي است اما تحت تاثير شرايط محيطي و عمليات زراعي و زمان برداشت قرار مي گيرد، دماي بالا (35 درجه سانتي گراد) و تنش آبي در طي گلدهي و شکل گيري روغن مي تواند اثر منفي بر عملکرد روغن داشته باشد (Koutroubas et al., 2000). اما لورتي و همکاران (1995) گزارش کردند که مقدار روغن کرچک همبستگي مثبتي با تعدادگل آذين و وزن بذر دارد. عملکرد روغن از ترکيب عملکرد بذر و مقدار روغن بدست مي آيد، بنابراين کاهش عملکرد دانه باعث کاهش عملکرد روغن مي شود (Koutroubas et al., 2000). کوترباس و همکاران (1999) مقدار روغن بين 48.8-51.8 درصد متغير مي باشد که مقدار پايين روغن بدليل پر نشدن و نارس بودن دانه ها مي باشد.
مکانيسم هاي مقاومت گياه به تنش
گياهان در طي رشد خود با تنش هاي متعدد محيطي مواجه مي شوند، هر يک از اين تنشها مي توانند بسته به ميزان حساسيت و مرحله رشد گونه گياهي، اثرات متفاوتي بر رشد، متابوليسم و عملکرد داشته باشند، گياه براي مقابله با تنش خشکي گياهان از سازوکارهاي مختلفي استفاده مي کنند. يکي از اين سازو کارها تنظيم اسمزي است. با تنظيم اسمزي تا حدي شرايط لازم براي ادامه جذب آب از محيط ريشه و ادامه آماس سلول فراهم مي شود(Good and zaplachiniski, 1994).
از سازو کارهاي کارامدي که به هنگام مواجه شدن با خشکي براي حفظ آماس سلول در گياهان بوجود مي آيد تنظيم اسمزي است که در اثر انباشت ترکيبات آلي و معدني در بافت ها بوجود مي آيد.(French and Turner, 1991)
براي اين کار گياهان از ترکيبات آلي و معدني استفاده مي کنند. انواعي از کربوهيدرات ها در بين ترکيبات از اهميت زيادي برخوردار هستند.برخي از گزارش ها نشان مي دهد در شرايط تنش خشکي کربوهيدرات هاي مرکب به کربوهيدارت هاي ساده تجزيه مي شوند. مثلا نسبت ساکارز به نشاسته در بافت سبز برگ ها افزايش مي يابد، اين موضوع باعث افزايش ميزان کربوهيدرات هاي محلول در سلول مي شود(Khanna-chopra, 1999).در شرايط محيطي متفاوت، مواد محلول با وزن مولکولي کم، که مواد محلول سازگار ناميده ميشوند در گياهان تجمع پيدا ميکند (قربانلي و همکاران،1384).
در تنش آبي فعاليت هاي فيزيولوژي گياه به طور مستقيم يا بطورغير مستقيم دچار اختلال مي گردد. از آنجاييکه وجود فشار تورمي بالاي سلولي براي انجام فعاليت هاي مهم فيزيولوژي از جمله رشد سلول ها و حرکات روزنه اي ضروريست درک بيشتر اين مسئله با دستکاري در روابط گياه و آب، مقاومت در برابر تنش کم آبي در مقياس فيزيولوژي و مولکولي مي تواند موجب بهبود قابل توجه حاصلخيزي گياه و کيفيت محيط شود (Turner, 1989).
مکانيسمهاي معمول در گياهاني که قدرت تنظيم مقدار آب را بطور يکسان دارند، بدليل اجتناب از آبرساني در گياه در اثر خشکسالي و کمبود آب؛ در نتيجه بسته شدن منافذ گياه مي باشد که منجربه فقدان و کمبود کربن و کاهش مقاومت گياه در برابر عوامل محيطي و غير محيطي مي شود، در شرايط تنش، برخي از ترکيبات داخلي گياه به ميزان قابل توجهي افزايش پيدا مي کند (Atal&Kapur, 1998).اما متابوليت هايي که تجمع پيدا ميکنند، متابوليسم طبيعي گياه را مختل نمي کنند، اين مواد که عموما به اسمولايت معرف هستند شامل: قندهايي مثل سوکروز، فروکتوز، قند هاي الکلي مثل گليسرول و اينوزيتول متيله شده، قندهاي کمپلکس مثل ترها لوز، رافينوز، فروکتان يا متابوليت هاي داراي بار الکتريکي مثل گلايسين بتائين، دي متيل سولفونيوم پروپيونات، يون هايي مانند سديم، پتاسيم و اسيد هاي آمينه اي چون پرولين است (Paul &Hasegava, 1996).
پرولين يکي از اسيدهاي آمينه است که در تنظيم فشار اسمزي درون گياه نقش بسزايي دارد. افزايش اين ماده در شرايط تنش اسمزي، علاوه بر گياهان در دامنه وسيعي از موجودات ديگر مثل باکتري ها، مخمر ها، بي مهرگان در يايي و جلبک ها مشاهده شده است،پرولين به عنوان يک چپرون شيميايي باعث پايداري فرم طبيعي پروتئين ها شده و از بهم خوردن شکل طبيعي ترکيب هاي آنزيمي ممانعت مي کند، همچنين توليد زياد پرولين با افزايش فشار اسمزي داخل سلول ار تاثيرات اختلالات تنشي در فرايند طبيعي سلولي ممانعت بعمل مي مي آورد. اين افزايش سطح پرولين حتي پس از حذف شرايط تنش تا مدت حدود يک ماه باقي مي ماند. پرولين يکي از ترکيباتي است که تاثير فعاليت کند کنندگي يونها را روي آنزيم ها کاهش ميدهد و باعث افزايش و پايداري آنزيم ها در دماي بالا مي شود (Wallace, 1987).
تنش خشکي غلضت پرولين برگ را در هر دو سطح تنش به طور معني داري افزايش داده است. کمترين غلضت پرولين در هر دو مرحله اندازه گيري در شرايط شاهد مربوط به رقم مقاوم و بيشترين آن در شرايط تنش مربوط به رقم حساس است (احمدي و همکاران، 1382).بالا رفتن ميزان پرولين و کربوهيدرات ها در بخش هاي مختلف گياهان به نوعي بيانگر فعال شدن سيستم اسمزي در طي مواجه شدن با تنش خشکي مي باشد (Sayed,1992).
قند هاي محلول نيز گروهي از اسموليت هاي سازکارند که در شرايط خشکي تجمع يافته و به عنوان عامل يا محافظت اسمزي عمل مي نمايند و افزايش قندها در اثر تنش با تنظيم اسمزي و نگه داري تورژسانس و همچنين با پايدار کردن غشاءها و پروتئين در ارتباط است ،نتايج تحقيقات بر روي ريحان نشان داده که با افزايش سطح تنش رطوبتي خاک غلضت قندهاي محلول افزايش مي يابد (Khalid, 2006). افزايش قندهاي محلول در زمان تنش را مي توان به علت توقف رشد يا سنتز اين ترکيبات از مسيرهاي غير فتوسنتزي، همچنين تخريب قندهاي نا محلول که باعث افزايش قندهاي محلول مي شود بيان کرد (لاهوتي و همکاران، 1389).
رابطه تنش خشکي و تنش اکسيداتيو
خشکي يکي از مهمترين تنش هاي محيطي است که منجر به توليد فراورده هاي زيان آوري شده که سبب بهم خوردن تعادل تشکيل گونه هاي فعال اکسيژن که شامل راديکال سوپر اکسيد(o-)، پراکسيد هيدروژن(H2O2)، راديکال هيدروکسيل (HO)، راديکال الکاسيل (RO2-)، راديکال پروکسيل(ROO)، هيدرو پراکسيدهاي آلي(ROOH)، اکسيژن منفرد (O2) و راديکال پرهيدروکسيل(HO2-)، مي باشند مي شود (Arora et al., 2002).
ROS بطور بالقوه داراي پتانسيلي است که با بسياري از ترکيبات سلولي واکنش داده و سبب خسارت به غشاء و ساير ماکرومولکول هاي ضروري از قبيل رنگدانه هاي فتوسنتزي، پروتئين ها، اسيدهاي نوکلوئيک و ليپيدها مي شود (Blokhina et al., 2002). بنابراين ميزان آن بايد در سلول کنترل شود گياهان با دارا بودن سيستم ضد اکسنده که شامل ترکيب هاي آنزيمي (کاتالاز، سوپر اکسايد ديسموتاز، پراکسيداز، گلوتاتيون پراکسيداز، آسکوربيت پر اکسيداز، گلوتاتيون ردوکتاز) و غير آنزيمي (اسيد آسکوربيک، کارتنوئيد ها، گلوتاتيون و توکوفرول) است، معمولا سطوح ROS را در سلول در حد متعادل نگه مي دارند (Al- Aghabary et al., 2004).فعاليت آنزيم هاي ضد اکسنده و کاهش ميزان ROSدر سلول هاي گياهي موجب حفاظت گياه در برابر تنش هاي محيطي ميشود (Epstein, 1994).ROS داراي فعاليت بسيار بالايي است که مي تواند مکانيسم هاي مفيد را در گياه مختل کند از جمله: تخريب رنگيزه ها، چربي، پروتئين، اسيد نوکلئيک مي شود ( معصومي و همکاران، 1389).
اثرات تنش خشکي بر خصوصيات رشدي گياه
تنش خشکي مي تواند از يک يا چند فعاليت فيزيولوژيکي مانند: تعرق، فتوسنتز، طويل شدن بافت و اندام و يا فعاليت هاي آنزيمي سلول ممانعت نموده و يا حتي باعث توقف آنها شود، رشد برگ معمولا حساس تر از رشد ريشه مي باشد، در شرايط تنش خشکي رشد نسبي ريشه ممکن است افزايش يابد که منجر به بهبود ظرفيت سيستم ريشه براي استخراج آب بيشتر از لايه هاي عميق تر خاک مي گردد (Mahajan and Tuteje, 2005).
بطور کلي تنش آب از طريق کاهش سطح برگ، بسته شدن روزنه ها، کاهش در قابليت هدايت روزنه ها، کاهش در آبگيري کلروپلاست و ساير بخش هاي پروتوپلاسم، کاهش سنتز پروتئين و کلروفيل، سبب تقليل فرايند فتوسنتز مي شود،گياهان براي اينکه دستگاه فتوسنتزي را از آسيب هاي برگشت ناپذير حفظ کند نسبت به خشکي سريعا واکنش نشان مي دهد، بسته شدن روزنه هاي برگ، در واکنش به کمبود آب باعث کاهش ميزان فتوسنتز مي شود و در شرايط شديد تنش خشکي به علت کاهش فعاليت آنزيم روبيسکو فرايند فتوسنتز محدود مي گردد (عليزاده ، 1388).تنش خشکي همچنين باعث محدوديت مکانيکي در غشاهاي سلولي مي گردد و آسيب رساندن به غشاء يکي از اثرات خشکي شديد مي باشد که با فيزولوژي گياهان در ارتباط است، صدمه ديدن به غشاء ايفاي نقش يون ها و ناقل ها را دچار اختلال مي کند و به آنزيم هاي مرتبط با غشاء آسيب مي رساند (Mahajan and Tuteje, 2005).
کاربرد چيتوزان در کشاورزي
چيتوزان شامل گروهي از آمين آزاد، 2 اتم کربن (آمينو گلوکز) است که خيلي شبيه سلولز است، چيتوزان بهترين ماده مورد استفاده براي بهبود رشد گياهان محسوب مي شود، چيتوزان نسبت به مواد ديگر برتري دارد و دانشمندان مواد پليمريک را به خاک هاي شني اضافه کردند و آنها دريافتند که اين مواد در خاک تجزيه شده و بيشتر از حد نياز در خاک وجو دارند، باعث آلودگي خاک مي گردندو گروه ديگر از دانشمندان بررسي کردند که افزودن آنزيم ها مي تواند به رشد گياه و سازماندهي آن کمک کند، اما دريافنتند که اين مواد از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نمي باشند، تا اينکه چيتوزان را کشف کردند و متوجه شدند که اين ماده بدون آلودگي است و داراي قيمت مناسبي است، چيتوزان شامل نيتروژن ( 2 اتم کربن) با فرمول اصلي (C11H17O7N2) مي باشد و نيتروژني که در چيتوزان وجود دارد غير قابل حل است و به مدت طولاني در خاک باقي مي ماند و تاثير مثبتي را در حاصلخيزي خاک و رشد گياه مي گذارد ( Sheikha , 2011).
چيتوزان در کشاورزي کاربر دهاي زيادي دارد از جمله؛ باعث تحريک مکانيزم هاي دفاعي در گونه هايي از گياهان و همچنين باعث افزايش فعاليت فنيل آمينو لايز(PAL) و تيروزين آمينو- لايز(TAL) و آنزيم کليدي فنيل پروپانوئيد که سبب سنتز متابوليت هاي ثانويه تحت شرايط نامطلوب مي گردد، چيتوزان سبب تحريک رشد گياه و افزايش عملکرد بيشتر گونه هاي گياهي از جمله Oryza Sativa ،Eustomagr and iFlorum مي شود و همچنين باعث افزايش سرعت جوانه زني و شاخص هاي جوانه زني مي گردد، علاوه بر اينها چيتوزان باعث تخريب Hypoxia (کمبود اکسيژن در بافت هاي گياهي) در سلول مي شود و تخمين زده شده که کاهش محصول توسط پديدهHypoxia حدود 25-20% در گياه مي باشد (Boonlertnirun et al., 2010).
چيتوزان باعث تحريک بيان و تجلي ژن هاي مختلف در گياه براي ايجاد مقاومت به بيمري ها مي گردد و همچنين سنتز متابوليت هاي ثانويه را افزايش مي دهد، باعث کد کردن ژن فنيل آلانين آمونيا لايز مي شود و چيتوزان در مسير ايجاد جاسمونيک اسيد تاثير گذار است، جاسمونات ها از فعاليت هورمون هايي در گياه مانند(ABA) جلوگيري کرده که اين هورمون نقش کليدي در تنظيم مصرف آب در گياه دارد، افزايش سطحي از ABA نتيجه اش بسته شدن روزنه ها و کاهش تعرق مي باشد (Bittelliet al., 2001). چيتوزان باعث بسته شدن روزنه ها در نتيجه کاهش تعرق برگ مي شود که در تحقيقات (Lee et al., 1999) به اثبات رسيده است و در جاي ديگر چيتوزان باعث غالب آمدن بر توليد H2O2 در سلول هاي نگهبان مي شود و همچنيني در گياهان گوجه فرنگي و Commelina communis باعث بسته شدن روزنه ها مي گردد (Bittelliet al., 2001). همچنين باعث افزايش کيفيت خاک هاي شني از طريق بهم آوردن ذرات خاک مي گردد و همچنين دانشمندان از چيتوزان به صورت هيدروژل براي حفظ آب خاک استفاده مي کنند، محلول پاشي چيتوزان بر روي برگ هاي لوبيا باعث افزايش سطح برگ و محتوي کلروفيل در اين گياه گرديده است،کاربرد چيتوزان و تاثير مثبت آن بر گياهان :Soyabean, Mini-tomatolettuce,upland rice مي شود و اين تاثيرات مثبت شامل: افزايش سطح برگ، ارتفاع بوته و ماده خشک در اين گياهان مي شود و افزايش سطح برگ و ميزان کلروفيل باعث افزايش فتوسنتز در کياه و در نتيجه افزايش ماده خشک و عملکرد در گياه مي گردد و گزارش شده که چيتوزان باعث افزايش سرعت رشد ساقه ها و ريشه ها در گياه (RaphanusSativus L.) مي گردد (Sheikha , 2011).
محل اجراي طرح
اين آزمايش در سال زراعي 91-90 در مزرعه تحقيقاتي دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان با عرض جغرافيايي 34 درجه و 15 دقيقه) و طول جغرافيايي (53 درجه و 42 دقيقه) و ارتفاع 4/1155 متر از سطح دريا اجرا شد .
مشخصات طرح
اين طرح آزمايشي به صورت اسپليت_ فاکنوريل در قالب طرح بلوک هاي



قیمت: تومان


پاسخ دهید