چکيده (پيشگفتار):
اين تحقيق به منظور شناخت و بررسي مسائل و مشکلات زنان شاغل صورت گرفته است.
در اين پژوهش 40 نفر از زنان شاغل در مشاغل گوناگون (اعم از: کارمند (دولتي) و آزاد) به طور کاملا تصادفي نمونه گيري شده اند که از قسمت هاي مختلف شهرستان کرج انتخاب شده اند.
جهت گردآوري داده ها در مورد اين شناخت و بررسي، پرسشنامه اي تنظيم شده است که شامل 22 سوال مي باشد که اين سوالات در رابطه با اهداف پژوهش تنظيم و مشخص شده اند که از قبل سوالاتي در اين باره مطرح شده بود. از جمله:
– آيا بين درک سرپرست و ميزان تحصلات رابطه وجود دارد؟
– آيا بين مسابقه خدمت و درک سرپرست رابطه وجود دارد؟
– آيا بين شغل همسر – سمت – ميزان تفاهم و همفکري با همسر رابطه وجود دارد؟
– آيا بين تعداد فرزندان و ساعات اضافه کار رابطه وجود دارد؟
و …
که اين سوالات و گونه و نحوه پاسخ گويي آنها توسط جداول دو بعدي و سه بعدي مورد بررسي قرار گرفته اند در نهايت نتايج حاصله ذکر شده است.
فصل اول
مقدمه
علل کار کردن
بيان مسئله
اهميت پژوهش
اهداف
فرضيات
سوالات پژوهش
تعريف واژه ها
مسائل و مشکلات زنان شاغل
راهکارهاي براي بهبود وضعيت اشتغال زنان شاغل
مقدمه:
حيات انسان در جامعه با کار عجين شده است، جانداران ديگر زندگي خود را مديون مواهب طبيعت و غرايز خويش هستند و بدون تفکر و تلاش ويژه و با استفاده از مواهب طبيعت زندگي مي کنند. انسان تنها در دوراني کوتاه از تاريخ در وضعيت صرفا طبيعي زيسته است و به سد جوع قناعت کرده است. بشر از همان سپيده دم تاريخ، با به کارگيري هوش و آگاهي و فعاليت هاي پيچيده مغزي خويش به ابزارسازي پرداخته است و ماده و طبيعت را به خدمت خود درآورده است. او به آنچه مستقيم در دسترسي داشته است، اکتفا نکرده است و بلکه همواره در تلاش و تکاپو و جست و جو بوده است تا با استفاده از آنچه در دسترس دارد به آنچه در دست ندارد، اما نياز به آن را احساس مي کند دست يابد و بدين ترتيب کار وي هر روز پيچيده تر شده و از مرحله طبيعي و غريزي بيشتر فاصله گرفته است و بدين گونه جنبه فرهنگي کسب کرده است. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي کار و شغل، صفحه 3)
علل کار کردن:
ارضاي نيازهاي جسماني که از طريق کسب پول در مقابل انجام کار حاصل شود، نمي تواند تنها لازم و کافي براي کار کردن محسوب گردد، ارضاي نيازهاي رواني و اجتماعي نيز از تعيين کننده هاي علت مهم در اشتغال و نوع آن به شمار مي روند. به نظر ميننجر (Minniger) (1952) عواملي را که موجب کار کردن مي شوند، مي توان به شرح زير برشمرد:
1- کار کردن وسيله اي براي صرف ا نرژي در راه مطلوب است. (حفظ تعادل فيزيولوژيکي)
2- کار کردن وسيله اي براي ايجاد روابط اجتماعي با ديگران است.
3- از طريق کار، فرد خود را جزئي از جامعه محسوب مي دارد.
4- از طريق کار کردن، انسان به ارزشيابي توانايي ها و مهارت ها و نيز کشف محدوديت هاي خود مي رسد.
5- کار کردن نشانه اي از بلوغ و بزرگسالي است، يعني تا زماني که فرد شغلي به دست نياورده است، خود را مستقل نمي داند و به عنوان عضوي وابسته به اعضاي خانواده با آنها زندگي مي نمايد.
دانش و ظرفيت علمي نيروي انساني هر جامعه مهمترين عامل در بهره برداري بهينه از منابع مادي و معنوي و اساسا توسعه فرهنگي و اقتصادي آن جامعه است. بنابراين جامعه هايي که قصد دارند در مسير توسعه گام بگذارند، بايد بتواند از نيروي انساني خويش اعم از زن و مرد به نحو احسن استفاده کند. زيرا تنها عاملي که سرعت و آهنگ رشد و توسعه اقتصادي – اجتماعي هر کشوري را تعيين مي کند، منابع انساني آن جامعه است. (دان بلانت، مارک جکسون، اقتصاد کار و نيروي انساني، صفحه 8)
جامعه انساني متشکل از زنان و مرداني است که در روابط متقابل اجتماعي قرار گرفته است و هم يک از دو جنس، در عين وابستگي متقابل به يکديگر، نقش و کارکرد ويژه اي را بر عهده گرفته اند. بي ترديد زنان به عنوان نيمي از جمعيت تاثير مستقيمي در پيشرفت و توسعه جامعه دارند و استراتژيهاي1 يک جامعه توسعه يافته بايستي حتما بر مبناي مشارکت فعال هر چه فعال تر بانوان در امور اقتصادي، سياسي و اجتماعي طراحي گردد. در ديدگاه اسلام و مقررات مربوط به آن، ميزان مسئوليت هاي سياسي – اقتصادي و اجتماعي بانوان نسبت به مردان به نحو اصولي و واقع بينانه اي داراي تفاوت هايي است که رعايت نکردن آن باعث بروز مشکلات جدي در ساختار جامعه و به ويژه خانواده مي شود. همانطور که تلقي تفاوت بين زن و مرد به عنوان تبعيض، در جامعه مشکلات و فشارهايي را بر زنان، به ويژه زنان شاغل تحميل مي کند که نهايت باعث کاهش کارايي و انگيزه در زنان مي گردد. (دان بلانت، مارک جکسون، اقتصاد کار و نيروي انساني، صفحه 11)
وقتي زنان نقش هاي زنانه را کنار مي گذارند و فعالانه در زندگي اجتماعي شرکت مي کنند، نه تنها از طريق سيستم اجتماعي تشويق نمي شوند، بلکه در داخل جامعه زنان نيز مورد حمايت قرار نمي گيرند.
زنان در جامعه نقش هاي متعددي دارند که هم در داخل خانواده و هم در خارج آن بايد به آنها بپردازند:
الف- نقش زن در تغذيه و رشد
ب- نقش زنان در تعليم و تربيت
پ- نقش زن به عنوان همسر و شريک زندگي(ساروخاني، باقر، جامعه شناسي خانواده، صفحه 9)
در سيستم سرمايه داري، زنان را به واسطه ضعف جسماني و غيره فاقد قدرت مي دانند و لذا حضور زن در مسائل اجتماعي و سياسي را در توان آنان نمي بينند و سلطه پدر سالاري را ناشي از آن مي دانند که مردان قدرتمند هستند و بايد زنان را تحت سلطه داشته باشند، سلطه پدر سالاري، سرمايه داري حضور زنان را در کار مانع شده است و آنجا که زنان به کار مشغول هستند، به انواع تبعيضات از نظر دستمزد، نحوه استخدام، بازنشستگي، تسهيلات رفاهي و امکانات ارتقا دچار مي شوند، اما اسلام، با تفکر عادلانه و همه جانبه خويش، چهره سازنده اي از زنان ترسيم مي کند و زنان را پرورش دهندگان افراد و قدرتمندان و رجال علمي و سياسي جامعه معرفي مي نمايد. (كبيري، قاسم، مباني رفتار سازماني، صفحه 14)
اسلام سلامتي ارکان فرهنگي جامعه را در سلامت نقش زنان مي داند و نيز ارزشهاي فراواني را به آنها مي دهد. از بررسي آيات قرآن کريم چنين بر مي آيد که زنان، دوشادوش مردان مورد خطاب الهي قرار گرفته اند.
به نظر مي رسد که در درجه اول اين خود زنان هستند که بايد با توجه به مشکلاتي که برايشان ملموس و عيني ا ست، راهکارهاي مناسب براي حل اين مشکلات و يا لااقل کم کردن آنها، ارائه دهند. مهمترين مسئله اي که براي زنان شاغل امروز کشورمان وجود دارد، چگونگي ايفاي نقش هاي سنتي که فرهنگ، عرف و شرع ما بر دوششان نهاده است و هماهنگي اين نقش ها با نقشي که مسئوليت هاي اجتماعي و اقتصادي زنان در دنياي امروز ايجاب مي کند. (ساروخاني، باقر، جامعه شناسي خانواده، صفحه 17)
در آستانه قرن بيست و يکم، زنان متوجه شده اند که به منظر نشان دادن دانش و توان کاري خود لزومي ندارد که بيش از حد کار کنند و از اينکه مردان نيستند، خود را مقصر بدانند. زنان امروز درک کرده اند که هم مي توانند حربه خود را داشته باشند و هم ويژگي هاي خود را حفظ کنند و نه تنها خود را به دنياي مردان وفق ندهند، بلکه شيوه هاي خاص خود را به جامعه بشناسانند. زنان تلاش را آغاز کرده اند تا خود را تعريف کند و ساختارهايي براي زندگي کاري که مناسب آنها باشد، بيابند. زنان موقعيت مساوي را جست و جو مي کنند و نه موقعيت مشابه با مردان را.
گرچه به نظر مي رسد در شرايط کنوني مردان آمادگي کافي براي درک تغييرات در سيستم ها، در عرف ها، الگوها و ساختارها را ندارند. ولي به طور يقين تنها مديران مرد بالغ و رشد يافته مي توانند به آگاهي کامل درباره شخصيت و شايستگي زنان برسند. اين فرآيند اکنون آغاز شده است. بنابراين درک و تفاوت ها و اصلاح در رفتارهاي نقش مديريت ضروري به نظر مي رسد. زنان کشورهاي مختلف جهان – از جمله کشورهاي در حال توسعه – نيز در حال شکستن سقف شيشه اي خود هستند. (اصطلاحي که به فشار گوشه نشيني و عزلت تعجب آميز عليه زنان اطلاق مي شود.) (باقريان، ميترا، نگرش نوين به اشتغال زن در ايران، صفحه 16)
خانم لينداوبرت (Linda vebret) مي گويد: “ما مي توانيم نسبت به آينده اميدوار باشيم، چرا که زمينه براي تداوم پيشرفت در مشاغل مديريت و نقشي قوي تر در رهبري زنان به وجود آمده است.” (باقريان، ميترا، اشتغال و بيکاري زنان از ديدگاه توسعه، صفحه 3)
نتايج تحقيقاتي پيرامون ده ها کشور جهان به عمل آمد که حاکي از حضور زنان در بازار کار حتي در بسياري از کشورها که زنان عمدتا محدود به ايفاي نقش نسبي خود هستند، به سرعت در حال گسترش است. افزودن بر آن بسياري از زنان به طور فزاينده در حال ايجاد مشاغلي از آن خود هستند. خيلي از خانم ها تنها به دليل اينکه احساس کرده اند قابليتها و استعدادهايشان به مراتب بيش از کار کردن در شرکت ها است و در نتيجه آنجا را ترک کرده و خود به دنبال اشتغال زايي رفته اند. هر چند که به طور متوسط 20% از مشاغل مديريت در سراسر جهان در اختيار زنان است. آنها هنوز هم در برابر سقف شيشه اي دست و پاگير، از فعاليت باز مانده اند. حتي در کشورهايي که حداقل محدوديت براي زنان وجود دارد، مانند استراليا، کانادا، امريکا، سهم زنان در مشاغل مديريتي و رهبري از 3% بيشتر تجاوز نمي کند. علاوه بر آن زنان هنوز نسبت به مردان حقوق و امتيازات کمتري دريافت مي کنند. در آمريکا، کشوري که زنان 46% نيروي مديريت را به عهده دارند، ميانگين درآمد هفتگي آنان 68% نسبت به مردان است. بالاخره در بسياري از کشورها، خانم ها هنوز شهروند درجه دو محسوب مي شوند، براي جبران حقوق از دست رفته زنان، پيشنهادهاي زير عنوان شده است:
1- کشورها بايد براي تساوي فرصت ها، قوانين موکد و اجباري وضع نمايند.
2- صنايع خدماتي بايستي توسعه يابد.
3- امکانات تحصيلي بيشتر و بهتري براي زنان فراهم آيد.
4- خانم نيز خود بايستي فعاليت بيشتري در جامعه داشته باشند. (دان بلانت، مارک جکسون، اقتصاد کار و نيروي انساني، صفحه 23)
* ان شاءا… که در تمام مناصب شغلي صداقت زنان را قدر بدانند و براي پشتکار و اعتماد به نفس زنان ارزش قائل شوند.
بيان مسئله:
يکي از عمومي ترين مسائل زنان در مشاغل مسئول و مهم اين است که افراد چگونه مي توانند مسئوليت هاي خانوادگي را با کار شديد، دقيق و خسته کننده تطبيق دهند. اين قبيل زنان معمولا مي توانند براي خدمات خانگي خود، مبلغ مناسبي بپردازند، به طور کلي مسئله کمک به زنان شاغل در وظايف خانگ به عنوان يکي از مسائل رفاه اجتماعي شناخته شده است. ليکن با وجود پزشکان، مهندسين، دانشمندان و ساير متخصصين عالي مسئله به صورت يک مشکل ملي جلوه گر مي شود. از طرفي مشکلات مربوط به محيط کار نيز سواي مشکلات خانه بر دوش زنان شاغل سنگيني مي کند. مشکلاتي مثل رابطه با همکاران، حقوق و مزايا و سرپرستي که در کنار تاهل بچه داشتن و غيره جز مسائل قابل بررسي در مورد زنان است. لزوم اين بررسي ما را بر آن داشت تا تحقيقي در مورد مسائل و مشکلات زنان شاغل را انجام دهيم تا شايد بتوانيم گوشه اي از اين مسائل را حل نموده و يا احيانا راهکارهايي براي بهبود وضعيت اشتغال بيابم.
با آنکه انجام امور خانه توسط زنان به صرف انرژي، وقت و زحمت زياد احتياج دارد، اما اين کارها به عنوان کارهاي غير مولد ارزيابي مي شوند و اين مسئله براي زنان شاغل استثماري دوگانه است. زن در نقش مدرن و امروزي خويش که همان مشارکت در فعاليتهاي اجتماعي – اقتصادي و سياسي است. ساعاتي از روز را در خارج از خانه به سر مي برند، اما همان نقش فرهنگي و سنتي سابق در خانه در انتظار او است. تمامي کارهاي معمول زنان خانه دار غير شاغل، به علاوه رسيدگي به تحصيل فرزندان، مديريت در خانه و … . (باقريان، ميترا، نگرش نوين به اشتغال زن در ايران، صفحه 2)
زنان شاغل اغلب خسته اند. خستگي جسمي و روحي و در مقابل تمامي اين زحمات به طور تک و تنها در خانه پاداشي دريافت نمي دارند و بلکه هميشه لرزش اعضاي خانواده در انتظار آنها است. شوهران ناراضي و فرزندان طلبکار، تنها قاضيان زنان شاغل هستند. زنان در کار خارج از خانه نيز کمتر از مردان فرصت ابراز وجود دارند.
معمولا کساني که فعاليت اقتصادي منظمي ندارند، کساني هستند که يا ازدواج نکرده اند و يا بچه ندارند و اغلب نيز در مشاغلي هستند که تداوم نقش خانه آنها است. نظريات طرفداران حقوق اجتماعي زنان، نشان مي دهد که چگونه موقعيت زنان در بازار کار برخي از سيستم هاي جامع اجتماعي است که زن در آن مقام پايين تري دارد.
ايجاد اعتقاد و باور جدي به لزوم حضور زنان در صحنه هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کشور و ضرورت ارتقاء سطح دانش آنها از طريق تعيين اهداف و سياست هاي خاص در برنامه هاي توسعه و لزوم اجرايي وزارتخانه ها و سازمانها و نهادهاي فرهنگي و آموزش ضروري مي باشد و در ضمن تعيين اهداف کمي و کيفي براي جذب نيروي متخصص زن و رفع تبيعضيات شغلي براي زنان تحصيل کرده و بهره برداري بهينه از استعدادها و توانايي هاي زنان بايد از جمله برنامه هاي مورد بحث باشد.
در محيط کار بايد گفت که عواملي که در رضايت شغلي و کاهش تنش هاي محيط کار موثر مي باشند، شامل سياست ها، خطي مشي سازمان – مديريت صحيح، کنترل و نظارت و قدرداني، تعويض اختيار و غني سازي شغلي مي باشند.
سياست و اداره موسسه، مهمترين عامل تعيين کننده احساسات به درباره يک شغل است و سرپرستي فني ارتباطات کاري مردم با سرپرستان ايشان، عاملي است که به کاهش رضايت شغلي منجر مي شود. سياست ها در اداره به موسسه به نارضايتي شغلي منتهي مي شود. کار به شيوه اي بنا مي شود که انگيزش دروني را تحريک کندو چون از اين راه انگيزش افزايش مي يابد و در نتيجه کارکرد نيز بهبود يافته و شغل مولدتر مي شود و کارکنان بهتر کار مي کنند و خشنودي شغلي بيشتري دارند و به خود شکوفايي بيشتري دست مي يابند. پربارسازي شغل، يک شيوه مديريت براي تغيير است و بر خود کار نيز تمرکز بيشتري دارد.(توسلي،غلامعباس،جامعه شناسي کار و شغل،صفحه 41)
تعلق کارخانه به زن به ويژه تربيت فرزندان، حتي وقتي که زنان در بيرون از خانه کار مي کنند، چيزي است که در کشورهاي صنعتي هم ديده مي شود. مردان از زمانيکه وارد بازار کار مي شوند، معمولا تا هنگام بازنشستگي در نيروي کار باقي مي مانند، در صورتي که زنان مشارکتشان ناپيسوته و قطعه قطعه است. آنها بارها در طول زندگي شان وارد بازار کار شده اند و الگوي مشارکتشان تحت تاثير تغييرات زندگي شان مانند وضعيت تاهل، تعداد بچه و غيره قرار گرفته است. زنان در بازار کار در موارد زير با نابرابري مواجه هستند:
– معيارهاي استخدامي نابرابر
– دستمزد نابرابري براي كارهاي يكسان
– تمركز در تعداد محدودي از شغل‌ها
– شانس بيشتر براي بيكاري
– فرصت‌هاي نابرابري آموزش حرفه‌اي و بازآموزي
– دسترس نابرابر به منابع توليدي
– مشاركت نابرابر در تصميم گيري
و از همة اين موارد مهمتر، امكان نابرابر در ارتقاء شغلي مي‌يابد كه تفاوت‌هاي ميان زنان و مردان و آنچه كه مديريت منابع انساني بر شناخت آن تاييد مي‌ورزد، مي‌تواند روشنگر اين باشد كه چرا زنان به پايگاههاي مديريتي دست نمي‌يابند. (كبيري، قاسم، مباني رفتار سازماني، صفحه 33)
مسئولين فكر مي‌كنند براي ارتقاء جايگاه زنان، كلمات زيبا كافي است، اما متوجه نيستند كه مردان براي عملي ساختن اين كلمات بايد مسئوليت زيادي را بر عهده گيرند. مردان افراد با قدرتي هستند كه مي‌توانند مجريان آينده را منصوب كنند و ولي تاكنون تمايل مردان در انتخاب زنان به پست‌هاي اجرايي از حد حرف تجاوز نكرده است.
حضور فعال زنان در بازار كار، تا حدي به ارگانيزم بدني و روحي آنها لطمه وارد مي‌سازد. تعارض نقش‌هاي سنتي و مدرن زنان شاغل، باعث خستگي زياد، استرس مداوم و نهايتاً افسردگي آنها مي‌شود. در اين ميان شوهران كه به ديد فرهنگي – سنتي به نقش زن و همسر خويش مي‌نگرند، بيشتر احساس نارضايتي مي‌كنند. با آنكه شبانه‌روز براي همه انسانها 24 ساعت است، اما اين زنان بايد دقت لازم و كافي براي همة كارها را داشته باشند، در حالي كه عملاً اين كار غير ممكن است و بعد مسافت و دوري از راه خانه تا محل كار نيز مقداري از وقت زنهاي شاغل را مي‌گيرد. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان در ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 5)
به طور كلي مي‌توان گفت كه:
اين مشكلات تا زماني كه مردها برنامه‌ريز و سياستگذار در همة سطوح جامعه هستند، وجود خواهند داشت. زيرا تا به طور محسوس و واقعي لمس نشوند، راهكارهايي هم كه ثمربخش باشد، ارائه نخواهد شد.
اهميّت پژوهش:
اركان نوع انسان همانند بسياري از پديدارهاي غربي دو تايي است. زن و مرد هر يك از اين دو به تنهايي و به طور مستقل آفريده شده و توان و بضاعت ادامة حيات خويش را نيز به طور مستقل دارا هستند. ليكن در عين استقلال، براي نيل به كمال، هيچ يك از ديگري مستغني نيستند و هر دو به هم وابسته‌اند. اين وابستگي نيز متقابل است و ميزان تقابل وابستگي در اين دو ركن موزون و متعادل مي‌باشند و نياز هيچ يك به ديگري، كمتر و يا بيشتر از ديگري نيست. اما متاسفانه اين اصل بديهي، در بلنداي تاريخ به گونه‌اي نابرابر تعبير شده است و ثقل اين وابستگي گرديده است، حال آنكه منحني اين وابستگي از نوع متقارن است و ثقلش در ميان.
يكي از دلايلي كه كشورهاي صنعتي و فراصنعتي به لحاظ علمي و دانش فني از ساير كشوها قوي تر هستند، اين است كه از تمامي عواملي كه در توسعه دخيل هستند، از جمله عامل نيروي انساني به خوبي بهره مي‌گيرند. ما نيز در مسير توسعه چاره‌اي جز ايجاد ساختارهاي مناسب جهت تقويت نيروي انساني ماهر نداريم. نيروهايي كه بتوانند با اتكاء به دانش، مهارت و استفاده از فن آوري مناسب، هر چه سريعتر شكاف بين توسعه و توسعه نيافتگي را پر نمايند و در چنين شرايطي كنار گذاردن زنان كه نيمي از پيكره جامعه را تشكيل مي‌دهند حاصلي جز عقب‌ماندگي ندارد. اگر كشوري تا 10 سال آينده خود را به توسعه يافتگي نرساند، فرصت را براي هميشه از دست خواهد داد. در واقع مي‌توان با برنامه ريزي استراتژيك در مورد نقش زنان در توسعه و ترسيم خطوط آن، اين اعتقاد را بارور سازيم كه از اين نيروي عظيم جامعه در آينده‌اي نه چندان دور بتوان بهره كافي برد. براي دست يابي به اهداف توسعه بايد نيازها، امكانات و محدوديت‌ها را شناخت و با نگاه آينده ساز براي تغيير وضع موجود چاره‌اي انديشيد و بستر مناسب براي رشد خلاقيت و ابتكار را در زنان ايجاد نمود. بايد ارزش نقش زنان را در دو بعد خانواده و اجتماع بشناسيم و در راستاي برنامه‌هاي توسعة زنان را در جايگاه و منزلت واقعي‌شان قرار دهيم و هرگز فراموش نكنيم، فرمايش گوهربار پير روشن دوران خود را كه فرمود، مرد از دامن زن به معراج مي‌رود و اين درختي بود كه در نهضت عظيم اسلامي‌مان به ميوه نشست و در دوران سازندگي بايد تناورتر و متعهدانه‌تر سر بر آستان جانان سايد. (كبيري، قاسم، مباني رفتار سازماني، صفحه 39)
بررسي انجام شده گوياي مشكلاتي به شرح ذيل در خصوص زنان شاغل است، از جمله اين مشكلات عبارتند از:
1- تفاوت در پرداخت دستمزد بين زنان و مردان در شرايط مساوي كار.
2- نبودن تنوع شغلي براي زنان و محدوديت‌هاي فرهنگي در مورد اشغال.
3- وجود قوانيني مغاير با روحيه زنان.
4- ايجاد موانعي براي ارتقاء شغلي زنان.
5- نبودن خط‌مشي جدي در مورد احقاق حقوق زنان.
اينها از مشكلات محسوس اشتغال زنان هستند كه بديهي است كه اين مشكلات در مورد زنان شاغل همه عرصه‌هاي شغلي نيز صدق مي‌كند. لذا اهميت بررسي اين مشكلات و احيانا راهكارهايي براي بهبود وضعيت اشتغال زنان لازم مي‌شود چرا كه بهينه سازي محيط كار، راندمان كار را بالا مي‌برد و به طبع سطح آموزشي و فرهنگي نيز بالاتر خواهد رفت. ان شاءا…(دان بلانت، مارك جكسون، اقتصاد كار و نيروي انساني، صفحه 51)
اهــداف
الف- اهداف اصلي پژوهش:
شناخت مسائل و مشكلات زنان شاغل
ب- اهداف فرعي پژوهش:
1- تعيين سوابق خدمت زنان شاغل و رابطة آن با مسائل زنان شاغل.
2- تعيين ساعات اضافه كار و رابطه آن با مسائل زنان شاغل.
3- تعيين تأثير شغل همسر و تحصيلات او بر مسائل زنان شاغل.
4- تعيين تأثير تعداد فرزندان بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
5- تعيين تأثير روابط با همسر بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
6- تعيين تأثير رابطه با سرپرست در محيط كار بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
7- تعيين تأثير رابطه با سرپرست در محيط كار بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
8- تعيين تأثير فشار رواني در محيط كار بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
9- تعيين تأثير دوره تخصصي قبل از احراز سمت بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
10- تعيين تأثير درآمد ماهانه بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
پ- اهداف كاربردي
شناخت راهكارهايي براي بهبود وضعيت زنان شاغل و بهينه سازي محيط كار.
فرضيات:
1- بين سابقة‌ خدمت و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد.
2- بين سمت و ميزان همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد.
3- بين ميزان تحصيلات و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد.
4- بين وضعيت تأهل و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد.
5- بين وضعيت تأهل و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد.
6- بين ميزان درآمد ماهانه و همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد.
7- بين تعداد فرزندان و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد.
8- بين شغل همسر، تفاهم و همكاري و همفكري با همسر و سمت رابطه وجود دارد.
سؤالات پژوهش:
1- آيا بين سابقه خدمت و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد؟
2- آيا بين سمت و ميزان همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد؟
3- آيا بين ميزان تحصيلات و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد؟
4- آيا بين وضعيت تأهل و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد؟
5- آيا بين وضعيت تأهل و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد؟
6- آيا بين ميزان درآمد ماهانه و همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد؟
7- آيا بين تعداد فرزندان و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد؟
8- آيا بين شغل همسر، تفاهم و همكاري و همفكري با همسر و سمت رابطه وجود دارد؟
تعريف واژه‌ها:
Duty: تكليف، وظيفه – شامل قسمت عمده‌اي از اجراي كار به وسيله يك شخص بوده است و ممكن است شامل تعدادي وظيفه (Task) باشد. (مانند: اداره و هدايت مصاحبه‌ها/پاسخگويي به متقاضيان و …)
Job: شغل – گروهي از پست‌هايي كه از نظر اهميت وظيفة (Duty) يكسان و يا حداقل مشابه باشند را در برمي‌گيرد.
Occupation: حرفه‌ها به گروهي از مشاغل اطلاق مي‌شود كه از نظر شرايط تجربي آموزشي، نوع مهارت و دانستني‌ها و توانايي لازم را براي كاركنان، يكسان باشد. ليكن رشته شغلي (حرفه) شامل تمام محدودة كار بدون توجه به درجه يا سطح را شامل مي‌شود. (فرهنگ لغت آريانپور “انگليسي به فارسي”))
معني شغل در لغت:
شغل در لغت به معني كار و بي فرصتي، در كار داشتن كسي، مشغول كار كردن، به كار واداشتن، كاري كه شخص در زندگي براي خود انتخاب كرده است و نيز به معني كسب و كار، حرفه و پيشه، صنعت، كارگيري كار و بار، منصب و خدمات آمده است. (فرهنگ لغت دهخدا، معين، نفيسي، عميد)
معني شغل در آيات و روايات:
قاموس قرآن شغل بر وزن علق و قفل، هر دو را به معني مشغوليت آورده است و شغل به معناي كاري است كه آدمي را به خود مشغول سازد و از كارهاي ديگر باز دارد. (فرهنگ غياث اللغات)
حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:
“اگر تن دادن به شغل مايه رنج است، بيكاري دائم باعث فساد است. پس به طور كلي شغل عبارت است از مجموعة اعمال و فعاليت‌هايي كه هر فرد در زندگي به منظور تامين يك رشته اهداف مادي و معنوي به طور مداوم در پيش مي‌گيرد كه اين تعريف در مشاغل دولتي هم صادق است، چرا كه شغل دولتي مجموعة اعمال و رفتاري است كه از طرف دولت به عهدة شاغل واگذار مي‌گردد.” (نهج البلاغه، صفحه 11)
مسائل و مشكلات زنان شاغل
الف-مشكلات اقتصادي
1- حقوق و مزايا: منظور دستمزدي است كه فرد پس از طي دوره كار خود دريافت دارد و مزايا نيز شامل اضافه حقوق اضافه كار است.
2- كافي بودن حقوق براي يك زندگي ساده: منظور اين است كه با توجه به شرايطي كه از لحاظ اقتصادي بر جامعه حاكم است آيا دخل و خرج منطبق است و كمبودي پيش نمي‌آيد. مثلاً با وجود كراية خانه و تورم شديد اقتصادي، براي ساير خرج‌هاي زندگي مشكلي پيش مي‌آيد يا خير و اگر جواب منفي باشد يعني اين حقوق و دستمزد كفاف يك زندگي ساده را مي‌دهد. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 93)
ب- مشكلات اجتماعي
1- سرپرستي در محيط كار: منظور رفتار كارفرما و سرپرست در محيط كار است كه آيا ايجاد فشار رواني را مي‌كند و يا با درك كارمندان خود سعي در بهبود محيط كاري آنها دارد.
2- فشار رواني: لغتي است عام به هر نوع محرك داخلي و خارجي كه انسان را به انجام دادن و يا انجام ندادن كار وسوسه مي‌كند،‌ اطلاق مي‌شود. براي بسياري از افراد فشار رواني به مفهوم ايجاد احساس‌هاي منفي، تنش، اضطراب، عصبي بودن و ناراحتي است.
3- ارتباط با همكاران: در اين تحقيق‌، اين متغير در سه مقوله سرد، معمولي و صميمي تقسيم‌بندي شده است. منظور از ارتباط سرد،‌ ارتباطي بي‌روح است كه حتي مي‌توان آن را به حالت بي‌تفاوتي و در عين حال خصم گونه نيز تعبير كرد. ارتباط معمولي مانند تمام ارتباطات روزانة ما است كه فقط در حد حفظ يك رابطه است و هدفي جست و جو نمي‌شود و اما ارتباط صميمي، ارتباطي است كه به ارتباط دوستانه نيز تعبير مي‌شود و داراي هدف است و به نوعي يك امنيت عاطفي در محيط كار ايجاد مي‌كند. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 101)
پ- مشكلات خانوادگي
1- رابطه با همسر: در اين تحقيق اين متغير نيز همانند رابطه با همكاران در سه مقولة سرد، معمولي و صميمي قابل بررسي است. رابطه سرد يك زندگي بي روح است كه زن و شوهر از هم تبعيت نمي‌كنند و هر كدام ساز جداگانه‌اي را مي‌زنند. طبيعي است كه هيچ نوع رابطه دوستانه‌اي مد نظر نيست. رابطه معمولي، رابطه‌اي است كه فقط در حد گذراندن زندگي است و معمولاً تبعيت وجود دارد و اما رابطه دوستانه و صميمي برقرار نيست و زن و شوهر به طور مطلق همديگر را تاييد نمي‌كنند. در صورتيكه در رابطه صميمي تمام اين مسائل ديده مي‌شود. يعني يك روال منطقي و دوستانه بين زن و شوهر برقرار است و در كل زن و شوهر مكمل همديگر هستند و مشكلاتشان را با همفكريي يكديگر حل مي‌كنند.
2- تعداد فرزندان: در اين تحقيق تعداد فرزندان به دو دستة (2-1) و (3 و بالاتر) تقسيم شده است. علت در نظر گرفتن تعداد فرزندان، در اين تحقيق، مسئله تربيت آنها است كه طبيعي است كه اگر تعداد بچه‌ها زياد باشد، زنان شاغل نمي‌توانند به امر تربيت بچه‌ها برسند و اين نيز به عنوان مشكلي مدنظر قرار مي‌گيرد.
3- مشكلات مربوط به معاشرت: در اين تحقيق ميزان معاشرت با اقوام در سه درجة زياد، كم و متوسط بررسي شده است. طبيعي است كه اگر ساعات كاري زنان شاغل زياد باشد و يا به طور كلي خستگي محيط كار و خانه بر آنها غالب شود. آنها فرصت معاشرت زياد را نخواهند داشت. حتي با اقوام بسيار نزديك، اين دوري و عدم معاشرت مشكلات عاطفي را پيش مي‌آورد. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 111)
راهكارهايي براي بهبود وضعيت اشتغال زنان شاغل
منظور از راهكار، ارائه راه حل‌ها و شيوه‌هايي است كه باعث بهينه سازي محيط كار، شرايط كار براي زنان شاغل مي‌شود. از جمله:
1- جداسازي عامل جنسيت از مشاغل.
2- از بين بردن تبعيضات حقوقي و قانوني.
3- تعيين موقعيت اقتصادي زنان با توجه به بهره‌وري و كارايي آنها.
4- توجه به آفرينش افكار نو و بالندگي زنان شاغل.
5- ايجاد اعتماد به نفس در زنان براي دستيابي به مشاغل حساس و پيچيده.
6- ارزيابي عملكرد زنان بدون تبعيض انتقال دانش.
7- مهارت و ويژگي‌هاي مديران موفق زن با ساير زنان.
8-تامين امنيت شغلي و غيره.
موارد بالا، همگي سعي در پيشرفت و توسعة اشتغال زنان دارند. (جزين، نسرين، مديريت منابع انساني، صفحه 75)
فصل دوم
فعاليت و اشتغال در ايران
تحول فعاليت هاي اقتصادي زنان در ايران
تحول نقش اجتماعي زنان در جريان نوسازي ايران
تغييرات نقش زنان در طي سالهاي مدرنيزاسيون
آثار و نتايج اشتغال زنان
خطوط اصلي بررسي، تنوع و گوناگوني مسائل
انگيزه ها و عوامل اشتغال زنان
بينش ها و مباني نظري رضايت از کار
کيفيت زندگي شغلي و رضايت از کار
ابعاد كيفيت زندگي شغلي
ساخت جنسي و اشتغال
اهميت موضوع
هدف و فرضيه‌ها و قلمرو پژوهش
فعاليت و اشتغال در ايران:
جمعيت فعال بخش عمده و اصلي نيروي كار را در هر جامعه تشكيل مي‌دهد. در گذشته كل افراد يك جامعه به جز معلولين و كودكان (معمولاً زير 5 سال) نيروي انساني (بالقوه و بالفعل) آن جامعه محسوب مي‌شدند. اين قاعده هنوز هم در بيشتر كشورهاي جهان سوم پابرجا است. اما در عصر جديد در كشورهاي پيشرفتة صنعتي نيروي انساني جامعه تنها گروههاي سني 15-64 سال را شامل مي‌شود. زيرا از لحاظ قانوني كار كودكان و نوجوانان زير 15 سال منع شده است و افراد بالاي 65 سال (و در بعضي از كشورها بالاي 60 سال) نيز الزاماً بازنشسته مي‌شوند.
هرم سني جمعيت ايران منعكس كنندة جواني جمعيت و رشد بالاي آن است. رشد زياد جمعيت ايران، ناشي از افزايش مواليد و كاهش مرگ و مير است. اين دو عامل موجب شده است كه پايين هرم سني گسترش بيشتري پيدا كند و جمعيت سنين پايين به تدريج پايين به بالا، سالانه تعداد بيشتري از جامعة آماده به كار به بازار عرضه مي‌شود. در برنامه‌ريزي‌هايي نيروي انساني و همچنين برنامه ريزي‌هاي اقتصادي، برآورد و پيش‌بيني سني ميزان عرضة نيروي كار بسيار مهم است. زيرا بر حجم سرمايه گذاري‌ها اثر مي‌گذارد. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 87)
در مورد زنان هر چند آمارها به درستي بازگو كنندة وضعيت اشتغال و بيكاري آنان نيست، اما بر حسب اطلاعات سرشماري به خوبي مي‌توان فهميد كه درصد ناچيزي از زنان در امور اقتصادي خارج از خانه فعاليت مي‌كنند. براي مثال در سال 1365، تنها 4/5 درصد زنان ايران فعال بوده‌اند و از هر 100 نفر جمعيت فعال، 8/89 درصد نفر مرد و تنها 2/10 درصد نفر زن بوده‌اند. و همچنين از كل جمعيت زنان فعال، 75 درصد شاغل و 25 درصد بيكار و يادر جست و جوي كار بوده‌اند. به جز آداب و رسوم اجتماعي و معتقدات ويژگي‌هاي فرهنگي جامعه، زنان همين كه در شغل خود زايد تشخيص داده شوند، آمادگي دارند كه بدون هيچگونه اعتراض و يا مشكل سياسي و يا اجتماعي از صحنة كار خارج شوند و به خانوادة خود باز گردند. در بسياري از موارد حتي نيازي نيست كه زن زايد تشخيص داده شود تا كار را ترك كند. زيرا زنان غالبا به عناوين مختلف مانند دوران بارداري و يا وضع حمل بدون جانشين كار خود را ترك مي‌كنند و به اين سادگي كار خود را كه ممكن است روزها و يا ماهها و يا حتي سالها براي به دست آوردن آن زحمت كشيده بوده است،‌ از دست دهد.
بنابراين، نيروي كار زنان همواره ممكن است بدون هيچگونه هزينة اضافي، از دور خارج شود. تنها هنوز به عنوان بيكار و يا متقاضي كار در دفاتر اشتغال و كاريابي ثبت نام نمي‌كنند. (دان بلانت، مارك جكسون، اقتصاد كار و نيروي انساني.‌ صفحه 81)
عده‌اي كه اگر زنها مانند مردان در جست و جوي كار،‌ در دفاتر اشتغال ثبت نام نمي‌كنند، حداقل به اندازه 3/1 بر تعداد بيكاران زن افزوده مي‌شد، در نبود شغل بسياري از زنان ترجيح مي‌دهند كه در خانه بمانند. بدين سان هرگز عدد واقعي زنان بيكار و عدم اشتغال آنها مشخص نمي‌شود. از سوي ديگر بيشتر زنها كارهاي نيمه وقت را ترجيح مي‌دهند و اين در مورد زنان متاهل و پرفرزند، بيشتر صادق است. در مناطق روستايي تعداد زيادي از زنان به طور پاره وقت به كارهاي كشاورزي، دامداري و صنايع دستي مي‌پردازند، بدون اينكه شاغل به حساب آيند.
به طور كلي آمار و ارقام در مورد ميزان بيكاري زنان به هيچ وجه دقيق نيست و رقم واقعي اشتغال و بيكاري آنها را مشخص نمي‌كند. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان از ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 32)
تحول فعاليت‌هاي اقتصادي زنان در ايران
رابطه وضعيت تاهل به ميزان فعاليت‌هاي اقتصادي زنان:
وضعيت تأهل از عوامل موثر در كميت و كيفيت نيروي كار زنان است.
جمعيت زنان را مي‌توان بر حسب وضع تاهل به سه گروه تقسيم كرد:
1- زناني كه ازدواج نكرده‌اند.
2- زناني كه در اثر فوت همسر و يا طلاق بيوه شده‌اند.
3- زناني كه داراي همسر هستند.
به طور كلي ميزان فعاليت در جمعيت زنان گروه اول به حداكثر خود مي‌رسد. بر اساس واژه‌هاي سرشماري سال 1345، در حدود 2/17 درصد از زنان ازدواج نكرده و از لحاظ اقتصادي فعال بوده‌اند.
ميزان فعاليت اقتصادي زنان بيوه در مرتبه دوم قرار دارد. ميزان فعاليت اين گروه در سال 1345 برابر 56/12 درصد بوده است. ميزان فعاليت زناني كه داراي همسر هستند، از هر دو گروه ديگر كمتر است از ميزان 48/10 درصد تجاوز نمي‌كند.
ميانگين سني زنان فعال در شهرها بيشتر از مناطق روستايي است. سن متوسط زنان فعال شهرنشين 5/36 و ميانگين سني زنان فعال روستايي 28 است. اين امر بيشتر ناشي از اين است كه عمر متوسط در شهرها بالاتر و توانايي فعاليت تا سنين بالاتر، بيشتر از روستاها است. در مقياس كشوري نيروي كار زنان از نيروي كار مردان جوانتر است. سن متوسط مردان فعال 8/34 است. يعني در حدود 6 سال از سن متوسط زنان فعال بيشتر است. (ساروخاني.‌ باقر، جامعه شناسي خانواده، صفحه 67)
محدوديت فعاليت زنان و مشاركت آنان در فعاليت‌هاي اقتصادي يكي از عوامل اساسي اختلاف فعاليت بين كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي پيشرفته صنعتي است. ميزان فعاليت زنان در امور اقتصادي از يك سو به سن، وضع تاهل، درجه تحصيلات و از سوي ديگر به امكانات اشتغال كشور بستگي دارد. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان از ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 21)
تحول نقش اجتماعي زنان در جريان نوسازي ايران
از انقلاب مشروطيت (1324 ش. ق) تا امروز در روند توسعه و نوسازي ايران، شاهد فراز و نشيبهاي گوناگون با محتواها و اهداف مختلفي هستيم كه از غرب گرايي افراطي آغاز و سپس به تلاش براي بازگشت به خويشتن و نهايتاً به انقلاب اسلامي منجر گرديد. در اين مسير يك طرفه، ميزان مشاركت زنان در فعاليت‌هاي اجتماعي و نيز تحول حقوق زن در جامعه، خود نمودار و معياري براي ارزشيابي ميزان انطباق اهداف و روشهاي مراحل توسعه در ايران با حقايق و واقعيت‌هاي فرهنگي، مذهبي و اجتماعي است. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان از ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 83)
مسئله انتخاب يك الگو و يا به دست آوردن يك مدل توسعه و مدرنيزاسيون براي كشورهاي به اصطلاح در حال توسعه، بحثي قديمي و دراز مدت است. به علت عقب‌ماندگي اين جوامع از قافلة پيشرفت و ناهمگون بودن شرايط فرهنگي، تاريخي و نيازهاي عيني جامعه با آنچه كه در جوامع پيشرفته در زمان گذشته موتور محرك تحول و توسعه شده‌اند و نيز به دليل اينكه امروزه ميزان پيشرفت و تناسب، نزديك شدن به شرايط جامعه‌اي با مشخصاتي ديگر مي‌باشد، پيشرفت در جوامع در حال توسعه، ابهام وسيعي به وجود آمده است. از طرفي، نمونه‌هاي پيشرفت، تاريخي شدن مراحل خيز اقتصادي (Demarage) و مراحل پس از آن،‌ تا رسيدن به حد كنوني، تحليل‌هاي عميق علمي – تاريخي، از واقعيت خود به دست داده‌اند و فرمول بندي‌هاي دقيق، چگونگي روند مدرنيزاسيون در اين جوامع را مشخص مي‌كنند و چون توفيق به دست آورده‌اند، خواه ناخواه به عنوان سرمش‌هاي توسعه مد نظر قرار مي‌گيرند.
و اما از طرف ديگر، تفاوت زمينه‌هاي تاريخي – فرهنگي و تغيير وضع كلي جهان، روابط بين‌المللي و موقعيت جهاني متفاوت كشورهاي در حال توسعه به نسبت زمان تاريخي شروع تحول در كشورهاي پيشرفته،‌ باعث مي‌شود كه قانون تاريخي عوامل تغييرات اجتماعي در جوامع در حال پيشرفت مصداق يابد. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان از ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 97)
اقتصاددانان يكي از مشخصات توسعه يافتن يا نوسازي يك جامعه را در تحول نقش زن و افزايش مشاركت زنان در فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي مي‌دانند. اين امر، در جريان نوسازي كشورهاي توسعه يافته با نياز جامعة در حال پيشرفت به مشاركت زنان و مبارزة زنان براي آگاهي يافتن زن از حقوق خود و تحقق آنها و نيز به ويژه با استقلال اقتصادي و مالي زن، به تدريج و البته همواره تا تأخيري نسبت به ديگر جنبه‌هاي پيشرفت، تحقق يافت. (دان بلانت، مارك جكسون، اقتصاد كار و نيروي انساني. صفحه 48)
در ايران كه سنت‌ها تمام فلسفه و مباني مردسالاري را فراهم آورده بودند و تفسيرهاي مردانه از مذهب و ادبيات و حتي ضرب‌المثلها، پشتوانة كافي براي راندن زن به زير نفوذ همه جانبة مرد را فراهم ساخته بود، اين بعد از توسعه – يعني حقوق براي زنان را – به كلي به فراموشي سپرده شده بود. اين فراموشي، نه فقط در ذهن مردان جامعه كه حتي در وجود خود زنان نيز به شدت رسوخ يافته بود و فرهنگ مرد سالاري، قرنها فرهنگ حاكم بر جامعه بود. در تاريخ ايران، اگر هم اثري و خبري از نقش زنان در زندگي سياسي، ادبي و يا اجتماعي و اقتصادي نقل شده است، بيشتر خبر از جنبه‌هاي منفي دخالت در اين امور (مانند: فتنه انگيزي و دسايس درباري) را مي‌دهد، يا نقش او را به عنوان يك معشوقه در ادبيات يا اسير



قیمت: تومان


پاسخ دهید