چکيده :

در عصر حاضر که دوره پيشرفت فناوري به خصوص فناوري اطلاعاتي و ارتباطي است کمتر حرفه اي را مي بينيم که دستخوش تغيير و تحول قرار نگرفته باشد . توليد اطلاعات ، سازماندهي و اشاعه اطلاعات در سايه وجود رايانه و اينترنت شکل تازه اي به خود گرفته است به طوري که نمي توان از تأثير اين ابزار بر انسان چشم پوشيد و ابعاد مثبت آن را در بروز استعدادها و خلاقيت ها ناديده گرفت.
با توجه به تأثير بسيار زياد اين ابزار بر دانش آموزان و کم توجهي معلمين و مسؤولين به اين امر مهم ، مي بايست کارهاي تحقيقي و پژوهشي زيادي انجام گيرد تا همگان به اهميت اين تغيير و تحول پي ببرند .
بررسي آثار رايانه بر رشد خلاقيت دانش آموزان و معرفي شيوه هاي مؤثر و مفيد کاربرد آن در بروز خلاقيت تحقيقات گسترده اي را مي طلبد که با يک برنامه محدود امکان نتيجه گيري درست و دقيق محال مي نمايد و لازم است شاخص هاي گوناگوني مورد توجه قرار گيرند .
در اين پژوهش ابتدا به تعريف واژه خلاقيت از ديدگاه صاحبنظران پرداخته شده است . سپس عوامل مؤثر در بروز خلاقيت ، رايانه به عنوان ابزار آموزشي ، فوايد و اهميت استفاده
از رايانه ، علت عدم کاربرد چشمگير رايانه در آموزش و پرورش ، ضرورت توسعه فناوري اطلاعات و استفاده از اينترنت و مهمتر از همه روش هاي مؤثر کاربرد رايانه در بروز خلاقيت و . . . مورد بررسي قرارگرفته است .
بر مبناي موضوع پژوهش به ارائه و اجراي پرسشنامه اي کوتاه مبادرت ورزيده شده است .
در پايان توصيه ها ، موانع و مشکلات و شرايط اجرايي کاربرد رايانه در آموزش و پرورش مورد بررسي قرار گرفته است .
اميد است که در آينده اي بسيار نزديک به نقش اين ابزار مهم بيشتر از حال توجه گردد و تحقيقات گسترده اي توسط طالبان علم و پيشرفت انجام گيرد .
مقدمه :
بررسي اهداف آموزش و پرورش در سطح جهان و ايران ، به خصوص در طرح کليات نظام آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران 1 نشان مي دهد که هدف اساسي ، تربيت افرادي است که با اتکاء به نيروي اراده و تعقل خويش منطقي و خلاق بيانديشند و به جاي وابستگي و استفاده از دستاوردهاي اقتصادي و فرهنگي ديگران ، مولد دانش ، تکنولوژي و فرهنگ مناسب براي زندگي مستقل ، فعال و خلاق در ” عصر دانايي ” باشند .
اين موضوع اخيرا” توجه بسياري از انديشمندان و مسئولان کشورهاي مختلف و به ويژه ممالک در حال توسعه را به خود جلب کرده است به نحوي که تغيير نظام آموزش و پرورش از نظري صرف به نظري توأم با عمل (کاربردي) و پرورش افراد پويا و خلاق به جاي افراد ايستا مورد توجه خاصي قرار گرفته است . درضمن ، خلاقيت و نوآوري به عنوان يک شاخص در گزينش افراد در مشاغل مختلف و از جمله صنايع نيز مطرح گرديده است .
درباره مفهوم خلاقيت تعريف هاي متعدد و گاه متضادي ارائه شده است ولي در مورد تعريف زير يک اتفاق کلي مشاهده شده است .
” خلاقيت توانايي فرد براي توليد ايده ها ، نظريه ها ، بينش ها يا اشياء جديد و بديع و بازسازي مجدد درعلوم و ساير زمينه ها است که توسط متخصصان ، اصيل و از نظر علمي ، زيباشناسي ، تکنولوژي و اجتماعي با ارزش تلقي گردد .”
يکي از سؤالاتي که در چهار دهه گذشته ، ذهن بسياري از پژوهشگران و انديشمندان تعليم و تربيت را به خود مشغول کرده و تحقيقات بسياري را به وجود آورده اين است که ” آيا مي توان خلاقيت را پرورش داد ؟ ”
بررسي پيشينه هاي تحقيقات (مک کين ?968) و (مانسفيد و باس ?98?) و (کتل و بوچر ?968) نشان مي دهد که پيروان اصالت ذات ، خلاقيت را يک توانايي و صفت بالقوه تلقي مي کردند ولي حتي متفکران پيشرو (ترمن ?925) ، (کاکس ?926) و (گالتن ?869) نيز بر اين باور بودند که هر چند خلاقيت نيز مانند هوش بعد ارثي دارد ، باز هم عوامل محيطي مي توانند بر اين توانايي اثر بگذارند .
در رابطه با پرورش خلاقيت ، پژوهش ها (آلبيرخ ?987) ، (محمدي ?370) نشان داده اند که افراد خلاق به مراتب بيش از افراد غير خلاق ، توانايي پرورش خلاقيت را در ديگران دارند .2
وانگ 3 (?990 به نقل از ولف و همکاران ?987) در يک مطالعه نتيجه مي گيرد که در ميان 228 عاملي که بر يادگيري تأثير مي گذارد ، فراشناخت داراي تأثير بسيار مثبتي است . مطالعات نشان مي دهد که دانشجويان داراي فراشناخت بالا ، پيشرفت تحصيلي بيشتري داشته اند .4 سرعت فوق العاده تحول در همه ابعاد زندگي بشر به ويژه در حوزه توليد ، ارتباط و اطلاعات از يکسو و نزديک شدن و به هم پيوستن سرنوشت کشورها از سوي ديگر ، نوعي انگيزه اجتماعي پديد آورده است که مي توان آن را نوجوئي و نوآوري ناميد . اين انگيزه و ناخشنودي ها و ناخرسندي هاي همراه آن در بسياري از اجتماعات ، به خصوص کشورهاي در حال پيشرفت ، زمينه را براي اصلاحات و گاه انقلاب هاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي و ازجمله نوسازي نظام آموزش و پرورش فراهم کرده است و مردم اين اجتماعات درباره وضع خود و چگونگي تعليم و تربيت فرزندان خويش به چون و چرا مي پردازند .
آنها گاه چنان شيفته نو و نوآوري مي شوند که سنتهاي سنجيده برآمده از ميراث فرهنگي خود و امکانات و شرايط نوسازي و نوآوري را از ياد مي برند و در ميان کهنه و نو سردرگم مي مانند .
رايانه با قابليت هاي فراواني که دارد ، قادر است دانش آموزان را به سوي خودآموزي ، خود فعالي ، تعميق درک و فهم و پرورش استعداد و خلاقيت رهنمون سازد ، به علاوه امکان تداوم و خارج ساختن آموزش از حصار مدارس به ويژه هدايت آن به داخل منازل را ميسر مي سازد . اما به لحاظ برخي محدوديت ها از جمله عدم شناخت معلمان از کارآيي آموزشي رايانه ، بي توجهي نظام تعليم و تربيت کشور به اين مسئله و به هر دليل ديگري که تصور شود ، متأسفانه مدارس ما از اين ماشين ارزشمند به مثابه ابزاري آموزشي محروم اند . در اين پژوهش کوشيده ايم به برخي امتيازات آموزشي اين ماشين که براي توسعه آموزش ، يادگيري و خلاقيت بسيار مفيدند اشاره نماييم .
به اميد روزي که از رايانه به منزله يک ابزار آموزشي در چرخه فعاليت هاي آموزشي و پرورشي استفاده شود نه به عنوان وسيله اي تجملي و زينت بخش .
موضوع :
فناوري اطلاعات در برنامه هاي آموزشي و بررسي روش هاي مؤثر کاربرد رايانه در
ايجاد و رشد خلاقيت .
سؤال تحقيق :
مهمترين علت عدم استفاده از رايانه و اينترنت در نظام آموزشي چيست ؟
فرضيه هاي تحقيق :
1. عدم آگاهي معلمين و دانش آموزان از کارآيي آموزشي رايانه و نحوه استفاده از آن
2. عدم توجه کافي نظام آموزش و پرورش به اين امر
3. ترس از جايگزيني رايانه به جاي معلمين و کمرنگ شدن نقش آنها
4. عدم توانايي پرداخت هزينه هاي مربوط به آن
روش تحقيق :
بخشي از تحقيق به روش کتابخانه اي و بخش ديگر آن به روش پيمايشي
انجام شده است .
هدف تحقيق :
بررسي محدوديت هاي کاربرد صحيح رايانه و ارائه راهکارهاي مناسب
ضرورت و اهميت تحقيق :
ضرورت توسعه فن آوري اطلاعات و استفاده از اينترنت در آموزش و پرورش
رايانه ماشيني است که سرآمد فناوري عصر حاضر به شمار مي آيد . با توجه به پيچيدگي جهان امروز لازم است ما نيز فناوري خود را با پيشرفت هاي موجود هماهنگ کرده و آن را با نيازهاي جامعه متناسب سازيم .
نوکردن نخست بايد از جايي آغاز شود که به آموزش دانش ها و مهارت ها ي جديد و يادگيري عميق تر و سريعتر مي انجامد . پيشرفت سريع دانش بشري در قرن حاضر ، متنوع شدن نيازها ، تحولات سريع فن آوري به ويژه در زمينه ارتباطات ، تغييرات عمده اي را بر جهان گذاشته و خواهد گذاشت .
استفاده از رايانه در انجام امور مختلف يک سازمان ، ايجاد دولت الکترونيکي ، تجارت الکترونيکي ، ايجاد دانشگاه ها و مدارس مجازي همگي محصول گسترش اينترنت و به طورکلي فناوري اطلاعات 5 است. امروزه اصطلاح فناوري اطلاعات به طور وسيعي در سطح جهان منتشر شده است که آن را علم و مهارت درباره همه جنبه هاي به کارگيري رايانه ، ذخيره سازي داده ها و ارتباطات تعريف کرده اند . فناوري اطلاعات را مي توان بخش فني نظام اطلاعاتي دانست که شامل سخت افزار ، نرم افزار ، پايگاه هاي اطلاعاتي و شبکه هاي ارتباطي است .
شايد اينترنت بزرگترين عامل تغيير فناوري ، تغيير شکل بازرگاني ، رسانه ها ، سرگرمي ها و جامعه از راه هاي حيرت انگيز در طول تاريخ باشد اما تمامي اين قدرت در حال حاضر بستگي به دگرگوني درآموزش و پرورش دارد . اينترنت امکان تحقق اين هدف را که بتوانيم شرايط مناسب يادگيري را براي همه افراد کشور اعم از کودک ، نوجوان و بزرگسال ، زن و مرد فراهم سازيم به ما مي دهد .
واقعيت اين است که ميليون ها نفر در جهان هنوز نمي توانند به اينترنت دسترسي داشته باشند و نمي دانند که چگونه شبکه جهاني دانش را در اختيار گيرند . آنان نمي دانند که چگونه اطلاعات مورد نياز خود را به دست آورند ، چگونه از آن استفاده کنند ، چگونه آن را مبادله کنند و چگونه اين اطلاعات را براي خود محفوظ نگهدارند . اين افراد هم اکنون هم در معرض خطر هستند و براي رفع اين مشکل آموزشي بايد تدابيري اتخاذ شده و اقدام هايي انجام شود .
به کارگيري فناوري اطلاعات و اينترنت و استفاده از امکانات رسانه هاي صوتي ، تصويري و گرافيکي آن شرايط مناسبي را براي يادگيري و درک و فهم بيشتر تدريس معلمان فراهم مي سازد . در واقع اينترنت راه هاي متنوعي را پيش روي فراگيران و معلمان مي گذارد تا با تنوع بيشتري ياد گيرند و ياد دهند . استفاده از اينترنت باعث مشارکت و فعاليت افراد مي شود نه انفعال آنها و امکان تعامل و ارتباط فراگيران را ميسر مي سازد .
ارتقاء کيفيت آموزش از طريق شبکه و اينترنت يکي از انتظاراتي است که از فناوري اطلاعات مي رود . يک سؤال مهم اين است که آيا يادگيري از طريق رايانه و اينترنت به اندازه ساير شيوه هاي يادگيري اثر بخش است ؟
نتايج تحقيقات اخير در مورد اثر بخشي يادگيري از راه دور حاکي از آن است که اين شيوه مي تواند در يادگيري اثربخش باشد به شرط اين که بر کيفيت آن نظارت شود .
يکي ديگر از کارکردهاي اينترنت شناخت فرهنگ ملل ، شناخت تفاوت ها و تشابهات فرهنگي و دلايل اين تفاوت ها و تشابهات است .
افزايش انگيزه يادگيرندگان ، فعال کردن يادگيرندگان از طريق درگير کردن آنها با محتواي برنامه درسي و نيز کاهش هزينه هاي آموزشي در درازمدت از ديگر اثرات استفاده از فناوري اطلاعات در نظام آموزشي است .
براي در اختيار گذاردن اطلاعات مورد نياز آحاد مردم لازم است شرايط زير در نظر گرفته شود :
* دستيابي آزادانه شهروندان به اطلاعات عمومي
* ثبت و نگهداري دائمي اطلاعات عمومي
* امنيت کشور و شهروندان
بديهي است گسترش دستيابي همگان به اطلاعات و نيز فناوري اطلاعات مستلزم وجود قوانين شفاف دراين زمينه است . به اين منظور دولت مي تواند لايحه اي تنظيم کرده و به مجلس تقديم کند که شامل بندهاي زير باشد :
* تصريح اينکه برخورداري از فناوري اطلاعات و دسترسي آزادانه به اطلاعات حق همه افراد کشور صرفنظر از جنس ، سن ، مذهب و . . . است .
* امکان دسترسي بي قيد و شرط به اطلاعات و نيز فناوري اطلاعات براي همگان
* اولويت دادن به وزراتخانه هاي آموزش و پرورش و علوم ـ تحقيقات و فناوري در دستيابي هرچه سريع تر و ارزان تر به فناوري اطلاعات .6
مفاهيم کلي :
قاب : 7 در زبان آموزش برنامه اي به هر يک از مراحل يا گام ها قاب گويند .
هدف هر قاب اين است که به يادگيرنده فرصت دهد تا در شرايطي که يادگيري
و يادداري را آسان مي سازد پاسخي بدهد که تقريبي از هدف نهايي به حساب
مي آيد .8
برنامه آموزشي : وقتي مجموعه مطالبي به گونه اي آرايش مي يابد که به سادگي قابل
فراگيري باشد ، برنامه آموزشي ناميده مي شود .9
IT : 10 فناوري اطلاعات ، علم و مهارت درباره همه جنبه هاي به کارگيري رايانه ،
ذخيره سازي داده ها و ارتباطات .
ICT :11 فناوري اطلاعات و ارتباطات که باعث ايجاد شبکه عظيم با مقياس جهاني اينترنت
شده است . بنابراين عـلاوه بر افزايش و ارزش ويژگـي هاي مورد نظر شبـکه هاي
اجتماعي ، قابليت هاي ارتباطي جديدي مانند کنفرانس از راه دور يا فعـاليتهاي
توزيع شده را به وجـود آورده و دسترسـي آسـان تر و وسيع تر به اطـلاعـات را
امکان پذير ساخته است .12
خلاقيت : 13 توانايي آفرينش چيزي بديع و تازه
اينترنت : يکي از بزرگترين و وسيع ترين وسايل ارتباطي و رسانه اي در جهان است که با
آن مي توان به تمام اطلاعات در نقاط مختلف دست يافت .
نتايج پژوهش هاي مربوط به روش آموزش به کمک رايانه
پژوهش هاي انجام شده درباره اثر بخشي روش آموزش به کمک رايانه نشان داده اند که اگر برنامه هاي کامپيوتري درست تهيه گردند و بر اصول روانشناسي يادگيري استوار باشند به پيشرفت دانش آموزان کمک زيادي مي کنند . دمبو (?994) در بررسي پژوهش هاي انجام شده درباره اثر بخشي اين روش آموزشي ، اين گونه نتيجه گيري کرده است که آموزش به کمک رايانه وقتيکه به صورت مکمل آموزش کلاسي به کار مي رود بيشتر اثر بخش است تا زمانيکه به جاي آموزش کلاسي مورد استفاده قرار مي گيرد . در ضمن استفاده از اين روش آموزشي با دانش آموزان در سطح پيش از دانشگاه ( به ويژه در دبستان ) مؤثرتر از کاربرد آن با دانشجويان دانشگاه است .
ارمرود (?995) نيز با اشاره به يافته هاي پژوهشي مربوط به روش آموزش به کمک رايانه گفته است اين روش هم پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان را افزايش مي دهد و هم در آنان نگرش مثبت تري نسبت به فعاليت هاي آموزشگاهي ايجاد مي کند .
بايد توجه داشت که رسانه هاي آموزشي به خودي خود در افزايش يادگيري دانش آموزان و دانشجويان تأثيري ندارند و اگر پژوهش ها نشان مي دهند که آموزش به کمک رايانه يا ساير رسانه هاي آموزشي از آموزش با روش هاي سنتي اثر بخش تر بوده ، دليلش آن است که روش ها و اصول به کار رفته درآموزش به کمک رسانه ها ، روش ها و اصول بهتري بوده اند . در واقع استفاده از رسانه هاي آموزشي به قول گليزر و کولي (?973) بايد به صورتي انجام گيرد که آنچه را روانشناسان درباره يادگيري آموخته اند ، در اختيار مدارس قرار دهد .14
بايلر و اسنومن (?993) در رابطه با استفاده از رايانه در آموزش هشدار داده و گفته اند : آموزش موفقيت آميز به توانايي يک معلم زنده در ايجاد يک فضاي احساسي وابسته است ، يعني معلمي که ايجاد علاقه کند ، انتظار بيافريند هيجان برانگيزد ، کنش و واکنش هاي دانش آموزان را هدايت نمايد و ارتباط هاي کلامي و غيرکلامي آنان را درک کند . بنابراين به همان ميزاني که دانش آموزان وقت آموزشگاهي خود را در مقابل صفحات رايانه که از عهده چنين کارهايي برنمي آيد صرف مي کنند ، به همان نسبت يادگيري کمتر لذت بخش مي شود و معلمان کار آموزشي خود را کمتر ارضاء کننده مي يابند .
برنامه هاي آموزشي رايانه که براي آموزش خواندن در سال هاي اول ابتدايي طرح ريزي شده ، موفقيت چشمگيري داشته اند . کودکاني که آموزش رايانه اي دريافت کرده اند نسبت به گروه مشابهي که با روش هاي سنتي آموزش ديده اند ، در سطح معناداري بيشتر پيشرفت کرده اند .15
برخي از نتايج تحقيق بين المللي توسعه 16ICT در آموزش و پرورش
* يکي از عوامل مهم و اساسي موفقيت برنامه هاي توسعه ICT در آموزش و پرورش، مديريت و رهبري آگاه ، توانمند و با کيفيت است ؛ چه مديران مدارس در واقع رهبران هدايت کننده برنامه توسعه ICT در مدارس هستند و براي ايفاي اين نقش بايد از توانايي هاي لازم براي استفاده از شيوه هاي اثربخش مديريتي برخوردار باشند تا بتوانند براي حمايت از اهداف ، هماهنگي هاي لازم را بين عناصر مدرسه ايجاد کنند .
* بهبود فعاليت هاي مستمر مدارس با استفاده از برنامه هاي توسعه ICT ، برنامه هاي بلند مدت است . البته برنامه هاي کوتاه مدت نيز از اهميت به سزايي برخوردارند ؛ زيرا اين برنامه ها آگاهي و هوشياري برنامه ريزان را در زمينه انگيزه ها ، شور و جديت ايجاد شده در اثر کاربرد ICT افزايش مي دهند و نقش مديران در بهبود فرايند ياددهي ـ يادگيري مدارس را روشن مي کنند . همچنين برنامه هاي کوتاه مدت به دليل کمک به توسعه شبکه هاي ارتباطي و اطلاعاتي حائز اهميت اند .
* زماني که مسئله ICT در مدارس مطرح مي شود ، توسعه مهارت هاي معلمان در استفاده از IT 17 به مثابه يکي از عوامل مهم برنامه مورد توجه قرار مي گيرد ؛ درحاليکه کسب مهارت هاي کاربردي لزوما” به معناي ايجاد تفکر خلاق و منطقي يا آموزش و پرورش توسعه يافته نيست . مدارس موفق در زمينه ICT ، مدارسي هستند که فراتر از فناوري ، مسيري را تعيين و طراحي مي کنند که از آن طريق يادگيري بهبود مي يابد ، تفکر خلاق ايجاد مي شود ، مديران به دانش اثر بخش دسترسي مي يابند ، سواد اطلاعاتي ارتقاء مي يابد ، گروه هاي کاري تشکيل مي شود و خود ارزيابي و خود کنترلي جايگزين نظام ارزيابي سنتي مي شود .
* براي تغيير روش هاي سنتي و تکراري ، معلمان بايد از توانايي هاي لازم براي استفاده مؤثر ICT برخوردار باشند و با علاقه و انگيزه آن را پيگيري کنند . درواقع ، معلمان نياز دارند که براي بهبود فرايند ياددهي ـ يادگيري در کلاس درس ، تحقيق کنند ؛ از اين رو توانايي استفاده از فناوري هاي اطلاعاتي براي معلمان ضروري است .
* تشکيل گروه هاي کاري معلمان در رشته هاي تخصصي مشابه ، نقش بسيار مهمي در قبول تغيير و نبود مقاومت در برابر آن دارد . افراد در گروه ياد مي گيرند که چگونه با يکديگر همفکري کنند ، فعاليت گروهي انجام دهند و از يکديگر بياموزند. اين انعطاف پذيري زمينه يادگيري مطالب جديد و تغيير روش هاي سنتي را بهبود مي بخشد .
* هر مدرسه مي تواند مدل خاص خود را براي توسعه ICT در آن مدرسه ارائه دهد ؛ چه در اين صورت مدارس استقلال خود را حفظ مي کنند و ضمنا” نسبت به الگويي که طراحي و اجرا کرده اند پاسخگو هستند و با احساس مسئوليت بيشتري آن را دنبال مي کنند .
* نتايج تحقيق نشان داده است که در زمينه چگونگي استفاده معلم از ICT در کلاس درس و چگونگي کاربرد آن به وسيله دانش آموزان در فرايند يادگيري اطلاعات کمي در دسترس است.18
استراتژي آموزش الکترونيکي در کشورهاي اروپايي
?. بررسي دقيق و پشتيباني از طرح هاي اجرايي آموزش الکترونيکي
2. پشتيباني و حمايت از آموزش الکترونيکي
3. تدارک برگزاري نشست ها و يا سمينارهاي ساليانه اختصاصي براي بررسي عملکرد آموزش الکترونيکي در اتحاديه اروپا
4. آگاهي دادن و ارائه اطلاعات از طريق شبکه هاي رايانه اي
5. شرکت در طرح هاي بين المللي مربوط به استفاده صحيح و مؤثر از رويکرد ICT و آموزش الکترونيکي
6. طراحي روش هاي خاص ارزشيابي و گسترش نظارت 19
مفهوم خلاقيت از ديدگاه صاحبنظران
خلاقيت چيست و چه معنايي دارد ؟
پال توئيچل در تعريف خلاقيت چنين بيان نموده : ” خلاقيت رها کردن انرژي از طريق يک تصوير ، آئين ، مراسم ، موسيقي ، کوزه گري ، ادراک الهامي ، موعظه و هر نمود ديگري که عامل رها سازي اين انرژي گردد . ”
اين رها سازي انرژي در بعضي ها درخدمت به کل عالم و براي ديگران در آثار هنري ، ادبيات ، موسيقي و ساير بسترهاي مناسب خلاقيت به ظهور مي رسد .
پيتر بوم معتقد است : ” خلاقيت مهار کردن کل و تماميت است تا بتواند در برابر چشمان جريان يابد . ”
اوشو فيلسوف و عارف معاصر خلاقيت را بزرگترين عصيان د رعالم هستي مي داند و مي نويسد :
” اگر زندگي با اشتياق و خلاقيت تؤام نباشد بسيار ملالت بار و نوعي خودکشي تدريجي است . ”
هارولد کلمپ خلاقيت را چنين بيان کرده است : ” خلاقيت همان خصيصه اي است که ما را خداي گونه مي کند . ”
اجزاء تشکيل دهنده اصل خلاقيت
اولين جزء قلمرو مهارت ها است که به منزله مواد اوليه استعداد ، آموزش و تجربه در يک حوزه خاص مي باشد . قلمرو مهارت ها تا حدودي ذاتي است . افراد با درجات متفاوتي از استعداد راه بلندي را به سوي پيشرفت طي مي کنند . نکته اي را که بيشتر ما فراموش مي کنيم اين است که انسان قبل از آنکه بتواند در يک زمينه خلاق گردد بايد داراي مهارت باشد .
دومين جزء تفکر خلاق و مهارت هاي کاري است . برخي شيوه هاي کاري ، شيوه هاي فکري خاص و ويژگي هاي شخصيتي در افراد وجود دارد که آنها را قادر مي سازد قلمرو مهارت هاي خود را در عرصه هاي جديد به کار گيرند . بعضي از مهارت هاي فکري ذاتي مي باشند اما جنبه هاي ديگري از تفکر خلاق نيز وجود دارد مانند شيوه هاي کاري که مي توان آنها را به وسيله آموزش و تجربه افزايش داد .20
شيوه کاري خلاق داراي خصوصيات زير است :
ـ نوعي تعهد به درست انجام دادن کار
ـ توانايي متمرکز نمودن تلاش و توجه براي مدت طولاني
ـ توانايي رها کردن ايده هاي غيرخلاق و کنارگذاردن موقتي مسايل بسيار پيچيده
ـ پافشاري براي روبرو شدن با مشکل
ـ اشتياق و علاقه براي تلاش و سخت کوشي
ديدگاه گانيه نسبت آفرينندگي ( خلاقيت )
رابرت گانيه آفرينندگي را نوعي حل مسئله مي داند . با وجود شباهت زياد بين حل مسئله و آفرينندگي مي توان آنها را از اين لحاظ متفاوت دانست که حل مسئله فعاليتي عيني تر از آفرينندگي است و هدف مشخص تري دارد درحاليکه آفرينندگي بيشتر جنبه شخصي دارد و بيش از حل مسئله به شهود و تخيل وابسته است . در حل مسئله شخص با موقعيتي روبرو مي شود که بايد براي آن يک راه حل بيابد اما در آفرينندگي فرد هم موقعيت مسئله و هم راه حل آن را خود مي آفريند .
ويژگي مهم ديگر آفرينندگي ، تازگي نتايج تفکر آفريننده است . يعني راه حل هاي آفريننده راه هايي تازه هستند که ديگران قبلا” به آنها دست نيافته اند . بنابراين تأکيد آفرينندگي بر اثر يا بازده فکري تازه است . هسته اصلي تمام مفاهيم مربوط به آفرينندگي را مفهوم تازگي تشکيل مي دهد . آفرينندگي (خلاقيت) به راه هاي تازه ، اصيل ، مستقل و تخيلي انديشيدن درباره انجام کارها مي انجامد . 21
ديدگاه گيلفورد نسبت به آفرينندگي (خلاقيت)
گيلفورد دو مفهوم تفکر همگرا و تفکر واگرا را مطرح نمود که تفکر همگرا با هوش رابطه دارد اما تفکر واگرا ويژگي مهم آفرينندگي است . تفاوت آنها در اين است که در تفکر همگرا نتيجه تفکر از قبل معلوم است يعني هميشه يک جواب درست يا غلط وجود دارد اما در تفکر واگرا جواب قطعي وجود ندارد و تعداد زيادي جواب احتمالي ممکن است موجود باشد که از نظر منطقي هر يک از آنها درست است .
گيلفورد نخستين کسي بود که مبحث تفکر واگرا را در روانشناسي آفرينندگي مطرح کرد . در نظريه او تفکر واگرا ابتدا به وسيله سليس و روان بودن ، انعطاف پذيري و اصالت فکر مشخص مي شود . سليس و روان بودن به تعداد ايده هايي که ما در يک موقعيت مشخص ايجاد مي کنيم ، گفته مي شود . انعطاف پذيري به تعداد طبقات مختلف ايده ها گفته مي شود . اصالت فکر به تازه و نو بودن ايده ها اطلاق مي شود . متفکران خلاق از طريق ايجاد عقايد گوناگون ، بديع و تازه مشخص مي شوند .22
ديدگاه تورنس نسبت به آفرينندگي (خلاقيت)
يکي ديگر از دانشمنداني که در زمينه آفرينندگي نظريه پردازي کرده و پژوهش هاي زيادي انجام داده پاول تورنس است . او در جديدترين اظهار نظرش در مجله بازنگري روانشناسي پرورشي ، سه تعريف براي آفرييندگي ارائه داده است : ?. تعريف پژوهشي 2. تعريف هنري 3. تعريف وابسته به بقاء
در تعريف پژوهشي ، تفکر آفريننده عبارت است از فرآيند حس کردن مشکلات ، مسائل ، شکاف در اطلاعات ، عناصر گمشده ، چيزهاي ناجور ، حدس زدن و فرضيه سازي درباره اين نواقص و ارزيابي و آزمودن اين حدس ها و فرضيه ها ، تجديد نظر کردن و دوباره آزمودن آنها و بالاخره انتقال نتايج . آزمون تفکر آفريننده تورنس ، تفکر آفريننده را با تعدادي سؤال کلامي و تصويري مي سنجد .
رابطه خلاقيت ، هوش و پيشرفت تحصيلي
پژوهش هاي بسياري انجام شده که در آنها رابطه بين هوش و خلاقيت مورد بررسي قرار گرفته اند . نتايج اين پژوهش ها نشان داده اند که بين نمرات حاصل از آزمون هاي هوش و نمرات به دست آمده از وسايل سنجش خلاقيت همبستگي بالايي وجود ندارد . تورنس ميانه همبستگي هاي بين نمرات آزمون هاي هوش و آزمون هاي آفرينندگي را در ?87 پژوهش که به همين منظور انجام گرفته اند ، محاسبه کرده و ضريب همبستگي 20/0 + را که ضريبي نسبتا” پايين است ، گزارش کرده است .
گيج و برلاينر مي گويند ضرايب همبستگي پايين گزارش شده بين هوش و خلاقيت ، نظير ضريب فوق ممکن است به سبب تجانس زياد افراد مورد آزمايش کاهش يافته باشد يعني اينکه احتمالا” آزمودني هاي اين پژوهش ها از سطح هوشي بالايي برخوردار بوده اند .
لفرانسوا نيز همين عقيده را دارد و در توجيه اين مطلب مي گويد وقتي که ضريب همبستگي هوش و خلاقيت کساني که هوشبهر آنها ?20 به بالا است ، محاسبه مي شود ، بسيار پايين است اما زماني که نمرات هوش و خلاقيت همه دانش آموزان مورد استفاده قرار مي گيرند ، ضريب همبستگي بين هوش و خلاقيت بزرگتر است .
لفرانسوا مي گويد : ” چيزي که مشخص است اين است که آزمون هاي هوش به تنهايي راه خوبي براي شناسايي کودکان آفريننده نيستند ” .23
رابطه بين نمرات آزمون هاي پيشرفت تحصيلي و آزمون هاي آفرينندگي نيز خيلي چشمگير نيست . بنابراين از روي نمرات پيشرفت تحصيلي يا موفقيت هاي کلاسي دانش آموزان نيز نمي توان افراد خلاق يا افراد داراي تفکر واگرا را انتخاب نمود . تورنس گزارش کرد که بين قضاوت معلمان از تواناييهاي خلاق دانش آموزان خود و فعاليت هاي خلاقي که اين دانش آموزان پس از گذشت ?2 سال عملا” از خود نشان دادند هيچگونه رابطه معناداري ديده نشد . معني اين سخن آن است که معلمان نمي توانند دانش آموزان آفريننده خود را به خوبي تشخيص دهند .
رابطه خلاقيت و نبوغ با بيماري هاي رواني
رابطه خلاقيت و نبوغ بيماري هاي رواني حداقل دو هزار سال مورد بحث بوده است . ارسطو خلاقيت را با صرع ، ملانکولي و افسردگي منسوب مي دانست . وي نوشته است ” کسانيکه در زمينه فلسفه ، سياست ، شعر و هنر افراد برجسته شمرده شده اند ، همگي تمايل به افسردگي داشته اند ” .
رابرت برتون نيز در ” آناتومي ملانکولي ” رابطه جنون و خلاقيت را در قرن ?7 مورد توجه قرار داد . تا اواخر قرن ?9 جنون را به نبوغ نسبت مي دادند اما در اوائل قرن 20 هولاک اليس با چاپ کتابي در مورد نوابغ بريتانيا رابطه جنون و خلاقيت را مردود دانست .
به طور کلي مي توان گفت نه همه افراد خلاق دچار بيماري رواني مي گردند و نه هر بيمار رواني فردي خلاق و با استعداد است اما نگاهي به تعداد افراد صاحب خلاقيت هنري که دچار بيماري مانيک دپرسيو بوده اند اين تصور را به ذهن متبادر مي سازد که شايد رابطه اي بين خلاقيت و اختلالات خلقي وجود داشته باشد . 24
خلاقيت در سطح اجتماعي
تنظيم فهرستي از کارهايي که در سطح اجتماعي خلاقانه نام گرفته است دشوار نيست . کتاب ها مملو از دستاوردهاي خلاقانه يا آثار نويسندگان و شعراي معروف و يا دستاوردهاي علمي دانشمندان است . ممکن است در گزينش آثار خلاقانه اختلاف نظر وجود داشته باشد ولي بدون شک سالانه بخش زيادي از کشفيات علمي ، کارهاي جالب موسيقي ، آثار عالي ادبي جديد و آثار هنري ديدني ، از سوي جامعه به عنوان آثار خلاقانه برگزيده مي شود . براي پرورش توانايي خلاقيت در دانش آموزان ، ضروري است از عواملي که افراد خلاق را شخصيت هاي ويژه مي سازد ، آگاهي يابيم . بخش عمده اي از تحقيقات سال هاي گذشته دقيقا” بر اين موضوع متمرکز شده است .
هيز (?988) بيشتر عمر تحقيقاتي خود را به تحقيق درباره افراد فوق العاده خلاق پرداخت. او افرادي را که جامعه به عنوان افراد فوق العاده خلاق برگزيده است ، مشخص و در برابر افراد عادي قرار داده است . سه عامل از مجموعه عواملي که هيز به دست آورده است ، مرتبط به نظر مي رسند . اين سه عامل ، نقش دانش ، هوش و انگيزش در خلاقيت است.25
دانش
نقش دانش در خلاقيت چيست ؟
اغلب افراد با اين نظر موافقند که دانشمندان براي ارائه کار خلاقانه مي بايد وقت زيادي را صرف يادگيري جزئيات رشته خود کنند . بعضا” اين احساس وجود دارد که در ادبيات و هنر همين ميزان دانش و توانايي لازم نيست . بعضي معتقدند که موسيقي دانان ، هنرمندان و نويسندگان بسيار خلاق از چنان نبوغي برخوردارند که کار ايشان بدون هرگونه آمادگي قبلي خود به خود شکوفا مي شود .
دو تحقيق جديدي که در دانشگاه کارنگي ـ ملون انجام گرفته است ، ترديدي جدي در مورد اين ديدگاه به وجود آورده است .
در تحقيق اول ، هيز (?988) زندگي 76 آهنگساز را که اسامي آنها در کتاب زندگاني آهنگسازان بزرگ تأليف شوئنبرگ (?970) آمده بود ، تحليل کرد . هيز به اين نتيجه رسيد که بيش از 99 درصد آثار مشهور اين آهنگسازان زماني نوشته شده است که حداقل ده سال آهنگساز بوده اند . حتي کودکي مانند موتزارت که در سن 4 سالگي موسيقيدان بود ، تا سن ?2 سالگي يعني پس از گذشت 8 سال که به کار آهنگسازي و مطالعه موسيقي مشغول بود ، هنوز اثري که خلاقانه به شمار آيد نيافريده بود .
هيز در همين مقاله گزارش مي دهد که آثار قابل توجه ?3? تن از نقاشان بزرگ بيشتر زماني خلق گرديد که آنها حداقل مدت 6 سال هنر خود را تمرين کرده بودند .
در مطالعه دوم ، ويش بو (?988) زندگي 66 شاعر مشهور را تحليل کرد و به اين نتيجه رسيد که هيچکدام از آنها زودتر از 5 سال از شروع دوران شاعري خويش ، شعر قابل توجه اي نسروده اند . 55 تن از اين شاعران اثر قابل توجه اي را در ?0 سال اول زندگي هنري خود عرضه نکرده بودند .26
خلاقيت نيز با دانش پيوند مستقيم دارد . به بيان ساده ، نمي توان بدون ميزان مطلوبي از دانش ، معمار فيزيکدان ، نويسنده يا موسيقيدان خلاق شد . اين دانش ممکن است خود آموخته باشد و يا از طريق آموزش رسمي کسب شده باشد .
رايانه ، ماشين دلهره آور !
در برخي کشورهاي جهان به ويژه ممالک در حال توسعه ، هنوز مدارس درهاي خود را براي ورود رايانه به کلاس هاي درس نگشوده اند . اين درها بر اثر چيرگي برخي ديدگاه هاي بدبينانه نسبت به رايانه بسته مانده اند . بدترين آنها نگرش و تصوري است که براي بيشتر معلمان و آموزشگران ، واژه ” رايانه ” تداعي کننده ابزاري وحشتناک و دلهره آور است . معلمان ، مديران ، مشاوران تحصيلي و . . . در تصورات خود از دستگاه رايانه تصويري از يک ماشين بي رحم و ظالم ساخته اند . زيرا اين اعتقاد در آنها به وجود آمده است که رايانه ، ماشيني است که درصورت ورود به مدرسه به سرعت نقش آموزشي و تربيتي آنان را کم رنگ و زايل مي کند . و به تدريج جايگزين آنان در فعاليت هاي آموزشي خواهد شد . اين آموزشگران معتقدند چنانچه رايانه به محيط کلاس و مدرسه راه يابد ، چون جانشين آنان مي شود اقتدار فني ، آموزشي و شخصيتي آنها را تضعيف خواهد کرد . بنابراين ثبات و امنيت شغلي خود را نيز در خطر مي بينند . نهايت اينکه با اين طرز تلقي ، تا حد کارکناني که فقط مسؤول انضباط کلاس و مدرسه و نيز سرپرستي و مواظبت از کودکان هستند ، تنزل خواهند کرد .
در نگاه نخست وجود چنين ترس و وحشتي از رايانه بسيار دور از انتظار نيست . زيرا علاوه بر هر دليلي که تصور شود در فرآيند نوپذيري اين ماشين سرنوشتي مشابه ساير نوآوري هاي آموزشي خواهد داشت. کسانيکه با مسائل آموزش و پرورش ارتباطي هرچند
اندک دارند ، بر اين امر واقف هستند که هنوز هم گروهي ا زمعلمان در مقابل بهره گيري از فناوري آموزشي مقاومت نشان مي دهند . اين گروه از معلمان حتي براي اين مقاومت منفي خود استدلال هاي کاذب ، توجيه کننده و حتي گاه گول زننده اي دارند . اين درحالي است که متأسفانه به جاي آنکه آمادگي ذهني ، دانش ، مهارت و علائق خود را براي بهره گيري از نوآوري هاي آموزشي افزايش دهند ، بر سرسختي خود پافشاري مي کنند و بدبين و بي اعتنا مي مانند .
مقاومت در برابر استفاده از رايانه در فرآيند آموزش و يادگيري ، در واقع امري غيرمنصفانه است . کافي است هر معلم و آموزشگري آگاهي خود را به کار گيرد ، در اينصورت به سودمندي هاي اين رسانه آموزشي و نقش مؤثر آن در آموزش و يادگيري پي خواهد برد .
محدوديت هاي رايانه
نکته اي که بايد مورد نظر معلمان و ساير دست اندرکاران تعليم و تربيت قرارگيرد ، آن است که به گواه تجارب و روش هاي آموزشي کشورهاي پيشرفته ، امروزه مسلم شده است که رايانه هرگز قادر نخواهد بود جايگزين کاربر خود شود .
ديگر سخن اينکه ، اين ماشين نه تنها قابليت آن را ندارد که جاي ” کاربر ” خود يعني معلم را بگيرد ، بلکه فقط مي تواند دانش ، خلاقيت و توانمندي هاي او را افزايش دهد و براي اداي وظايف و مسؤوليت هاي خطير آموزش و تدريس ياور او باشد .
کنگره ملي تکنولوژي انگلستان عنوان مي کند که نبايد رايانه را سيستمي پنداشت که مي تواند معلم و مواد چاپي و کتاب هاي برنامه ريزي شده را شامل گردد . رايانه ماشين فوق العاده اي است که هرچه بيشتر آن را بشناسيد ، بيشتر شما را مجذوب خود مي کند اما به هر حال ماشيني ساخته دست بشر است .
آموزش برنامه اي
انديشه آموزش برنامه اي را نخستين بار بي



قیمت: تومان


پاسخ دهید